این چندتا بیت مکالمه بین رستم و اشکبوس رو دوست دارم :
بدو گفت خندان : که نام تو چیست
تن بی سرت را که خواهد گریست ؟
تهمتن چنین داد پاسخ که نام
چه پرسی کزین پس نبینی تو کام
مرا مادرم نام ؛ مرگ تو کرد
زمانه مرا پتگ ترک تو کرد
وای از این موقع سال متنفرم .
نور خورشید قشنگگ میوفته قسمتی از اتاق که همیشه اونجا میشینم
, Paradox ,
@Malovilleburied توصیف زیبایی اینجا یکی از سخت ترین کاراییه که شاید بخوام یه روز انجام بدم وایب زیب
خیلی ناراحت شدم که نیست وای اصن تمام وجودم یه لحظه فروریخت