متنفرم از آدمایی که بدون منطق و ذره ای فکر کردن حرف میزنن .
یه ضرب المثلی هست که میفرماید :
باید حرف دهانتان را بفهمید -
یه حرفایی تو ناشناس زدید
که نمیدونم به این حجم از ... بودن بعضیا بخندم و رد شم ؟
یا یه واکنش غیر اخلاقی نشون بدم که در شان من نیست 😔
هدایت شده از ی کاغذ از برگه کاهی . .
مهم نیس چه رنگی رو دوس دارم..
مهم نیست چجوری زندگی میکنم..
مهم نیست که من کیم
چکسایی دوستم دارن
چ ادمایی بهم ضربه زدن
چ کسایی بهم درس دادن
من دیگ مردم
از درون احساساتم داخل ی ظرف شیشه مربا گذاشتن...
و منم بستن به درخت توت فرنگی...
با طناب هایی از جنس غم..ناراحتی..
خیال پردازیم را ازم دزدیدن..
خنده ام را گرفتند و نقاشی کردند..
ارامشم را قربانی کردند...
من از گشنگی میمیرم...
زودتر از انچه تصورش را بکنید...
میمیرم و استخوان هایم با طناب های دورم میسوزند...
گوشتانم از درون میسوزند...
مرا گشنگی دادند..
من تشنه ماندم..
تشنه محبت بودم و جان دادم..
گرسنه یک اغوش بودم و مردم:)