, Paradox ,
در انتظار اتوبوس خوشبختی بود ، تمام عمرش ... ••••••••• #feels
خوشبختی همان راهی بود که باید پیاده میرفت
ایستگاه خوشبختی ؛
و ایستادن و انتظار برایش ، یک توهم بود !
او فقط باید همانطور به راهش ادامه میداد ..
•••••••••
#feels
زپرتي :
واژة روسي Zeperti به معني زنداني است و استفاده از آن يادگار زمان قزاقهاي روسي در ايران است در آن دوران هرگاه سربازي به زندان ميافتاد ديگران ميگفتند يارو زپرتي شد و اين واژه کم کم اين معني را به خود گرفت که کار و بار کسي خراب شده و اوضاعش به هم ريخته است.
| واژه |
دیشب یه کابوس کوتاه دیدم ؛
ولی قشنگ حس میشد
وقتی از خواب پا شدم ... یه لحظه تعجب کردم
که اون که خواب نبود
صدا میشنیدم
حس مسکردم لمس کردنو
همه چیز
و واقعا خوشحالم که خواب بود
بعضی وقتا دلم میخاست یه پسر نوجووون محبوب باشم که توی یکی از ایالتای امریکا زندگی میکنه و توی تیم بیسبال یا فوتبال امریکایی مدرسه عضوه و همه بچه ها دوستش دارن .
توی زنگاه ناهار خوری هم سر اینکه کی کنارش بشینه بحثشون میشه و اونا بهش اهمیت میدن
و زنگای تفریح با اکیپشون با اون سوییشرتایی که روش M داره دور هم جمع میشن و برای بازی بعدی برنامه میچینن ...
اما
من اینجام ؛ یه دختر خجالتی و درونگرا که دقیقا اون طرف کره ی زمین توی ایران و اصفهانم . و خبری از تیم بیسیال یا فوتبال امریکایی نیست ، هیچکی هم دوستم نداره
همچنین تنهایی غذا میخورم
آره !
#feels