فکر گردن به اینکه همه ی بچه های مدرسه دارن بکوب درس میخونن
باعث میشه جنون پیدا کنم
هیچ وقت این شیرارو درک نکردم
چطور قبول میکنن اصن اون لباسو بپوشن
و بعد چهاردستو پا راه برن
و برای مثال در عزاداری خودشون خندشون نمیگیره ک چه کاریه دارن میکنن
و از اون طرف مردم چطوری خندشونو کنترل میکنن
اصن عزاداری نیست دیگه طنزه
تاحالا شده جایی ک نباید خندتون بگیره خندتون بگیره ؟
و به زور کنترلش کنید
و تو یه جای عمومی نسبتا شلوغ
یهو با یه آدم دیگه چشم تو چشم بشید و متوجه شید که دیگه نمیتونید کنترل کنید و عضلات صورتتون داره ومنقبض میشه
و یه لبخند افتضاح میاد روی صورتتون ک در حال گذر ک دارید رد میشید فرد مقابل با خودش میگه
عجب احمقی بود چرا وقتی منو دید صورتش اون شکلی افتضاح خندید
و وقتی ک رد شدید
برای اینکه بقیه مردم هم فکر نکنن شما خل یا چل هستید
سرتونو میندازید پایین و با دست جلوی دهنتون رو میگیرید که منفجر نشید ؟
قبل از آنکه خیلی چیز هارا نگفته ام ، خواهم مرد ؟
یا
بعد از آنکه خیلی حرف هارا زده ام ؟