من واقعا شبا یه بد بختی دارما
جدی خوابم نمیبره
بعد بیدار میمونم مثلا تا وقتی که اینقدر خوابم بگیره که دراز کشیدم خوابم بره
چون حوصله ی اورثینکای شبو ندارم واقعا
چیزی که ذهنمو مشغول کرده اینه که :
ما تابستونا اینقدر کولرو زیاد میکنیم که دما ۱۰ درجه و اینا میشه بعد با آسین کوتاهیم
بعد زمستون دما ۱۰ درجس با هودی و پولیور میگردیم ...
فازمون ؟ نامشخصه
, Paradox ,
چیزی که ذهنمو مشغول کرده اینه که : ما تابستونا اینقدر کولرو زیاد میکنیم که دما ۱۰ درجه و اینا میشه
زمستون با بخاری و اینا مثلا ۱۰ درجس
, Paradox ,
گوشه ی کتاب خونه ایستاده بودم و کتابی که میخاستم رو از قفسه بالای سرم برداشتم نگاهش میکردم بازش کرد
این حس بد ترین حس دنیاس
از حس کردنش فوق العاده در عذابم
معلم زیستمون داشت میگفت از خودتون سوال بپرسید برا اینکه بفهمید کجای کار گیر کردید چون مغز جوری طراحی شده که به سوالات جواب میده
ولی چرا هیچ وقت جواب سوال [ چرا من به اندازه کافی خوب نیستم ؟] رو نمیده ...