کاش الان هایدی بودم ،
و تو کلبه کوهستان با بابابزرگم زندگی میکردم .
و دغدغم این بود که کی با پیتر بریم گوسفندارو ببریم چرا .
کاش هنوز ارتدونسی داشتم و ماهی یه بار مثل همیشه سه شنبه ها میرفتم دکتر و
رنگ ارتودنسیامو عوض میکردم 😔
داره پدرم درمیاد نه تنها پدرم بلکه اجدادم . ولی همزمان میخام بگم دلم برا دبیرستان تنگ میشه .
کاش فردا بعد امتحانم یه بلیط میگرفتم برا انکوریچ الاسکا و وقتی میرسم اونجا شبه تازه بعد میخوابم .