داشتم پنالتیای فوتبال کره جنوبیو با عربستان میدیدم . تنها چیزی که میخام بگم اینه که تماشاچیای کره خیلی قشنگ بودن .😔😂
سر زنگ عربی درسو میفهمیدم .
نمرمم بهتر از چیزی شده بود که فکرشو میکردم .
مسابقه مو دادم و خودم راضی بودم .
و یکی از داورا رو از قبلا میشناختم خیلیی خوشحال شدم دیدمش باز
زنگ دوم سر ادبیات یکم حالم بد شد و دوستم اصرار کرد دیگه اومد منو برد اتاق بهداشت منم تا آخر زنگ تو اتاق بهداشت دراز کشیدم )
زنگ دینی ام خوب بود .
در کل روز خوبی بود ✨
و آخر زنگ دینی ام اومدن دنبالم و با یه نگاه بچه ها من رفتم شما بمونید ،
کلاسو ترک کردم 😂
۱۱/بهمن/۱۴۰۲
سلام ، من یه دانش آموزه سال اخر رشته تجربی هستم . و میخواستم بگم از پزشکی متنفرم !
امروز تو راه برگشت به خونه با دوتا کلاغ دوست شدم و هرچی پسته داشتمو دادم خوردن .
و تا خونه همینجور دنبالم میومدن :"]]
راستیی امروز مدرسمون حوزه مسابقات بود
و یناا رو دیدمم و اتفاق خیلی خوشحال کننده ای بود واقعا .✨^^