تو کوچمون یه ماشینی بود روش پر برف بود منم ادم برفیه سه طبقه ساختم و اوردم خونه
با اینکه شب ساعت 4 و نیم خوابیدم و شرایط جسمی و اینا ولی خوشحال ترین بودم و فکر کنم کاش بشه هر هفته یه جلسه تراپیه برف داشته باشم تو برنامم
بهترین قسمت امروز اون لحظه ای بود که وارد کلاس شدم و دیدم اکیپ منفور کلاسمون نیومدن و از اونجا اون روز خوب شروع شد !
چون پیامامو اینقد جدا جدا و شرحه شرحه نوشتم فکر کنم باید هشتگش رو هم جدا بنویسم اگه یوقت خواستم دوباره این روز رو به یاد بیارم نگردم سه ساعت دنبالش پس #خاوطره
وای امروز اینقدر خوب و عالی و زیبا و ✨✨✨ بود که میخام قابش کنم تو تاقچه خاطراتم برا همیشه
و در آخر قابی از شبِ ۷ اسفند ۱۴۰۲