مامانم بعد اینهمه سال یادش افتاده اون روزی سوار تله کابین شده سرش گیج میرفته و ترسیده من از دستش بیفتم و میگفت خوب شده دادمت دست بابات و گرنه چی میشد😂🥲
الان حس گلی رو دارم که اولش دوستش داشتن وقربون صدقه اش میرفتن ولی کم کم رنگ و بوشو از دست داده و پلاسیده شده ودیگه ازش سراغی نمیگیرن
مداد رنگی گمشده زیر درخت چنار
الان حس گلی رو دارم که اولش دوستش داشتن وقربون صدقه اش میرفتن ولی کم کم رنگ و بوشو از دست داده و پل
واقعا یه لحظه مغزمو احساساتم هک شد انگاری😂🤡