مدرسه واقعا عجیب شده
وایب سالهای قبل رو نمیده از اون موقع ها کلیی خاطره خوب مونده برام ولی یه حس بد ته نشین شده ای هم بود
که الان فعلا خداروشکر نیست
ولی آدمیزادو فقط خودش میتونه نجات بده
بقیه تا حدودی بتونن کمک کنن
یجوری همه دارن سرما میخورن
که بیاین باهم بریم دیت گریه(از این ادابازیا که اصن نمیفهمم چیه)
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
مادر بزرگم همیشه میگفت هر وقت مریضی یا مشکلی واست پیشاومد،
خدارو شکر کن که تا الان اون مشکل رو نداشتی،
90 درصد مشکلت حل شده
«هستی»
@farsitweets
مداد رنگی گمشده زیر درخت چنار
مادر بزرگم همیشه میگفت هر وقت مریضی یا مشکلی واست پیشاومد، خدارو شکر کن که تا الان اون مشکل رو ندا
ولی الان واقعا اینکار از من برنمیاد
الان فقط غر زدن
شایدم اون موقع فقط جنبه منفی خودمو دیدم و یکمم اهمیت ندادم که بالاخره یه ویژگی های خوبیم دارم
ولی جدا میخواستم همینطوری الکی کلاسمو نرم همینقدر اگه ولم کنن راحت و الکی کارامو انجام نمیدم و جا میزنم
ولی جدا معاشرت با دوست خوب تو اعتماد به نفس آدم خیلی تاثیر داره