یادش بخیر
با ریحانه دخترعمم آزادش میکردیم تو خونه بعد همه جا راه میرفت ما هم میفتادیم دنبالش برش گردونیم سر جاش😂😭
جفتش مرده بود اون موقع فقط مَرده مونده بود
بعد یه بار این فرار کرده بود ولی جفتش هنوز تو لونه شون گیر بود
این رفته بود پنجره طبقه بالا نشسته بود منتظر😭
دیگه از عشقش سواستفاده کردیم و برش گردوندیم
نمیدونستم چقد ممکنه از بقیه تاثیر بگیرم ولی امروز و دیروز قشنگ فهمیدم
اگه میخواین افکار منفی ازتون دور شه کوچیک ترین کار اینه که حالت و موقعیت بدنتونو تغییر بدین
اگه مشغول یه کاریم بشی که دیگه بهتر
هدایت شده از نسل زد(:
یادت باشه تو افکارت نیستی!
ذهن فقط مثل یه اتاق پر از صداست، و هر صدایی که بلندتره لزوما واقعیتر نیست!
هر یه دونه دروغی میگم راجع به یه چیزی کلی ناراحتم میکنه
ولی نمیدونم چجوری جمعش کنم