ولی جدی وایبش یجوریه که دلم خواست منم یه دختر صورتی پوش(منظورم فقط رنگ لباسش نیستا )بودم که به خودم بیشتر میرسیدم و نرم و راحت با بقیه معاشرت میکردم
این راحت بودنه منظورم اینه معذب نباشم
و اگه موقعیت ارتباط گرفتن پیش اومد خودمو عقب نکشم
یجورایی عین اون مدل خودم که آسون تر ارتباط میگرفتم
کسایی که فک میکردم زیاد اهمیتی براشون نداشته باشم عکسشو ثابت کردن
اول صبحی وقتی دیدمشون برگام ریخت وای انگار خواب بودم بس که عجیب بود
من چون تو خونه نیستم معمولا اصن متوجه مرغه نشده بودم بعد یهوو غافلگیر شدم