اول صبحی وقتی دیدمشون برگام ریخت وای انگار خواب بودم بس که عجیب بود
من چون تو خونه نیستم معمولا اصن متوجه مرغه نشده بودم بعد یهوو غافلگیر شدم
نمیدونم چرا اینقد از حیوونا میترسم انگار مثلا یکم نوکم بزنه میمیرم😂
قشنگ برای حفظ بقا دویدم
ولی نه جدا خیلی بد پرید میتونست حتی صورتمو چنگ بزنه
مداد رنگی گمشده زیر درخت چنار
آزمونم رو خراب کردم در حال حاضر یه آدم ناامیدم
ولی میدونم که هنوزم قابل تغییره