ولادت حضرت زهرا و روز مادر رو تبریک میگم
خیلی روز قشنگ و گل گلی ایه❤🌱
آنامو تموم کردم میدونم اصلا وقتش نبود اصلا
یه درسایی گرفتم ازش
ولی شخصیت مارال تا ابد))))
آخرا دیگه از خانواده دکتر ثروتیان بدم می اومد بس که درد مارال زیاد بود
مداد رنگی گمشده زیر درخت چنار
آنامو تموم کردم میدونم اصلا وقتش نبود اصلا یه درسایی گرفتم ازش ولی شخصیت مارال تا ابد))))
دروغ و پنهان کاری اول روان خود آدمو نابود میکنه
بعد بقیه رو
آبجیم داشت گریه میکرد رفتم آرومش کنم یه چنگی زد تو صورتم و بله الان رو صورتم یه جای چنگ دارم((((
بچه اس به هر حال
هدایت شده از مبتلایِ امید
11.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- بیصدا نرو.
حداقل تو، بیصدا نرو...
*بغض
هدایت شده از [ریــح]
امروز وقتی از دست خودم عاصی بودم که چرا انقدر اهمالکار و تنبلم، مشاورم یچیزی گفت که از نظرم جالب اومد، گفت "اهمالکاری از یک هیجان حل نشده میاد." اولش برام عجیب بود، اما وقتی بیشتر بهش فکر کردم، کاملاً منطقی شد. ما معمولاً میدونیم اون هیجان چیه، مثلاً اضطراب، ترس از شکست، یا خشم سرکوب شده، اما نمیدونیم دلیلش چیه یا حتی از کجا شروع شده.
وقتی اون هیجان حل بشه، عجیب نیست که خود به خود اهمالکاری هم کم میشه.
مشاورم گفت، گاهی حتی نیاز نیست حلش کنیم، فقط کافیه از ابهام درش بیاریم. اونموقعست که نقطهی کم شدن اهمال کاری و بلند شدنه.
یعنی واقعا اهمالکاری همیشه تقصیر تنبلی یا کمانگیزگی نیست. خیلی وقتها وقتی آدمها اهمالکاری خودشون رو گردن تنبلی خودشون میندازن، در واقع دارن با هیجانهای حل نشدهای دست و پنجه نرم میکنن که روی هم تلنبار شدن و تبدیل شدن به اهمالکاری شدید.
در واقع وقتی ما با هیجاناتمون روبهرو نمیشیم و سعی میکنیم فرار کنیم، اون هیجانها انرژی خودشون رو جمع میکنن و خودشون رو به شکل رفتارهایی مثل اهمالکاری، پرخوری، یا حتی خوابیدن زیاد نشون میدن. یعنی اهمالکاری در واقع یه علامت هشداره، یه راهی که ذهن و روانمون داره بهمون میگه "یه چیزی اینجا درست نشده."
و فهمیدم که دفعه بعد که دیدم دارم پشت کاری قایم میشم یا انجامش نمیدم به جای سرزنش خودم، یه لحظه باید توقف کنم و از خودم بپرسم" این اهمالکاری من داره چه هیجانی رو پنهان میکنه؟" گاهی فقط شناسایی اون هیجان خودش شروع کنار گذاشتن اون اهمال کاری و تنظیم هیجانه.