eitaa logo
مداد رنگی گمشده زیر درخت چنار
13 دنبال‌کننده
216 عکس
46 ویدیو
1 فایل
شروع دوباره من
مشاهده در ایتا
دانلود
داشتیم میرفتیم حرم و تو ترافیک دو نفر از یه ماشین پیتزا نذری دادن بهمون و گفتن نذر حضرت زهرا بعد همون لحظه ای بود من سر یه چیزی ناراحت بودم و اشکم داشت در می اومد و اینکار این ادما خیلی حس خوبی بهم داد
تو حرم اتفاقی با یه خادم شوخ هم صبحت شدیم که حرفاش و خودش وایب خیلی خوبی میداد
داشتم فک میکردم خادم بودن چه حسی داره
تو این سفر فهمیدم که من وقتی گشنمه غذا نمیخورم من فقط هوسی میخورم و همینه که چاق شدم
در کل خیلی چیزا فهمیدم راجع به خودم
هیچ جوره نباید محل به حس و حال بد بدم و گرنه کل روزمو خراب میکنه و خب اگه مشغول باشم و یا در حال برنامه ریزی برا قدم بعدی حالمو خوبه
دیگه اینکه یخورده ام دوز منفی نگریم بالا رفته
خونه مامان بزرگ وقتی وایب قبلنا رو میده خوش میگذره