جایی راجع به سکوت میخوندم که میگفت: “سکوت انتهای محبت به کسی است که از او خشمی در خویشتن داریم اما توان از دست دادنش را نه” چقدر میفهمم این لعنتی چی میگه..
«و ما با آنان چنان رفتار کردیم که گویی ارزشی فراتر از آنچه سزاوارش بودند در وجودشان نهفته است، هرچند حقیقت آن بود که لیاقت اینگونه بزرگواری را نداشتند...»
[ نوشته بود وقتی یه همسفرِ خوب داشته باشی دیگه دنبالِ رسیدن به مقصد نیستی، دنبالِ طولانی ترین جاده های دنیا میگردی ، جاده هایی که تموم شدن رو بهشون یاد نداده باشن... :) ]
خیلی جالب و یکم عمیقه..
بهش که فکر کنی،
یعنی مثلا اگه طرف توی کودکی و اوایل زندگیش از محبت و حمایت مادری به هردلیلی محروم بوده، در بزرگسالی برای بقیه نقش مادر رو بازی میکنه... ممکنه خودشم متوجه نشه ولی خب جزو شخصیتش میشه، چون آسیب دیده و کسی حمایتش نکرده از همه حمایت میکنه...