- وقتی یه نابینا ازت بخواد دریا رو توصیف کنی، تازه میفهمی کلمات نمیتونن حسی که داری رو بیان کنن ..
[ فرد بالغ، هنگام ناراحتی به گفتوگو روی میآورد؛ اما کسی که در کودکیاش مانده، سکوت میکند و انتظار دارد دیگران بیآنکه کلامی بشنوند، رنجش ِاو را دریابند... ]
"تاسیان"
اندوهی لطیف و عمیق، شبیه حسرتی که میان خاطرات گم میشود. دلتنگی برای آنچه که بوده و دیگر نیست، یا شاید هرگز نبوده.. حسی شبیه صدای باران بر پنجره، که یاد گذشتهها را زنده میکند ؛
و گویی همچون عطری که از کتابی قدیمی بلند میشود، تو را به قلب خاطرات میکشاند . .🤍
از یکی کتاب قرض گرفتم، و حدس بزنید بین صفحاتش چی پیدا کردم؟ یه قایق کاغذی ِکوچولوی بانمک :)))