هدایت شده از ☆𝐋𝐢𝐟𝐞 𝐥𝐢𝐧𝐞☆
هر روز که قیمت دلار میره بالاتر
دو تا پارتنر قید ازدواجشونو میزنن
یه پدر نمیتونه برا بچش دوچرخه بگیره
یه مادر مجبوره یجای دیگه هم بره کار کنه
یه پسر معامله ماشینی که میخواسته رو کنسل میکنه
یه نفر دیگه نمیتونه داروهاشو بخره
یه نفر باید اندازه حقوق یه ماهش برا سکه مهریه بیشتر بده.
هدایت شده از ☆𝐋𝐢𝐟𝐞 𝐥𝐢𝐧𝐞☆
وطنم نابود شده و دردناکتر از همه اینه که ما هر سال فکر میکردیم بدتر از این نمیشه، اما شد. پارسال شب یلدا دلار هفتاد هزار تومان بود و امروز صد و چهل و پنج هزار تومان؛این فقط عدد نیست، این یعنی کوچکتر شدن سفرهها،له شدن آرزوها،و خستهتر شدن مردمی که فقط میخواستن زندگی عادی داشته باشن. ما جوونا چه گناهی کردیم جز اینکه تو این خاک به دنیا اومدیم؟ چرا آیندهمون باید گروگان تصمیمهایی باشه که هیچ نقشی در اون نداشتیم؟