پليليست"مداحي"¹²⁸
[ مارا چه نیازیست به تحسین خلائق
سگ های رقیه همگی کار درستند / ٣١٥ ]
قرار بود جانم را نزدت به امانت بسپارم ،
اما دوری از تو روزی هزاران بار جانم را گرفت / ۱۳۳
گر بسوزد پیکرم ، در آتش عشقِ حرم؛
خیزد از خاکسترم / لا عشق الا کربلا . .