eitaa logo
کلاسینما|عبدالله غفاری|
176 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
1.3هزار ویدیو
10 فایل
تا حالا شده برای ارتباط گیری با فرزندتون یا شاگردتون یا اصلا با دیگرون دچار مشکل بشید یا نتونید حرفی رو که می خواید منتقل کنید؟ کلاسینما تلاشی هست از طریق هنر و رسانه برای پاسخ به این نیاز و مسئله .... شعار ما : معلومات ندهید .... علامت بدهید !
مشاهده در ایتا
دانلود
🚩 حتما بخونید... خیلی جذاب و پرمعنا👇 در ستایش هیئت خانوادگی ما شب اول محرم دوست داشتم هیئت منزل ما باشد. از اول هفته رزرو کردم. چند سالی بود که محرم را درک نکرده بودم. نه مراسمی، نه روضه‌ای و نه هیچی. حالا شب اول محرم میخواستم کاری کرده باشم. برای همین روستا نرفتم. برنامه‌ی هیئت مشارکتی است. یک نفر میزبان است. نفری دیگر شام را تدارک می‌بیند، نفر دیگرتری یک خوراکی دیگر را تقبل می‌کند. من که دو سال است عضو شدم و ظاهرا چندین سال است هر هفته منزل یکی از اعضاست. با حضور یک استاد که مباحث سلسله‌وار قرآنی را مطرح می‌کند. آخر برنامه دعایی به انتخاب میزبان قرائت می‌شود و برای همه طلب دعای خیر می‌کنیم. راستش را بخواهید زیاد اهل هیئت نبوده‌ام. از آنهایی بوده‌ام که باید کسی باشد من را ببرد و بیاورد. برای همین کسی نبوده و پای رفتنم به هیئت آشنا نیست. تا وقتی که با این هیئت آشنا شدم. ترجیحم همیشه این بوده جشن‌های اهل بیت (ع) را میزبان باشم. نمی‌دانستم ماه محرم معمولا چه چیزی باید جز پذیرایی باشد. دوستان مجازی خرما و شله زرد را پیشنهاد دادند، اما برای خیساندن برنج دیر بود. شربت توت فرنگی زشت نیست؟ با توجیه گرمی هوا شربت انتخاب شد. من خانه را جارو زدم. دخترخاله شربت توت فرنگی درست کرد و چای را دم. من خانه را جارو زدم و مرتب کردم. مدیر هیئت تماس گرفت و فهمیدم شام قیمه داریم. مجدد تماس گرفتم ببینم سالاد را کسی به عهده گرفته یا نه؟ پس سالاد شیرازی را خودم بر عهده گرفتم. بشقاب و قاشق و چنگالها را چیدم روی کابینت آماده باشد. لیوان‌ها را در سینی چیدم. خاله‌م همیشه به طور جدی از من می‌پرسید که در آینده اگر خواستم ازدواج کنم، شبی قرار شد مهمان داشته باشم، پلن برنامه ریزی من چیست؟ اول از کجا شروع می‌کنم؟ قدم به قدم باید برای خاله توضیح می‌دادم. حالا خاله می‌خواست با یک امتحان شفاهی خیالش راحت شود در آینده اعتبار زنان خانواده را به باد ندهم. «خاله مهم اینه آدم همه چی بلد باشه. اگه الان کاری نمیکنم معنیش این نیست که بلد نیستم. مگه همه دخترا از روز اول همه چی بلدن؟» حالا باید مامان و خاله بودند و می‌دیدن ماهگیری را بلد هستم. داشتم ۴۰ تا قاشق و چنگال می‌شمردم. در ذهنم هم جواب دغدغه خاله و مامان را مرور می‌کردم. هم داشتم حدس می‌زدم آن خانم و آقای هیئتی در آشپزخانه حسینیه و مسجد چه حسی را تجربه می‌کنند. هنوز انگشت شمار میزبان هیئت بوده‌ام و تجربه‌ها برایم تازگی دارد. به دخترخاله که نه اهل هیئت است و نه این برنامه‌ها و از قضا خانه‌ی ما بود و ناچار در مشارکت گفتم: «دخترخاله ببین همین الان نیت کن هر چی میخوای از امام حسین بخواه. هم شب اول محرمه، هم کشور تو جنگ بوده، هم کلی شهید دادیم. خلاصه‌ درهای رحمت و اجابت بازه». آن یکی دخترخاله که زنگ زد. داشت به فاطی می‌گفت کمی بیشتر با من بگردد از فردا چادر هم می‌پوشد. خندیدیم و برگشتیم سر کار هیئت‌داریمان به سبکی دخترانه. خانواده‌ی اول از راه رسید. کف آشپزخانه مشغول ریز ریز کردن گوجه و خیارها بودم. مهمان اول در را برای مهمانان بعدی باز کرد. در این مواقع همه صاحب‌خانه‌اند و میزبان. همین صمیمیت و بدون تکلف بودن هیئت آهنربای جذب من بوده. من روی اندازه‌ی سالاد و گوجه تمرکز کرده بودم همه مساوی هم باشد. خانواده بعدی هم آمدند با یک جعبه شیرینی برای هیئت. دیگر زشت بود پذیرایی را به تاخیر بیندازم تا همه بیاید. شربت را ریختم و زحمتش را به یکی از حاضرین دادم. زنگ زدم مامان ببینم آبغوره‌ای که سرش پلمپ نباشد داریم یا نه. هنوز تناسب پیمان و تعداد مهمان دستم نیست. مهمانان بعدی که آمدند ازشان پرسیدم سالاد به اندازه‌‌ی همه هست یا نه. همیشه فوبیای کم آمدن غذا را دارم. استاد مباحث را شروع کرد و در آشپزخانه گوش می‌دادم. استاد داشت می‌گفت جنگ خودش شخصیت دارد. زمان شروع و اتمامش مشخص است. حواسم رفت پی اینکه چای نریخته‌ام. سر رشته از دستم در رفت. یکی هم گفت رهبر یک استراتژی چیده بود، یک مدلی جنگ را مدیریت کرد، که الان مردم خودشان به حکمت همه چیز پی بردند. ده دوازده بچه هم آن وسط شده‌اند اسباب امتحان الهی در کنترل خشم و تمرکز بر مباحث استاد که برایمان «بچه نکن بشین» شده از محرمات هیئت و بچه‌ها قوم برگزیده‌اند که نباید بهشان چیزی گفت. در طول هفته منتظر برنامه‌ی پنجشنبه شب هستند. همین خاطره‌سازی با هیئت است که مباحث دینی را کم‌کم و طولانی‌ مدت برایشان نهادینه می‌کنند. هیئت تمام شد و یادم باشد برای خاله تعریف کنم و از نگرانی‌های همیشگی‌اش درش بیاورم. هیئت دارد از من همان دختر ایده‌آلشان را می‌سازد، که از هر انگشتش یک هنر می‌ریزد‌.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌 مرحوم علی سلیمانی از خاطره همراه کردن بی دینهای اروپایی و خارجی در راهپیمایی اربعین صحبت می کنه..‌‌. ✅ روحت شاد مرد .... چقدر با صفا و حسینی واقعی بود ، علی سلیمانی 🖤🖤🖤 ✍ واقعا با چه ابزارهایی می تونیم با دیگرون ارتباط بگیریم و پیامی رو منتقل کنیم... در این مثال علی سلیمانی عزیز بوسیله همون ابزار پیاده روی و سنت پیاده روی با مخاطبش ارتباط می گیره...
🔻 سیستم دفع مدفوع جهان کجاست؟ ✍ ترجمه توییت: نیاز دنیای امروز! 👤حکمت بدن یعنی رفتن به ورای بدن و دریافت حکمتهای آن برای زندگی 👇 در این کاریکاتور نشان داده شده همون طور که بدن انسان نیاز به دفع مواد زائد از بدن از طریق پایان گوارش داره، جهان هم نیاز به چنین دفعی داره و یکسری فرهنگها و قوانین بین المللی در حکم مواد زائد برای جامعه بشری هستن که باید دور ریخته بشن.🤔 ادمین کانال: @clasinema / 09179091323 کانال در ایتا📡 : 🔴 https://eitaa.com/classinema
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
27.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻هنر تعزیه و انتقال هنرمندانه: هرثمه بن ابی مسلم یکی از دهها هزار نفری که روی کوه ندبه نشسته بودند و وقایع کربلا را تماشا می‌کردند و برای لشکر امام دعا می‌کردند! «همه نمی‌رسند» ماجرای زندگی کسانی که دعوت امام را رد کردند! • اجرا و ضبط: مراسم شب هشتم محرم / آستان شیخ صدوق علیه‌السلام @ostad_shojae | montazer.ir
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کلاسینما|عبدالله غفاری|
🔞 قصد داشتم بابت این پست از دوستان کانال عذرخواهی کنم... اما اجازه بدید این کار رو نکنم ... سالهاست که نگاه به ظاهر مسائل و ظاهربینی و نپرداختن به عمق مسائل جامعه رو به مرحله خلأ تفکر رسونده و لازم هست نگرشمون رو به مباحث تغییر بدیم.. 🎯 دیدن و تفکر در مسائلی که به ظاهر زشت و مشمئز کننده هست و نگاهی دوباره به مسائلی که به ظاهر زیبا هستن شروعی برای این ماجراست!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
12.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🦠 سیستم ایمنی بدن یا گنبد آهنی؟! 🤛 سیستم ایمنی بدن ما قابلیت الهام گیری زیادی برای مباحث امنیتی و دفاعی داره که میشه به صورت فردی و اجتماعی از اون استفاده کرد. و انقدر دقیق و چند لایه هست که گنبد آهنین دشمن تنها بخش کوچکی از این فرمول پیچیده در بدن انسان است. بعنوان مثال👇 🔻دفاع غیر اختصاصی بدن که به نوعی با پوست شروع میشه نشون میده همه آحاد جامعه در هر نقطه ای برای دفاع می تونن مؤثر باشن ! 🔻پادتن سازی از بیماری یعنی داشتن حافظه امنیتی به گونه ای که ضرب المثل «از یک سوراخ دوبار گزیده نشو » محقق بشه! 🔻دفاع اختصاصی یعنی یک جاهایی باید نوع دشمن و دشمنی ها از هم تفکیک بشه و شناسایی دقیق صورت بگیره و فقط با پاسخ فوری جواب نمی گیره جامعه! 👈 اگر الهامی از سیستم ایمنی داشتید برای ما به آدرس ادمین بفرستید تا انعکاس بدیم ان شاالله. ادمین کانال: @clasinema / 09179091323 کانال در ایتا📡 : 🔴 https://eitaa.com/classinema