هدایت شده از شماره "۱"
دلم میخواد یکسری کتاب های مورد علاقم رو معرفی کنم که بخونید، و از اونجایی که دلم میخواد انجامش میدم(شما هم برید بخونید نذارید تلاش های من بینتیجه بمونه🙏🏼)
۱. عصیانگران
من یه مدت واقعا مجذوب این کتاب بودم و وقتی میرفتم کتاب بخرم دستم میرفت روی این مجموعه، هنوز جلد آخرش رو نخوندم (نصفه خوندم) و با اینحال میگم محشره... با احساسات شما بازی میکنه و به صورتی جذابه که نمیذاره بزارینش زمین.
داستان فانتزی(با حالت امروزی_ داستان ابرقهرمانانهست و فکر کنم فنای مارول خوششون بیاد) و عاشقانهس ولی رومنتزی نیست، یعنی خب واقعا شبیه رومنتزی نیست. شخصیت مرد فاقد کلیشهاست و شخصیت دختر هم همینطور. توی این کتاب طرفدار وجه شرور داستان بودم ولی یکی از مفاهیم این کتاب همین دنیای خاکستریمونه که نویسنده روش تاکید کامل داشته.
هرخوبی، کاملا خوب نیست و هر بدی، کاملا بد نیست.
دنیای خاکستری.
اگه قرار باشه با یه جمله تعریف شما رو بهش جذب کنم، اینه::
کاپل اصلی کتاب، در واقع عاشق هم دیگهان و وقتی که تبدیل به خود دیگرشون میشن، میخوان هم رو بکشن.
۲. کارناوال وحشت
راستش یه کتابی معروف شده بود با همین اسم یا اسمی شبیه به این با نویسندگی دن پابلوکی، البته اینی که من میگم ایرانیه و النازدادخواه نوشته.
این کتاب داستانش خیلی شبیه به اسکوییدگیمعه(ولی کپی نیست چون یکی دو سال قبل اسکوییدگیم منتشر شده) اما با اینحال خیلی خفنه.
ژانرش وحشته درواقع، و موضوع بازی های مرگعه. شخصیت ها واقعادوست داشتنین و نویسنده سعی نکرده هیچکدومشون رو کاملا بینقص نشون بده.
فکر کنم مفهوم این کتاب اینه؛
حتی انسان هایی که از اونها تنفر داریم هم لایق درست زندگی کردن هستن.
پایانش واقعا عجیبه و شما ساعت ها توی فکرش میمونید. درمورد ریتمش هم مطمئن باشید مثل کتاب قبلیه، درکل من معمولا به کتابی که ریتم کند داشته باشه جذب نمیشم(اما این موضوع استثنا هم داره)
۳. دیزی جونز و گروه شش
شاید اسمش رو شنیده باشین، به معنای واقعی کلمه با این کتاب زندگی کردم. همه چیزش متفاوت بود؛همه چیز.
نوع گفتار شخصیت ها مثل مصاحبه بود، هر یکی دو خط راوی داستان عوض میشد. شاید فکر کنین که چه مسخره و اصلا بهش جذب نمیشین، اما برعکس عاشق نوع روایت داستان میشین چیزی که درنوع خودش منحصربفرده!
شخصیت ها محشرن، خود داستان عالیه، همشون نقص هایی دارن و باهاشون کنار میان.
داستان درمورد یه گروه راک تخیلیه در دهه ۸۰ و با تمام فراز و نشیب ها تعریفشون کرده. از ته دلت میخواد که آهنگاشون واقعی باشن و بهشون گوش بدی، اما متاسفانه فقط کتابه.
من قبل این کتاب به راک اند رول علاقهای نشون نداده بودم اما بعدش کم کم جذب شدم و شروع کردم به گوش دادن و خوشبختانه کلی آهنگ خفن پیدا کردم
۴. مردی به نام اوه
نمیتونم بگم به طور قطع این کتاب مورد علاقم از بکمنه، اما عاشقشم. چیزی که از بکمن دوست دارم شخصیت هاشن، این مرد توی شخصیت سازی خداست! تک تک شخصیت ها بهشون عمق داده شده و اصلا تخت نیستن. نمونش همین کتاب.
نمیدونم درموردش چی بگم، شاید شروع کتاب خوندنم بود. نه که قبلش نمیخوندم، درواقع کتاب های سنین کمتر رو میخوندم ولی بعد این کتاب انگار همه چیز با قبلش فرق میکرد.
این کتاب رو پنج_شش بار شاید خونده باشم. اون اوایل وقتی که تمومش میکردم، دوباره از اول شروع میکردم و با اینحال اصلا تکراری نبود. باز هم خوندنش حس خاصی رو بهم میداد.
توی یک کلمه، عاشقشم.
۵.شهسوار هفت پادشاهی
دیگه محشر بودن این کتاب ثابت شدهاس و نیازی نیست من چیز خاصی بگم، اما خب. از مارتین دنیاش رو دوست دارم، و خیلی اوقات هم شخصیت هاش رو. دنیا ها رو کامل و باور پذیر میسازه و مثل عصیانگران شخصیتها خاکسترین. البته نه که این دو کتاب شبیه باشن، اصلا شبیه نیستن!
در طول سفر دانک و اگ همراهشون بودم و واقعا کیف کردم ، اتفاقات جذابی میفتاد و به هیچ وجه حوصله سر بر نبود.
راستش داستان خرید این کتاب هم به نوع خودش بامزس و دوست داشتنی، اون موقع قیمتش خیلی کم بود و اصلا یادم میفته خندم میگیره:))
اگه خواستین از باژ بگیرین شومیز بگیرین ولی حدالامکان از باژ نگیرید
اینا بینقص ترین کتابایی هستن که میشناسم، یه سری کتاب دیگه هم هستن که عاشقشونم اما یک سری نقص هم دارن پس اونا رو معرفی نکردم. سه ساعته دارم تایپ میکنم، بخونیدیمسمس،سمس