https://eitaa.com/joinchat/4077061621C136132190d
حس میکنم تو بیشتر از اینکه منظرهها رو نقاشی کنی، چیزهایی رو ثبت میکنی که میترسی یک روز از یادت برن؛ صبحهای آرام کنار درختها، نور آفتاب روی علفها، صدای باد و رنگ آسمونی که هر لحظه عوض میشه. شاید برای همین همیشه دفتر و قلمموهات رو با خودت به طبیعت میبری و ساعتها جایی مینشینی که هیچکس مزاحمت نشه. آدمها فکر میکنن داری یک منظرهی زیبا میکشی، اما خودت میدونی هر تکه از رنگی که روی بوم میذاری، بخشی از یک خاطرهست. شاید روزی که دیگه نتونی اون منظره رو از نزدیک ببینی، فقط نقاشیهات باقی بمونن؛ و کسی ندونه تو تمام این سالها، داشتی تکههای زندگی خودت رو روی بوم پنهان میکردی…