اگرچه همه چیز میگذرد اما . . .
آدم تا ابد برای برخی از اتفاقات
غمگین خواهد ماند:)❤️🩹
امشب..
امشب باید در کنارم بودی؛در کنار این منِ محتاج به تو... همان منی که به گرمای آغوش تو نیاز دارد اما به روی خود نمیآورَد؛
نمیدانم این منِ تنها و بیکس،دیگر چگونه شب ها بدون خیالت به سر میکند و تو را در آغوش نمیگیرد؛امشب که دیگر جای خود را دارد.. جایی که قبلا در آن زندگی میکردی و امروز حتی ذره ای در آن وجود نداری! جایی که سخت تو را در آغوش میگرفت و امروز...
آه عزیزم.. یاد آن روز ها بخیر،یاد آن شب ها بخیر.. همان شب هایی که رأس ۰۰:۰۰،به ماه مینگریستیم،به یاد همدیگر میافتادیم و چهره های همدیگر را در آن میدیدیم... یاد موقع هایی که قهوه مینوشیدیم و با لحظه ای به یاد آورن لبخندهای یکدیگر،تلخی قهوه هایمان از بین میرفت ... :)
امشب شب آرزوهاست،شبی که شاید خیلی ها آرزو نداشته باشند؛ اما من چرا.. بسیار آرزو دارم...
آرزو دارم لبخندهای زیبایت را، آغوش گرمات را، نامت را، آهنگِ تُنِ صدایت را و مهم تر از همه،رنگِ قهوه یِ دو چشمانت را از یاد ببرم.. آرزو دارم اسمی که مرا با آن صدا میزدی را فراموش کنم.. آرزو دارم رایحه ی دستانت را از یاد ببرم..؛
تنها چیزی که نمی دانم این است که آیا تو را هم باید از یاد ببرم یا نه! به راستی، امشب آرزویت کنم یا نه؟:)!
#خودم