یه شبایی تو زندگی هست که بعد از ساعت ها فکر و خیال به خودت میای میبینی، روحت از اعماق وجودت گریه میکنه ولی از چشات هیچ اشکی نمیاد :)
نامه خودکشی بهجا مانده از سال ۱۹۷۰:
"به سمت پل میروم؛ اگر در مسیر حتی یک نفر به من لبخند بزند نخواهم پرید"
گه گاهی که دلم میگیرد
به خودم میگویم:
در دیاری که پر از دیوار است
به کجا باید رفت؟
به که باید پیوست؟
به که باید دل بست؟
- سهراب سپهری
گرچه گریه نکرد اما،
اشک هایش همانجا بودند، پشت کلماتی که نمیتوانست به زبان بیاورد.
بگذارید فکر کنند من شکست خوردهام؛ غرور من در سقوط،
زیباتر از ایستادن حقیرانهی شماست.
- فئودور داستایوفسکی
هیچ مترسکی را شبیه گرگ نساختند.
شبیه پلنگ یا خرس هم نساختند.
به گمانم هیچ موجودی
ترسناک تر از آدمیزاد نیافتند...
من عاشق قدم زدن زیر باران هستم،
چرا که هیچ کس نمیتواند اشک هایم را ببیند.
- چارلی چاپلین