بچه که بودم از عصر ها بدم میومد؛
ناهار رو که میخوردیم همه عادت داشتن میخوابیدن
و من تنها ترین کودک جهان میشدم.
بدون هم بازی، بدون تفریح، بدون دلخوشی، بدون هم صحبت.
الان عصره؛ خیلی عصره.
ما هیچگاه از رنج واقعی خلاص نخواهیم شد. “زیرا آگاهی” خواستگاه رنج است.
- فئودور داستایوفسکی
آیا اصلا هنوز قادر به خندیدن هستی؟ میترسم که خندیدن را در میان این مردمان تلخ کاملا فراموش کنی.
- نامه نیچه به خواهرش
آنها هفتاد خط توهین برای من نوشتند
تنها چیزی که اذیتم کرد،
غلط های املایی شان بود.
- فئودور داستایوفسکی
آن که میگوید دوستت دارم، عشق را نمیفهمد. عشق را باید در سکوتِ میانِ دو نفَس یافت.
- محمود دولت آبادی
بزرگترین اندوه، اندوه از دست دادن کسی است که دوستش داری و دیگر هرگز او را نخواهی دید.
- گابریل گارسیا مارکز