مداد رنگی سفید، مثل نفس آرام برف روی کاغذ است، رنگی که دیده نمیشود، اما نور را زنده میکند. در میان شلوغی رنگها، او نجواگر سکوت است، برای درخشش مهتاب روی موها، برای برق نگاه، برای خطی از امید روی زمینهای تیره. تو مداد رنگی سفید من هستی، روشنایی خاموش نقاشیهای ( زندگی ) من.