اینجوری که آمریکا داره سوخت رسان میاره، فکر کنم میخواد بنزین بریزه رو ما و کبریت رو بکشه🗿
★𝒄𝒐𝒎𝒆𝒕 𝒔𝒕𝒂𝒓★
قلبم میگفت شعر بِسُرا
قافیه ها فرار کردند، همان دم
خیسی چشمانم خوب نمیگذاشت
که درست شعر بخوانم من
شرح حالم را
نه حرف ها فهمیدند نه قافیه ها
حالم از همین دلگیر بود
هیچکس نمیفهمد احوال ما
کاش قدری زبان زور میزد
قدری قلم جوهر پس میداد
بی هیچ سوال و جوابی فهمیدم
که هیچکس نمیخواهد بداند احوال ما
از کودکی ز تنهایی بیزار بودم
اما حال
فقط همان است که آغوشش را کرده برای ما، باز
#شعر_خودم
★𝒄𝒐𝒎𝒆𝒕 𝒔𝒕𝒂𝒓★
هدایت شده از ایهام ²🌑
قول میدی اگه خوندی کپیش کنی؟؟
قول دادی هااا
شماره آخر تلفنت چنده؟🥺
برای اون شهید ۵ یا 10 تا صلوات بفرست
1 شهید حاج قاسم سلیمانی
2 شهید محسن حججی
3 شهید عباس بابایی
4 شهید مصطفی علیخانی
5 شهید ابراهیم هادی
6 شهید محمد حسین عزیزی
7 شهیدان گمنام
8 شهید امیر محمد علی محمدی
9 شهیدان میناب
0 شهید آرمان علی وردی
کپیکنازثوابشجانمونی...
سر قولت هستی؟
فور کردنش عشق شهدایی میخواد🙃
★𝒄𝒐𝒎𝒆𝒕 𝒔𝒕𝒂𝒓★
خوشحال میشم تو ناشناس متن هاتون رو برام بفرستید :)
از روی عادت قلمو و و پالت رنگ رو برداشتم و رفتم سراغ بوم؛ باید دست به کار میشدم و نقاشی نصف نیمه ام رو کامل میکردم؛ اما همین که نگاهم به بوم افتاد، گویی ناگهان در دریای آرام و آرامش بخش قلبم سونامی به پا شده است؛ به زور خودم را وادار کردم تا دوباره، نیم نگاهی به بوم بندازم، دیگر نگاه به چشمانش ذوقی به اندازه ی اقیانوس را در دلم نمیآورد، فقط تلاطم دریای دلم را بیشتر میکرد؛ نمیدانم چطور قبلا غرق در آن چشمان اقیانوسی اش میشدم و احساس خفگی نمیکردم، نمیدانم قبلا چطور انقدر دیوانه به تصویر کشیدنش بودم، قبلا گمان میکردم وقتی این نقاشی کامل شود، قشنگ ترین نقاشی کل عمرم خواهد شد، ولی حال گمان میکنم که نقاشی هایِ ابتداییِ دوران کودکی ام هم، از این زیبا تر است؛ دیگر هیچ چیز نمیدانم، نه اینکه چطور آنقدر مجنون آن چال های گونه اش بودم موقع خندیدنش و نه حتی اینکه چطور دلش آمد این کار را با من انجام دهد، منی که کل زندگی ام را فدایش کرده بودم!