نتانیاهو، بیماری ساده یا بحران پیچیده؟
دکتر اردشیر زابلی زاده استاد دانشگاه و رئیس سابق شبکه خبر
انتشار رسمی خبر بیماری گوارشی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی در روزهای گذشته، از سوی دفتر او با واکنشهای متعددی در محافل سیاسی و رسانهای جهان همراه شده است. این در حالی است که اعلام این نوع اخبار از سوی رژیم صهیونیستی، آنهم در شرایط اضطراری و جنگی، هرگز صرفاً جنبه پزشکی ندارد، بلکه بهنوعی پیام سیاسی و رسانهای نیز در دل خود پنهان دارد.بر اساس بیانیه رسمی، نتانیاهو به دلیل "التهاب روده ناشی از غذای آلوده" به مدت سه روز در خانه استراحت خواهد کرد و مایعات درمانی دریافت میکند. اما اگر این خبر را در چارچوب نظریههای مدیریت بحران رسانهای، رمزگذاری اطلاعاتی، و تاکتیکهای کنترل افکار عمومی بررسی کنیم، لایههای پنهانتری از واقعیت ممکن است آشکار شود.در نظریه دروازهبانی خبر، هر خبری که از مجرای رسمی منتشر میشود، پس از عبور از چندین فیلتر سیاسی، امنیتی و رسانهای اجازه نشر مییابد. در مورد رژیم صهیونیستی که بهویژه در شرایط جنگ و بحران، کنترل روایتها را با دقتی مضاعف پیگیری میکند، بعید بهنظر میرسد اعلام بیماری نتانیاهو صرفاً یک اطلاعرسانی بهداشتی باشد. از زاویهای دیگر و با بهرهگیری از مفهومسازی استراتژیک، این خبر میتواند در راستای چند هدف خاص طراحی شده باشد. نخست، کاستن از بار انتقادات داخلی دوم، تعویق جلسات حساس سیاسی و قضایی سوم، ایجاد یک وقفه در فشار رسانهای تا فضای افکار عمومی بازآرایی شود.
نخستوزیر رژیمی که بهتازگی از یک جنگ تمامعیار دوازدهروزه با جمهوری اسلامی ایران، شکستخورده بیرون آمده و همزمان با اعتراضات داخلی، بحران فساد مالی و شکاف در ائتلاف سیاسی روبهروست، اکنون با اعلام یک بیماری ظاهراً ساده، بهنوعی صحنه سیاسی را ترک میکند نه برای درمان، بلکه شاید برای بازچینی مهرهها و بازسازی قدرت. اما یکی از مهمترین و مغفولماندهترین مؤلفههای این بحران، فشار فزاینده جامعه جهانی در پی جنایات سنگین اسرائیل علیه مردم غزه و حملات تجاوزکارانه آن به دیگر کشورهای منطقه است. رفتارهای نظامی و خشونتبار ارتش اسرائیل، نهتنها چهره بینالمللی تلآویو را مخدوش کرده، بلکه بسیاری از معادلات استراتژیک سیاست خارجی این رژیم را نیز برهم زده است.آنچه در جریان جنگ غزه رخ داد از بمباران بیمارستانها و اردوگاهها گرفته تا کشتار کودکان و بیخانمانسازی هزاران غیرنظامی باعث شد افکار عمومی جهان، از آسیا، اروپا، آمریکا و آفریقا موجی از خشم و مطالبه برای مجازات سران رژیم صهیونیستی بهراه اندازند. در بستر این فضا، نهادهای بینالمللی مانند شورای حقوق بشر، دادگاه کیفری بینالمللی و حتی نهادهای مستقل حقوق بشری، درخواستهایی را برای تشکیل پروندههای جنایت جنگی علیه نتانیاهو و ژنرالهای ارتش رژیم مطرح کردهاند.این فشار حقوقی و اخلاقی بینالمللی، عملاً رؤیای دیرینه نتانیاهو را برای عادیسازی روابط با کشورهای عربی و اسلامی با شکست روبرو کرد. کشورهایی که تا پیش از این، تحت تأثیر فشار آمریکا یا منافع اقتصادی بهسمت گفتوگو و مصالحه با تلآویو متمایل شده بودند، اکنون با موج سنگین افکار عمومی خود روبهرو هستند و فاصلهگیری از اسرائیل را آغاز کردهاند.
لذا "عادیسازی" برای این رژیم "شکست خورد" و موقعیت و موجودیت رژیم صهیونیستی در افکار عمومی جهان ، بیش از هر زمان دیگری رو به نابودی است.در چنین شرایطی، اعلام ناگهانی بیماری نتانیاهو نهتنها یک موضوع فردی و جسمی نیست، بلکه میتواند تلاشی تاکتیکی برای مخفیسازی زخمهای عمیق دیپلماتیک و بینالمللی باشد. دور نگهداشتن او از صحنه، حتی برای چند روز، فرصتی فراهم میآورد تا فشارها تعدیل یابد، روایتها بازسازی شوند و امکان مانور جدید دیپلماتیک فراهم شود البته دیگر "خیلی دیر" شده است.با در نظر گرفتن تمام این ابعاد، و در پرتو رویکرد نظریه "ساختاردهی بحران" و مفهوم"بحران هویتی دولتها"، میتوان گفت اسرائیل در حال تجربه یک وضعیت چندلایه از فروپاشیهای روایتی، ساختاری، منطقهای و مشروعیتی است؛ و بیماری نتانیاهو، فارغ از صحت پزشکی آن، تبدیل به ابزار پنهانسازی و مدیریت اضطراری این مجموعه بحرانها شده است.آنچه امروز باید از آن سخن گفت، نه فقط "التهاب روده"، بلکه التهاب مشروعیت، التهاب منطقهای، التهاب روانی و حتی التهاب هویتی در ساختار شکننده دولت صهیونیستی است. نتانیاهو، همانطور که از روزهای نخست قدرتش در پی مهار بحران از راه فریب، رسانهسازی و تهاجم بود، این بار نیز با ابزار "بیماری"، بهدنبال بستن موقت پروندهای باز است که نه او، و نه رژیمش، دیگر قدرت پاسخ به آن را ندارند.
تفسیر نیوز| https://eitaa.com/commentary
یک ارزیابی دولتی در امریکا می گوید ویرانی شبکه انسانی و جاسوسی رژیم اسراییل در ایران، از ویرانی ساختمان ها و زیرساخت های آن در اثر حملات موشکی ایران، دردناک تر بوده است.
تفسیر نیوز| https://eitaa.com/commentary
مقامات امنیتی و نظامی ایران :
ایران هر نوع عملیات اطلاعاتی یا ترور بزرگ را به 'شیوه نظامی' پاسخ خواهد داد.
تفسیر نیوز|https://eitaa.com/commentary
نفوذ و غافلگیری ۲ اصل رژیم صهیونی
در این چند روز بعد از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و دفاع جانانه نیروهای مسلح و مردم از کشور، تحلیلها و اخبار و اطلاعات مهمی از اینکه دشمن می تواند چه سناریوهایی داشته باشد ،مطرح می شود
عجیب اینجاست که در فضای مجازی نیز تحلیلهای خوبی از اینکه دشمن برای آینده چه سناریوهایی دارد ؛مطرح می شود
اما حرف اینجاست که در برابر ۲ مکانیسم همیشگی (نفوذ و غافلگیری) دشمن صهیونی از سال گذشته تا به حال نسبت به حزب الله، تسخیر سوریه و حمله به ایران اسلامی چه عکس العملی داشتیم و خواهیم داشت. برای سناریوهای پیش رو که تقریبا مشخص است ، چه طرح و برنامه ای وجود دارد؛ که غافلگیر نشویم.
اگر یک سناریو این باشد که ناگهان درگیری مسلحانه در چند استان شروع شود چکار خواهیم کرد؟
در برابر سناریوی احتمالی ترورهای شبیه اول انقلاب که منافقین انجام می دادند، چه تدبیری ارائه می دهیم ؟
اگر سناریو این باشد که جبهه مقاومت بیش از این آسیب ببیند؛ و به نوعی در لبنان ،عراق و یمن دست بسته شویم، چه پدافندی خواهیم داشت ؟
اگر گروه های مسلح از شمال غرب و جنوب شرق حمله سنگین با پشتیبانی هوایی رژیم صهیونی انجام دادند چکار باید بکنیم؟
اینها تعدادی از سناریوهای سخت دشمن است .
سناریوهای جنگ شناختی،جنگ روانی،جنگ اقتصادی و جنگ رسانهای نیز باید به ذهن متبادر شود.تا پدافند ذهنی جامعه و تاب آوری اجتماعی واقتصادی جامعه را ارتقا دهیم .
واقعا چه تقسیم کاری بین نیروهای خودی برای مواجهه با این سناریوها شده است؟
قطعا نیروهای مسلح مقتدر ما آمادگی کامل دارند ولی باید فکراصل غافلگیری دشمن باشیم تا مانند موضوع ریز پرنده ها غافلگیر نشویم.
ضمن اینکه باید به موضوع نفوذ به شکل جدی پرداخته شود دشمن صهیونی از دریچه نفوذ ، هم با نیروی انسانی رخنه می کند؛ هم با آخرین نسخه های نرم افزارهای جاسوسی و پلتفرمهای های ارتباطی،شبکه مویرگی جاسوسی را مدیریت می کند.
بسیاری از سرحلقه های جاسوسان و وطن فروشان متلاشی شدند،اما تجربه نشان داده است که اسرائیل به صورت خلق بحران های پله ای در جنگ های شناختی و هیبریدی وارد عمل می شود .
محمدرضا طورانی
استاد دانشگاه
استراتژیست رسانه
تفسیر نیوز| https://eitaa.com/commentary

سخنی دوستانه با آقای عراقچی(نکته)
تاریخ: ۳۱ تير ۱۴۰۴
۱- آقای عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان در مصاحبه با شبکه آمریکایی «فاکس نیوز» گفته است: «پیام من به ایالات متحده این است که بیایید راهحلی مبتنی بر مذاکره برای برنامه هستهای ایران پیدا کنیم. ما پیشتر چنین کردیم؛ در سال ۲۰۱۵ به توافقی رسیدیم که به برجام معروف شد. شاید دولت فعلی آمریکا علاقهای به آن نداشته باشد، اما میتوانیم به توافقی مشابه برجام و حتی بهتر از آن دست یابیم»! ایشان در بخش دیگری از همان مصاحبه میگویند: «ما هیچ وقت قصد محو کردن اسرائیل از نقشه جهان را نداشتهایم»! درباره اظهارات وزیر خارجه محترم کشورمان اشاره به چند نکته ضروری است. بخوانید!
۲- انتظار این بود -و هنوز هم هست- که وزیر خارجه محترم کشورمان فقط -و فقط- به یک نمونه از دستاوردهای برجام اشاره میکردند و توضیح میدادند که برجام غیر از «خسارت محض» چه سودی برای کشورمان داشته است؟! که تاکید کردهاند:
«ما میتوانیم به توافقی مشابه برجام و حتی بهتر از آن دست یابیم»! دولت آقای روحانی بیشترین امکانات و ظرفیت کشور را در مذاکرات هستهای هزینه کرد و در حالی که هدف از مذاکرات، لغو تحریمها بود، نه فقط هیچ تحریمی لغو نشد، بلکه تحریمها بیش از دو برابر هم شد.
۳- ایشان اظهار میدارند که: «شاید دولت فعلی آمریکا علاقهای به آن نداشته باشد» و میفرمایند:«میتوانیم به توافقی مشابه برجام و حتی بهتر از آن دست یابیم» و این پرسشها را بیپاسخ میگذارند که، برای آمریکا توافقی بهتر از برجام چه خصوصیاتی خواهد داشت؟! ترامپ برجامی که برای ما خسارت محض و برای آمریکا یک برگ طلایی بود را پاره کرد. چرا؟
او درپی آن بود که محدودیت صنایع موشکی ایران و حضورمان در منطقه نیز در برجام گنجانده شود(!). اکنون سؤال این است که منظور آقای عراقچی از «توافقی بهتر از برجام» چیست؟! و در واژه
«بهتر از برجام» منظورشان بهتر برای ایران یا بهتر برای آمریکاست؟! ترامپ برجام را پاره کرده است.یعنی قبولش نداشته! و تاکید کرده است که محدودیت صنایع موشکی ایران و... نیز باید به برجام اضافه شود(!) آیا منظور آقای عراقچی از پیشنهاد برجامی بهتر از «برجام پاره شده»، تامین همان خواستههایی است که ترامپ در آرزوی آن برجام را پاره کرد؟! وقتی خطاب به آمریکا سخن از برجام بهتر در میان است، غیر از تامین آرزوهای بر زمین مانده آمریکا چه مفهوم دیگری میتواند داشته باشد؟!
۴- جناب عراقچی عزیز میفرمایند؛ «ما هیچوقت قصد محو کردن اسرائیل از نقشه جهان را نداشتهایم»! در این خصوص باید گفت که اسرائيل یک رژیم جعلی و به تعبیر حکیمانه و هوشمندانه حضرت امام (رضوانالله تعالی علیه) یک غده سرطانی است. فقط نیم نگاهی به جنایات وحشیانه این رژیم از آغاز تاسیس غیرقانونی آن تاکنون و از جمله جنایات اخیر صهیونیستها در غزه و... کمترین تردیدی در صحت نظر حضرت امام و تاکیدهای مکرر رهبر معظم انقلاب بر ضرورت محو و نابودی کامل این رژیم جنایتکار باقی نمیگذارد. کاش آقای عراقچی بعد از بیان این جمله که «ما قصد محو کردن اسرائیل از جغرافیای جهان را نداشتهایم»! میفرمودند؛ ما به تبعیت از امام راحل و خلف حاضر ایشان معتقدیم که «اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود» یعنی نه فقط از نقشه جهان بلکه از عرصه جهان محو شود.
۵- و بالاخره با توجه به سوابق مثبت آقای عراقچی و سلامت نفس و دلدادگی ایشان به اسلام و انقلاب، نمیتوان باور کرد که اظهارات یاد شده از جانب ایشان باشد(!) و امید آنکه درپی اصلاح آن برآیند.
کیهان - حسین شریعتمداری
تفسیر نیوز| https://eitaa.com/commentary
ارزیابی اطلاعاتی: رژیم اسراییل به کمک امریکا یک کمپین بی ثبات ساز امنیتی علیه ایران کلید زده است. ایران این کمپین را 'تداوم ضعف' رژیم در جنگ و مقدمه ای برای فاز بعدی رویارویی ارزیابی می کند.
تفسیر نیوز|https://eitaa.com/commentary
در موارد اخیر حریق، احتمال اقدام خرابکارانه افزایش یافته است. واگذاری ماموریت های سطح پایین به شبکه مرتبطین موساد بویژه منافقین، نشانه افول قدرت عملیاتی رژیم صهیونیستی در ایران است.
تفسیر نیوز| https://eitaa.com/commentary
یک گزارش در مرکز هادسون امریکا نشان می دهد این کشور در حال برنامه ریزی برای براندازی دولت چین و مدیریت شرایط پس از آن است.
تفسیر نیوز| https://eitaa.com/commentary
بایسته های دانشگاه در پساجنگ ۱۲ روزه؛
برای ایران عزیز اسلامی
دانشگاه ها می توانند با ترویج ارزشهای مشترک، ایجاد حس تعلق و همبستگی، به تقویت سرمایه اجتماعی و انسجام عمومی کمک کنند
دانشگاه و هرنهادی که مرتبط با دانشگاه است دارای دو مساله زیر هستند :
۱- غلبه نگاه کمی نگر به جای کیفی نگر و مسابقه گزارش نویسی !
۲-کسری جدیت پویا و خلاق برای ایفای نقش دانشگاه جامعه ساز
*یادمان باشد که ملّت ایران در این جنگ تحمیلیِ ۱۲ روزه کار بزرگی انجام داد؛ و مقام رهبری اشاره دارند :
" این کارِ بزرگ از جنس عملیّات نبود؛ از جنس اراده بود، از جنس عزم بود، از جنس اعتماد به نفْس بود. اینکه یک ملّت، یک کشور، یک نیروی نظامی در یک کشور، در خودش این اعتماد به نفْس را ملاحظه کند .....نفْس این اراده، نفْس این اعتماد به نفْس، یک ارزش بسیاربسیار مهمّی است"
در صورت بیداری موثر مرتبطین دانشگاه ها و اراده سپاس عملی از شهدا و مردم لازم است به موارد زیر توجه نمود:
-برجسته سازی نقش ملت نجیب ایران و بن مایه های هویتی آنها
-تقویت گفتمان مثبت و سازنده و امید بخش و کنشگری فرصت ساز نه فرصت سوز.
-تحکیم ارزشهای مشترک ملی و فرهنگی، وتقویت اتحادملی
-
-توجه به تببین حقایق جنگ تحمیلی ۱۲ روزه
-جریان سازی زندگی با قوت برای دانشجویان و مردم نجیب ایران
*عباسعلی رهبر استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی
تفسیر نیوز| https://eitaa.com/commentary

غزه بیپناه را دریابیم!(یادداشت روز)
حسن رشوند
تاریخ: ۰۱ مرداد ۱۴۰۴
این روزها، روح شیطان در کالبد پلید نتانیاهو و مقامات رژیم صهیونیستی حلول کرده است. تا آنجا که در سوریه بهدنبال توسعه و نفوذ در عمق خاک این کشور و در غزه بهدنبال محاصره مرگبار کودکان مظلومی است که تشنه و گرسنه با مرگ دستوپنجه نرم میکنند. در این کارزار نابرابر، در عرصه سیاسی سوریه، شاهد خوشرقصی حاکمان این کشور هستیم که با سرعتی غیرقابل باور به سمت رژیم صهیونیستی چرخش پیدا کردهاند. کسانی که مدعی بودند، آمدهاند تا مردم سوریه را نجات دهند، خفت تسلیم به اسرائیل را به جان خریدند و در برابر پیشروی سربازان صهیونیست به عمق خاک کشورشان سکوت اختیار کردند و سازش با رژیم کودککش صهیونیستی را بر مقاومت در برابر تجاوزگریهای آن ترجیح دادند.
در آنسوی ماجرا هم اردوغان که خطر منطقهای اسرائیل را جدی نمیداند، توطئه نتانیاهو برای بازکردن گذرگاهی با نام «داوود» و تسلط بر فرات را خطری بر بلندپروازیهای منطقهای خود ندانسته و شاید با این تصور که از بههمریختگی سوریه، کلاهی میتواند برای خود دستوپا کند، در مقابل جنایات اسرائیل در سوریه و منطقه نهفقط نظارهگر، بلکه تسهیلکننده اهداف صهیونیستها شده است و هر از گاهی برای اینکه خالی از عریضه نباشد، انتقادی به رژیم صهیونیستی میکند و در حالی که کودکان غزه در تشنگی و گرسنگی حاصل از محاصره غیرانسانی صهیونیستها جان میدهند، او و دولتش بدون آنکه کوچکترین اقدامی برای رفع این محدودیت انجام دهد به جملهای اعتراضی به رفتار رژیم حاکم بر «تلآویو» بسنده میکند. این در حالی است که آمارهای تجاری بین ترکیه و اسرائیل در نزدیک به دو سال جنگ غزه، حکایت از آن دارد که اگر این روابط تجاری نبود، رژیم صهیونیستی خیلی زود زمینگیر میشد. دولت اردوغان این را به درستی میداند که با تأمین نیازهای تجاری و روزمره صهیونیستها، دولتش به این رژیم کودککش تنفس مصنوعی میدهد و در مقابل، هر لحظه نفس کودکی را در غزه میگیرد. هرچند در این کارزار عجیب نسلکشی فلسطینیها، برخی دولتهای عربی که برای عربیت فلسطینیها رگ گردن کلفت میکنند اگر نگوییم بیشتر از دولت ترکیه، کمتر مقصر نیستند.
سؤال اینجاست که آیا با وجود بیش از 400میلیون مسلمان در منطقه غرب آسیا و حدود 2میلیارد مسلمان در جهان، میتوان پذیرفت که یکمیلیون و 300هزار فلسطینی در محاصره گرگهای نجس صهیونیستی در غزه، حتی یک وعده غذای روزانه و یک بطری آب نداشته باشند؟ اگر همین امروز تکتک این کشورهای منطقه یک کشتی حامل غذا، آب و دارو تهیه و به سمت سرزمینهای اشغالی حرکت کنند، کجا رژیم صهیونیستی را یارای مقابله با آن خواهد بود؟
فقط تصور کنید که همزمان، 50 کشتی کالا- و نه حتی یک قبضه سلاح-، به سمت غزه حرکت کند، چه اتفاقی میافتد؟ یقین داشته باشیم که رژیم صهیونیستی با این حرکت، زانو زده و تسلیم خواست دولتهای مسلمان خواهد شد. اصلاً فرض بگیرید که رژیم صهیونیستی دیوانگی کرده و تعرضی به کشتیها داشته باشد، در آن صورت آیا خشم خروشان ملتهای مسلمان را میتواند کنترل و فرو نشاند؟ مطمئن باشیم که نشستهای سیاسی نمایشی نمیتواند مانع نسلکشی صهیونیستها و رفع محاصره غزه باشد، که اگر میتوانست، تا حالا نمیگذاشت حدود 60هزار نفر از مردم غزه شهید و صدها هزار نفر مجروح در یک باریکه 360 کیلومترمربع صورت بگیرد.
آیا در گوشهای از این جهان پرهیاهو، جایی هست که کودکی میان ویرانهها، با دستان کوچک و چشمانی پر اشک، به دنبال جرعهای آب و لقمهای نان باشد؟ این وضعیت فقطوفقط در غزه حال وقوع است، زخمیترین قطعه از پیکره امت اسلامی؛ منطقهای که در محاصره کامل، زیر بار بمبارانهای بیامان صهیونیستها و بیتفاوتی جهانی، همچنان زنده است، اما هر روز بیشتر از دیروز رنج میکشد.
کودکان غزه، بیدفاعترین قربانیان جهان امروزند. در شرایطی که حداقل 40هزار کودک با سوءتغذیه و 10هزار کودک با سوءتغذیه شدید دستوپنجه نرم میکنند، جهان سرمایهداری- و نه ملتهای آنها- در سکوت مرگبار خفتهاند. فرشتگانی که نه کودکی کردهاند، نه آرامش را دیدهاند و نه حتی سرپناهی امن دارند. تصاویر کودکانی که با بدنهای نحیف و چشمان ملتمس به دوربین خبرنگار خیره میشوند و فقط یک جمله را در این نگاه معصومانه و مظلومانه خود به جهان و البته کشورهای مسلمان مخابره میکند و آن جمله این است: «آیا کسی هست که ما را یاری کند؟». این نگاه، گویای این واقعیت تلخ است که غزه نه در جنگ، که در بیتفاوتی جهانی و مسلمانان جان میدهد. اما کشورهای مسلمان باید بدانند که این سکوت، بیطرفی نیست؛ همدستی با ظلم است.
غزه تنها یک جغرافیای باریک 360 کیلومترمربعی نیست؛ بلکه
میدان آزمون و عیارسنجی انسانیت است. غزه، آینهای است که چهره بشر خفته را نشان میدهد و هرکس در برابر آن بیتفاوت باشد، این تصویر شرمآور، تا زمان مرگ، او را رها نخواهد کرد.
غزه، امروز نماد درد و رنج بیپایان یک ملت مظلوم است؛ مردمی که در محاصرهای خفهکننده، میان آوار خانههایشان، با چشمانی خسته و دستانی خالی، همچنان برای زندگی باکرامت، برای بقا تلاش میکنند. غزه، گرسنه و تشنه است؛ نهتنها از نان و آب، که از بیعدالتی و سکوت مدعیان حقوق بشر و مدعیان مسلمانی. کودکانش با شکمهای خالی به خواب میروند، بیمارستانهایش از نبود دارو ناله میکنند و مردمش در سایه بمباران و محاصره، به سختی نفس میکشند. اگر جهان امروز در برابر این گرسنگی و تشنگی، در برابر این محاصره و نسلکشی، همچنان سکوت کند، فردا تاریخ از ما خواهد پرسید که در برابر رنج غزه، چه کردید؟
همه میدانند که هدف اسرائیل در غزه، تنها یک جنگ نظامی نیست؛ بلکه یک جنگ روانی، اقتصادی و جمعیتی است. اسرائیل میکوشد با ممانعت از ورود غذا و دارو و قطع شریان آب شهری و ایجاد محدودیت برای سوخت و حتی تخریب زیرساختهای شهری، مردم را به خروج اجباری یا تسلیم وادار کند. این نوع از جنگ، به گفته کارشناسان حقوق بینالملل، مصداق بارز «مجازات جمعی» و «جنایت جنگی» است.
برخی تصور میکنند که دو سیاست «سیاست توسعهطلبی در سوریه» و «محاصره در غزه» از هم جدا هستند و به عنوان متغیرهای جداگانه باید مورد مطالعه و بررسی قرار گیرند، اما در واقع، هر دو، بخشی از نقشه بزرگتری هستند که اهداف زیر را دنبال میکند:
1- جلوگیری از تشکیل جبهه متحد مقاومت در شمال (لبنان و سوریه) و جنوب رژیم صهیونیستی (غزه). جبهه مقاومت در یمن امروز گلوی صهیونیستها را در حد مرگ میفشارد و آنها را بیچاره کرده است و رزمندگان عراقی دستهای خود را روی ماشه نگه داشته و آماده اقدام هستند و در نهایت ایران قدرتمند، توانمندی خود را در وعده صادق3 به دشمن صهیونیستی نشان کرد و آنها را مجبور به پیشنهاد آتشبس کرد. اسرائیل میخواهد به خیال خام خود با تضعیف این جبههها، به اهداف پلید توسعهطلبی «از نیل تا فرات» خود برسد.
2- تضعیف اراده ملی فلسطینیان از طریق فشارهای اقتصادی، روانی و فیزیکی و مهاجرت از غزه و فراتر از آن، تخلیه کرانه باختری و همه سرزمین فلسطین. این هدف شوم را از تحریف جغرافیای فلسطین در قانون ایالتی آمریکا که در روزهای گذشته مورد بحث و تصویب قرار گرفته، میتوان فهمید. اخیراً قانونگذاران 7 ایالت آمریکا در اقدامی بیسابقه قانونی را به تصویب رساندند که به موجب آن استفاده از نام «کرانه باختری» ممنوع و بر کاربرد اصطلاح صهیونیستی «یهودا و سامره» تاکید شده است. هدف از این اقدام، اعطای مشروعیت سیاسی به اشغالگری رژیم صهیونیستی در اسناد رسمی آمریکاست. حذف نام «کرانه باختری» مصداق بارز تحریف هویتی و سیاسی سرزمین فلسطین است که در تضاد با قوانین بینالمللی قرار دارد. اسرائیل میکوشد با حمایت آمریکا و سکوت جهان عرب، موقعیت منطقهای این رژیم در حال زوال را تثبیت کند.
3- مشغولسازی افکار عمومی داخل رژیم صهیونیستی بهدلیل شکست سنگینی که رژیم صهیونیستی از دفاع مقدس 12روزه خورد و همچنین پروندههای فسادی که نتانیاهو در داخل داشته و با همین مشغولسازیها، برای دادگاهیشدن خود زمان میخرد. ضمن اینکه با خروج احزاب مخالف، کابینه او از حدنصاب افتاده و مجبور به برگزاری انتخابات زودهنگام خواهد شد. او تلاش دارد با مشغولسازی به تهدیدات خارجی و امنیتیکردن منطقه بهجای پاسخگویی به بحرانهای داخلی در سرزمینهای اشغالی، برنامههای خود در منطقه و ایده توسعهطلبی را با گذرگاه «داوود» دنبال کند.
بنابر آنچه گفته شد، سیاست دوگانه رژیم صهیونیستی «توسعه نظامی در سوریه و قحطیسازی در غزه»، تنها یک مسئله منطقهای نیست؛ بلکه یک آزمون بزرگ برای وجدان جهانی است. جهان مدعی حقوق بشر در غرب باید پاسخ دهد که آیا میتوان همزمان از «امنیت اسرائیل» سخن گفت و صدای تشنگی و گرسنگی کودکان غزه را نشنید؟ آیا میتوان مداخلهگری آشکار در سوریه را نادیده گرفت و نسبت به قحطی برنامهریزیشده در فلسطین سکوت کرد؟
کشورهای جهان و به ویژه کشورهای مسلمان، اگر امروز این پروژه کثیف صهیونیستها را متوقف نکنند، فردا با فاجعهای روبهرو خواهند شد که نهتنها انسانیت، بلکه ثبات خاورمیانه را باید فراموش کنند.
تفسیر نیوز| https://eitaa.com/commentary
خبر ١۵٠ لانچر لیلاز
١٢٠ مدیر فاسد اخلاقی کواکبیان
دستگیری دهنده گرای شهید حاجی زاده (آخوند امیری)از کجا می آید؟
اینها چه صلاحیتی برای گفتن این نوع خبر دارند؟ راست آزمایی را چکونه انجام می دهند؟ چگونه به این خبر دسترسی دارند؟ چرا هیچ مرجع دیگری چنین نمی گوید؟
در ایران که آزادی بیان نیست!
در سرزمین های اشغالی چرا از این خبرها کسی نشر نمی دهند؟دیدید کسی بگویند n سامانه موشکی آسیب دید!
شهوت خبر گفتن در ایران در حد لالیگا است.اگر گفتی دروغ است و باید پاسخگو باشی، خواهی شنید، آقا بگذارید دیگران هم حرف بزنند!مگر مملکت مال شماست؟ نقد را تحمل کنید و...
دکتر عبدالله گنجی فعال سیاسی و استاد دانشگاه
تفسیر نیوز| https://eitaa.com/commentary