🕊فُتٌحً قُلَبً💚
ִֶָ ࣪ ﷽ ִֶָ ࣪ نام رمآن: فَتحِ قَلب🕊🤍 نویسنده: ستاره درخشان ژانر: عاشقانه، مذهبی، اجتماعی •𓍯🕊⊹𓂃•
بزن پارت اول رمانمون قشنگم🥰❤️🦋
هدایت شده از ˒ گستـرده⁴ساعتـهتـٰابـان🌞 ˓
مقابـــل آپـارتـمان عربــده زد:
عمو من دخترتو میخوااام!
هینــی کشیــدم:
- چی میگی مردک؟ به تو نمیشه یه گربه سپرد میخوای زن بگیری، اونم دختر منو؟
پرو اشاره زد
+ قسم به چادر گــلگلیش از گــل نــازک تر بهش نمیگــم..
ماتم برده بود که یهو بدون خجـــالت چیزی گفت که بابام همونجاااا....🤣😱📛
https://eitaa.com/joinchat/3444048357Ced84fd91cb
هدایت شده از ˒ گستـرده⁴ساعتـهتـٰابـان🌞 ˓
ترکیب پسرعموی تخس و دختر عموی وزه میشه همچین زوج جذااابی:🤣👻🫶🏻
« رو دخترعموش کراش زدهه، بخاطرش هرکاری میکنه تا اینکه یه روز زورکـــی...👀✨»
https://eitaa.com/joinchat/3444048357Ced84fd91cb
#پســر_شـر_فــامـیـــل😁📛🔥
هدایت شده از تبلیغات ملودی
#پارت_69
دیگه وقت رفتن به خونه بود اونم بعد از چندسال !
امروز مهمونی بود و من باید به این مهمونی میرفتم که میلاد. به اونجا میاد اونا نمیدوستن که من برگشتم.
وارد آشپز خونه شدم برای آرمین یه لیوان آب ریختم
- بفرما قلب مامان
- بارانه ؟
با صدای میلاد خشک شده به سمتش برگشتم بچه رو به پشت سرم هل دادم و قایمش کردم نباید میفهمید بچه ماست
آرمین سرشو از پشت شرم بیرون اورد و گفت :
- مامان مامان میخوام برم بازی
میلاد ناباورانه نگاهم میکرد با حرفی که زد..❌😱😮💨🔥
https://eitaa.com/joinchat/3537765887C6244c2a2e0
ساعت 7:00 پاک شه❌
ـــ دنبال کانالی بودی که اکسسوری های مذهبی رو زیر قیمت همه جا بهت بده؟!
بدو پیداش کردم😍👇
[https://eitaa.com/joinchat/2353530436Ce9a3234c73]
تو تجمعات از پچه هیئتی ها عقب نمونی