eitaa logo
🕊فُتٌحً قُلَبً💚
4.9هزار دنبال‌کننده
67 عکس
130 ویدیو
6 فایل
ִֶָ ࣪  ﷽ ִֶָ ࣪  نام رمآن: فتح قلب ๋࣭⸳⭑ࣶࣸ رمان: مثل زینب برای زینب نویسنده: ستاره درخشان ژانر:عاشقانه،مذهبی،اجتماعی •𓍯🕊⊹𓂃•𓍯🕊⊹• #تابع‌قوانین‌جمهوری‌اسلامی🇮🇷 ❌کپی از‌رمان حتی با نام نویسنده پیگرد قانونی دارد ๋تبلیغات: https://eitaa.com/Panah3134
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از ˒ گستـرده‌‌⁴ساعتـه‌تـٰابـان‌🌞 ˓
مقابـــل آپـارتـمان عربــده زد: عمو من دخترتو می‌خوااام! هینــی کشیــدم: - چی میگی مردک؟ به تو نمیشه یه گربه سپرد میخوای زن بگیری، اونم دختر منو؟ پرو اشاره زد + قسم به چادر گــل‌گلیش از گــل نــازک تر بهش نمیگــم.. ماتم برده بود که یهو بدون خجـــالت چیزی گفت که بابام همونجاااا....🤣😱📛 https://eitaa.com/joinchat/3444048357Ced84fd91cb
هدایت شده از ˒ گستـرده‌‌⁴ساعتـه‌تـٰابـان‌🌞 ˓
ترکیب پسرعموی تخس و دختر عموی وزه میشه همچین زوج جذااابی:🤣👻🫶🏻 « رو دخترعموش کراش زدهه، بخاطرش هرکاری می‌کنه تا اینکه یه روز زورکـــی...👀✨» https://eitaa.com/joinchat/3444048357Ced84fd91cb 😁📛🔥
هدایت شده از تبلیغات ملودی
دیگه وقت رفتن به خونه بود اونم بعد از چندسال ! امروز مهمونی بود و من باید به این مهمونی میرفتم که میلاد. به اونجا میاد اونا نمیدوستن که من برگشتم. وارد آشپز خونه شدم برای آرمین یه لیوان آب ریختم - بفرما قلب مامان - بارانه ؟ با صدای میلاد خشک شده به سمتش برگشتم بچه رو به پشت سرم هل دادم و قایمش کردم نباید میفهمید بچه ماست آرمین سرشو از پشت شرم بیرون اورد و گفت : - مامان مامان میخوام برم بازی میلاد ناباورانه نگاهم میکرد با حرفی که زد..❌😱😮‍💨🔥 https://eitaa.com/joinchat/3537765887C6244c2a2e0 ساعت 7:00 پاک شه❌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ـــ دنبال کانالی بودی که اکسسوری های مذهبی رو زیر قیمت همه جا بهت بده؟! بدو پیداش کردم😍👇 [https://eitaa.com/joinchat/2353530436Ce9a3234c73] تو تجمعات از پچه هیئتی ها عقب نمونی