هدایت شده از کانون توسعه فرهنگی کودکان نوش آباد
15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬✨ پشت صحنهی یک شب بهیادماندنی...
جشن پایانترم تابستانهی کانون توسعه فرهنگی کودکان نوشآباد
به مناسبت روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریار 🌿📚
این ویدئو گوشهای از لحظههای پشت صحنهی جشن دیشبه؛ از تمرینها و آمادهشدنها تا هیجان، خندهها، استرسها و تلاشهای بچهها و مربیها. ❤️
از تکتک بچههای عزیزمون که با عشق و شجاعت همراه شدند و از خانوادههای محترمی که در تمام این مسیر کنار بچهها و کانون بودند، صمیمانه سپاسگزاریم. 🙏🌷
و البته خستهنباشید به همهی مربیها، اساتید و دوستانی که برای شکلگرفتن این شب زحمت کشیدند. 🌱
🎥 این فقط پشت صحنهست... ویدئوی اصلی جشن بهزودی آماده میشه و با شما به اشتراک میذاریم. 😍
#کانون_توسعه_فرهنگی_کودکان_نوش_آباد #جشن_پایان_ترم_تابستانه #روز_شعر_و_ادب_فارسی #شهریار #پشت_صحنه
والدگری آگاهانه
🎬✨ پشت صحنهی یک شب بهیادماندنی... جشن پایانترم تابستانهی کانون توسعه فرهنگی کودکان نوشآباد به
این ویدئو رو که دیدم، دلم نیومد چیزی براش ننویسم... 🥹❤️
این چند دقیقهی پشت صحنه، برای من اندازهی خودِ جشن خاطره داره...
این بچهها رو من فقط دیشب روی صحنه ندیدم؛
من دو هفته باهاشون بودم...
دو هفته تمرین، بدو بدو، خنده، استرس، شیطنت، بحث، دعوا، قهر، آشتی، غر زدن، ذوق کردن و هزار تا اتفاق ریز و درشت دیگه! 😂❤️
از اون «خاله مینوووو...» گفتنها گرفته تا «من اینو نمیخوام»، «اون این کارو کرد»، «خاله یادم رفت چی بگم» و پنج دقیقه بعد دوباره همه با هم مشغول خندیدن! 😂
راستش بعضی وقتها وسط تمرین فقط نگاهشون میکردم و با خودم میگفتم:
«خدایا... اینا قراره آخرش واقعاً برن روی صحنه؟!» 😂
ولی رفتن...
و چه خوب هم رفتن. ❤️
دیشب وقتی یکییکی میاومدن روی صحنه، من فقط اجرای بچهها رو نمیدیدم.
یاد اولین روز تمرین میافتادم.
یاد بچهای که خجالت میکشید، یکی که استرس داشت، یکی که حواسش هزار جا بود، یکی که مدام میگفت نمیتونم...
و حالا همهشون جلوی اون همه آدم ایستاده بودن و اجرا میکردن.
همون لحظهها بود که واقعاً اشکم دراومد. 🥹❤️
نه فقط از خوشحالی اینکه خوب اجرا کردن...
از اینکه مسیرشون رو دیده بودم.
دیده بودم چطور کنار هم بودن رو یاد گرفتن.
چطور به هم کمک کردن.
چطور وقتی یکی یادش میرفت، اون یکی بهش یادآوری میکرد.
چطور قهر میکردن و دوباره آشتی میکردن.
چطور کمکم از یه سری بچهی جدا از هم، تبدیل شدن به یه تیم.
و حالا جشن تموم شده...
ولی من موندم و یه عالمه خاطره از همین دو هفته.
و راستش رو بخواید، دلم برای همین شلوغیها تنگ میشه. 🥹
دلم برای تمرینهاشون، برای خندههاشون، برای شیطنتهاشون، برای بحث و دعواهاشون، برای قهر و آشتیهاشون، برای صدا زدنهای پشت سر همشون و حتی برای اون لحظههایی که واقعاً کلافهم میکردن، تنگ میشه! 😂❤️
فکر کنم آدم وقتی با بچهها کار میکنه، یه جایی وسط همین شلوغیها دلش گیر میکنه...
و بعد که همهچیز تموم میشه، تازه میفهمه چقدر به همین صداها و خندهها عادت کرده. ❤️
این ویدئو برای من فقط «پشت صحنهی جشن» نیست.
یه تکه از یه خاطرهست که دلم میخواد نگهش دارم.
بچههای عزیزم...
شاید خودتون ندونید، ولی برای من فقط دیشب روی صحنه ندرخشیدید.
شما تمام این دو هفته، با همهی شیطنتها و خندههاتون، درخشیدید. ❤️
و حالا من موندم با یه عالمه خستگی و یه عالمه دلتنگی...
و با خودم میگم:
کاش بعضی از این روزها، یکم دیرتر تموم میشدن... 🥹❤️
والدگری آگاهانه
سلام به همراهان عزیز والدگری آگاهانه
عصر یکشنبه اتون بخیر و دلتون آروم.
بعد از چند هفته، امروز میخوایم درباره موضوعی صحبت کنیم که شاید خیلی از ما ناخواسته در رابطه با فرزندانمون انجامش میدیم:
نقشهایی که به کودکان تحمیل میکنیم؛ وقتی کودک بهجای خودش بودن، تلاش میکنه همون کسی بشه که ما میخوایم.
🌱 کودک ماست یا تصویری که از او ساختهایم؟
از همان روزهای اول تولد، ما شروع به توصیف کودک میکنیم. از ظاهر، قد و وزن، هوش، رفتار و حتی شخصیتش حرف میزنیم.
«چه بچه آرومی!»
«این یکی از همون بچههای مسئولیتپذیره.»
«دختر من خیلی خجالتیه.»
«پسرم همیشه باید بهترین باشه.»
«تو که بچه عاقلی هستی، این کارها از تو بعیده!»
شاید این جملهها در نگاه اول ساده و حتی محبتآمیز به نظر برسند، اما تکرار آنها میتواند بهتدریج بر تصویری که کودک از خودش میسازد، اثر بگذارد.
کودکی که مدام بهعنوان «بچه خوب و مطیع» تحسین میشود، ممکن است برای حفظ این تصویر، از مخالفت با انتظارات والدین خودداری کند.
کودکی که همیشه «باهوش و موفق» خطاب میشود، ممکن است از انجام کارهای دشوار یا اشتباه کردن بترسد.
و کودکی که مرتب «شیطان، بیمسئولیت یا لجباز» نامیده میشود، ممکن است کمکم این توصیفها را بخشی از هویت خود بداند.
وقتی رفتار کودک را با شخصیت او یکی میگیریم، فرصت تغییر را از او میگیریم.
🌱 تحسین؛ همیشه هم بیخطر نیست
تحسین و تمجید میتوانند به کودک احساس ارزشمندی بدهند، اما تحسین زیاد، اغراقآمیز یا وابسته به انتظارات بزرگسالان، همیشه اثر مثبتی ندارد.
تفاوت مهمی وجود دارد میان اینکه بگوییم:
«تو همیشه بهترین و باهوشترین بچهای!»
و اینکه بگوییم:
«دیدم برای حل این مسئله چند راه مختلف رو امتحان کردی.»
در جمله اول، کودک با یک نقش ثابت روبهرو میشود؛ نقشی که ممکن است برای حفظ آن احساس فشار کند.
اما در جمله دوم، ما رفتار مشخصی را توصیف میکنیم؛ رفتاری که کودک میتواند آن را تکرار کند، تغییر دهد و از تجربههای تازه چیزهای بیشتری یاد بگیرد.
بهجای ساختن یک تصویر بینقص از کودک، به او کمک کنیم خودش را واقعبینانه بشناسد.
🌱 وقتی کودک مطابق نقش ما رفتار نمیکند
کودک همیشه همان کسی نمیماند که ما انتظار داریم.
ممکن است کودک آرام ما، روزی پرخاشگر شود.
کودک مسئولیتپذیر ما، گاهی از انجام وظایفش سر باز بزند.
کودکی که همیشه موفق بوده، در کاری شکست بخورد.
یا فرزندی که به تأیید ما عادت کرده، ناگهان با خواستههایمان مخالفت کند.
این تغییرها لزوماً نشانه بدتر شدن شخصیت کودک نیستند.
کودک در حال رشد است؛ تجربه میکند، نظرش تغییر میکند، استقلال میخواهد و گاهی با انتظارات ما متفاوت رفتار میکند.
اگر تنها تصویری که از او پذیرفتهایم، تصویر یک کودک مطیع، موفق یا همیشه خوشرفتار باشد، ممکن است رفتارهای متفاوت او را بهجای بخشی از فرایند رشد، تهدیدی برای تربیت خودمان بدانیم.
در نتیجه، بهجای شناخت نیاز کودک، برای بازگرداندنش به نقش قبلی فشار میآوریم.
🌱 پیامهای پنهان در کلمات ما
کودکان فقط کلمات ما را نمیشنوند؛ آنها از لحن، واکنشها و رفتارمان نیز پیام دریافت میکنند.
وقتی میگوییم:
«تو که دختر خوبی هستی، این کار رو نمیکنی.»
ممکن است کودک این پیام را دریافت کند که خوب بودن یعنی همیشه مطابق خواسته دیگران رفتار کردن.
وقتی میگوییم:
«مگه تو باهوش نیستی؟ چرا نتونستی؟»
ممکن است شکست را نشانه کمارزشی یا ناتوانی خودش بداند.
و وقتی میگوییم:
«تو همیشه همینطوری هستی!»
ممکن است احساس کند تغییر کردن از توان او خارج است.
این پیامها همیشه آگاهانه منتقل نمیشوند، اما تکرارشان میتواند بر خودپنداره، اعتمادبهنفس و رابطه کودک با والدین اثر بگذارد.
🌱 چگونه به کودک فرصت بدهیم خودش باشد؟
🔸 رفتار را توصیف کنیم، نه شخصیت را قضاوت.
بهجای «تو بیمسئولیتی»، بگوییم: «قرار بود وسایلت رو جمع کنی و هنوز انجام نشده.»
🔸 برای کودک نقش ثابت نسازیم.
اجازه بدهیم کودک آرام گاهی پرانرژی باشد، کودک موفق گاهی شکست بخورد و کودک مطیع نظر متفاوتی داشته باشد.
🔸 اشتباه را فرصتی برای یادگیری بدانیم.
اشتباه، هدیهای است که میتواند نادانستهها را آشکار کند؛ به شرط آنکه کودک از ترس سرزنش، آن را پنهان نکند.
🔸 به جای کنترل مداوم، فرصت انتخاب بدهیم.
در محدودهای متناسب با سن، اجازه دهیم کودک تصمیم بگیرد، تجربه کند و پیامد انتخابهایش را بشناسد.
🔸 ارزش کودک را به عملکردش گره نزنیم.
کودک باید بداند که حتی وقتی موفق نیست، اشتباه میکند یا با ما مخالفت دارد، همچنان دوستداشتنی و ارزشمند است.
🌿 سخن آخر
والدگری آگاهانه
کودک یک تصویر ثابت نیست که ما آن را در صندوقچه ذهنمان نگه داریم و هر روز تلاش کنیم مطابق همان تصویر باقی بماند.
او انسانی در حال رشد است؛ با تواناییها، محدودیتها، احساسات و ویژگیهایی که در طول زندگی شکل میگیرند و تغییر میکنند.
تربیت انسانی به معنای کنار گذاشتن ارزشها، قوانین و مرزها نیست؛ بلکه یعنی بتوانیم در کنار حفظ اصول خود، کودک را نیز بهعنوان یک انسان مستقل ببینیم.
قرار نیست کودک را به شکلی که میخواهیم درآوریم؛ قرار است شرایطی فراهم کنیم تا بتواند به بهترین شکلِ خودش تبدیل شود.
🌱 همانطور که یک گیاه برای رشد به نور نیاز دارد، اما نمیتوانیم با چرخاندن خورشید به سمت آن، رشدش را کنترل کنیم، کودک هم برای شکوفایی به حمایت، فرصت و رابطهای امن نیاز دارد؛ نه انتقاد مداوم و فشار برای تبدیل شدن به تصویری که دیگران از او ساختهاند.
━━━━━━━━━
🌱 والدگری آگاهانه؛ دیدن کودک، فراتر از نقشهایی که به او میدهیم.
📲 برای مطالب بیشتر درباره رشد، احساسات و دنیای کودکان همراه ما باشید:
🔹 کانال والدگری آگاهانه در ایتا:
eitaa.com/ConsciousParenting
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بچههای قشنگم
روز کودک رو از همین الان به تکتکتون تبریک میگم. 🥰
این ویدئو رو که ساختم و این آهنگ رو روش گذاشتم، با خودم گفتم دقیقا حال من خاله مینوئه؛
وقتی فقط دو روز نمیبینمتون، دلم میگه:
🎵 «دنیا رو بی شماها نمیخوام یه لحظه...»
شما برای من فقط بچههای کلاس نیستین.
هر کدومتون با خندههاتون، حرفهاتون، شیطنتهاتون، نقاشیهاتون و حتی سؤالهای عجیب و غریبتون، یه گوشه از کانون و یه گوشه از دل منو پر کردین. 🤍
من شما رو همینجوری که هستین دوست دارم؛
با خندههاتون، با بازیگوشیهاتون، با اشتباههاتون، با خیالهای بزرگتون و با همهی چیزهایی که شما رو «خودِ خودتون» میکنه.
پیشاپیش روز کودک مبارک، بچههای من. 🥹🤍
امیدوارم همیشه فرصت داشته باشین بچگی کنین، بازی کنین، کشف کنین، سؤال بپرسین، اشتباه کنین و از ته دل بخندین.
و یادتون باشه...
کانون بدون شما فقط یه ساختمونه؛ این شما هستین که بهش زندگی میدین. 🕊️
دوستتون دارم،
خاله مینو 🤍
هدایت شده از کانون توسعه فرهنگی کودکان نوش آباد
🎁✨ یه سورپرایز کوچولو، برای ساختن خاطرههای بزرگ! ✨🎁
🌈 اگه میشد خیالهامون رو با دستهامون بسازیم، چه شکلی میشدن؟! 😍
این پنجشنبه قراره جواب این سؤال رو با هم پیدا کنیم! 💚
🏺 از لمس گل و شکل دادن به خیالهامون تا بازی با کاغذ و خلق چیزهای شگفتانگیز... قراره دنیای هنر رو جور دیگهای کشف کنیم!
🎨 کانون توسعه فرهنگی کودکان نوشآباد با حضور خاله افرا دعوتتون میکنه به یک تجربهی هنری متفاوت؛ یک جلسهی رایگان برای آشنایی با هنرهای سفالگری و پاپیهماشه! 🥳
📅 پنجشنبه ۷ آبان
⏰ ساعت ۹ صبح تا ۱۳
👧🏻🧒🏻 ویژهی بچههای ۷ تا ۱۲ سال
🎁 هزینهی شرکت: کاملاً رایگان!
💫 شاید این چند ساعت، شروع یک علاقهی تازه باشه...
شاید دستهای کوچولوی فرزندتون قراره چیزی بسازه که حتی خودش هم تصورش رو نمیکرد! 🥹🎨
📩 دوست دارید فرزندتون مهمون این تجربهی شیرین باشه؟
برای ثبتنام و هماهنگی، به خانم عباسی پیام بدید یا تماس بگیرید:
📞 ۰۹۲۰۲۶۳۰۳۹۱
⚠️ ظرفیت محدوده؛ پس برای ثبتنام زودتر اقدام کنید!
💚 این پست رو برای پدر و مادرهایی بفرستید که بچههای خلاق و کنجکاو دارن.
━━━━━━━━━━━━━━
📱💚 همراه کانون توسعه فرهنگی کودکان نوشآباد در فضای مجازی باشید!
🔹 ایتا: @Kanoon_NooshAbad
🔹 بله: @Kanoon_NooshAbad
🔹 تلگرام: @KTFKNNOOSHABAD
🔹 اینستاگرام: @kanoon.tose.e
کانون توسعه فرهنگی کودکان نوشآباد