مننمیدونماگهبچهدارشمانقدارادهدارم کهخوراکیاموباهاشنصفکنمیانه=)🦦
ڪولهخاڪیِیه دهههَشتادیـــ 🌱
بهترین لحظه های زندگیم موقعی بود که با تو گذروندم...!
مادرم پرسید به چه لبخند میزنی ، گفتم هیچ
بگو حالا ببینم نام جدیدت را دوستداری ؟؟ هیچِمن .!
ڪولهخاڪیِیه دهههَشتادیـــ 🌱
از این وضعیت خوشم نمیاد. از این که هر لحظه دلتنگتم ولی میدونم درست نیست.
وَ او نیاز داشت کسی درکِش کنه...
ڪولهخاڪیِیه دهههَشتادیـــ 🌱
_
وَ من حرفایی رو که به تو نزدمُ اشک ریختم...
ڪولهخاڪیِیه دهههَشتادیـــ 🌱
وَ من حرفایی رو که به تو نزدمُ اشک ریختم...
جایی که دلتنگی از حد بگذر
چشم ها به حرف می آیند
با الفبای اشک ، آرام و بی صدا..
خواستم چشم تو را شعر کنم، فهمیدم
چشم تو نسخه ی کامل شده ی قلب من است:)
هدایت شده از قشاع ؛
میخوام وسیلههامو جمع کنم بریزم تویِ کولهم،
پاشم بیام تو بغلت زندگی کنم.