بنظر میاد با تمام انرژیای که دارم برای انجام کارهام و حالمخوبه و برای هوای ابری خوشحالم.همراهش غمگینم و دلم گرفته و بیحوصلهام که هر لحظه ممکنه بزنم زیر گریه.حس عجیبیه-
بشدت احتیاج دارم برم توی یه جنگل دورافتادهی سرسبز که همیشه بارون میباره، توی یه کلبه چوبی گرم اهنگامو، کتابامو، دفترهام، وسایل هنریمو و خانواده و دوستامو بردارم و برم اونجا و یه مدت طولانی دور از دنیا و گوشیم و تکنولوژی و مجازی زندگی کنم.
اما توی این مدت که تلگرام قطعه و نمیتونستم توی دیلیم چیزی بنویسم، برای بار n ام فهمیدم آدم "دیلی نداشتن" نیستم.