شایــــد در کنــــــارم نبــاشی،
امــــــا در قلبــــــم،
حضــــــورت بیانتهــــــاست!
#دیوونه
#بیانتها
╭────────┈┄
│❥︎••@Crazy_writer🖇
╰─────┈┄
برخی زمینیان، هالهای روی قلبشان کشیدهاند از سنگ مقاومتر... عجیب است که قلبشان را روی کار نمیآورند، نه؟
فکر نمیکنم...
#دیوونه
#قلبسنگی
╭────────┈┄
│❥︎••@Crazy_writer🖇
╰─────┈┄
شاید دیوونگیه، اما من لرز بعد از دل کندن از پتوی گرم و نرم برای رفتن به مدرسه، توی سرمای پاییز رو دوست دارم...!
#دیوونه
╭────────┈┄
│❥︎••@Crazy_writer🖇
╰─────┈┄
داشتنها و نداشتنها، یه بحث جداگونه از آرزوها و رویاها هستن... فراموش نکنیم که هیچ وقت حسرت آرزوها رو نخوریم و براشون بجنگیم!
#دیوونه
#آرزومیکنم
╭────────┈┄
│❥︎••@Crazy_writer🖇
╰─────┈┄
شاید در ظاهر مالک قلب خود باشم؛ اما در باطن، مالک قلب من، تویی...!
#عشق
#باشدتااوبداند
#دیوونه
╭────────┈┄
│❥︎••@Crazy_writer🖇
╰─────┈┄
آرزویم پاره نشدن ریسمان متصل قلبمان است... تمام منی و من بی تو ناتمام...
#آرزومیکنم
#دیوونه
╭────────┈┄
│❥︎••@Crazy_writer🖇
╰─────┈┄
هوای گرفته و ابری پاییز را دوست میدارم؛ همچون بغضی است که نه میبارد و نه آفتابی میشود...!
#بیانتها
#دیوونه
╭────────┈┄
│❥︎••@Crazy_writer🖇
╰─────┈┄
به نام او...
صداهای ناهنجاری منطقه رو پر کرده بود؛ صدای انفجار توپ و نارنجک... با ترس دست رسول رو کشیدم.
- مراقب خودت باش!
توی اون هیاهو، نمیدونم صدام رو شنید یا نه؛ دستش رو دوباره کشیدم و داد زدم:
- رسول، مراقب خوت باش!
لبخند قشنگی زد. چفیهاش رو از دور گردنش باز کرد:
- این رو نگه دار برام شیرینم... تو هم خیلی مراقب خودت و کوچولومون باش...
آروم سری تکون دادم که خواست، بره.
- رسول؟
برگشت سمتم:
- جانم!
نگاهش کردم؛ میخواستم سیر بشم از دیدن چهرهاش و حک کنم، تصویر لبخندش رو توی ذهنم تا برگرده... به خودم اومدم:
- دوستت دارم!
نمیدونم از اشک بود یا چیز دیگه، چشماش برق زد:
- منم خیلی دوستت دارم. خداحافظ...
و رفت...! داد زدم:
- خداحافظ.
دستی تکون داد:
- برو توی پناهگاه...
همراه بقیه سربازها رفت. دلم آشوب بود. نرفته، دلم براش تنگ شده بود. یه گوشه از پناهگاه نشستم.
خود آدمها هستن که باعث میشند، نظر دیگران درباره آن ها تغییر کند...!
#بیانتها
#دیوونه
╭────────┈┄
│❥︎••@Crazy_writer🖇
╰─────┈┄
گرم ترین لبخند رو توی سردترین برف زمستون تجربه کردم و سرد ترین پوزخند رو توی ظهر داغ تابستون...
#بداهه
#دیوونه
╭────────┈┄
│❥︎••@Crazy_writer🖇
╰─────┈┄
گاهی وقتها فکر میکنیم میتونیم جای اشک رو با عصبانیت پر کنیم؛ اما فایدهای نداره و باز گریه میکنیم...!
#اشکهایناتمام
#دیوونه
╭────────┈┄
│❥︎••@Crazy_writer🖇
╰─────┈┄