eitaa logo
نویسنده دیوونه🌸
45 دنبال‌کننده
6 عکس
1 ویدیو
1 فایل
دخترکی که بین کتاب‌های علومِ تجربی در آغوش ادبیات می‌میرد...🌱🤝
مشاهده در ایتا
دانلود
"تو چه بودی که تو را دیدم و دیوانه شدم..." از جهان چشم بشستم‌ و دگر جز تو ندیدم‌‌... با تو گفتم که دلم پیش تو ماند و تو اما به دلت هیچ، به خودت هم نگرفتی... "باش فردا که دلت با دگران است." از غمِ تو به کجا بگریزم؟ که به هر کو بروم در نظرم جز تو نیاید! ✍🏻دیوونه ╭────────┈┄                   │❥︎••@Crazy_writer🖇 ╰─────┈┄
می‌خواهم نگاهم را بدزدم ولی گیرم انداخته‌ای! با آن چشمان نافذت‌ که معلوم است حرف‌های زیادی برای گفتن داری... چه کردی و چه گفتی را نمی‌دانم!؟ اما این را خوب می‌دانم که بین تمامِ هیاهوی شب‌های سردِ دی‌ماه، تو کسی بودی که بال گشودی و تو بودی که پرِ پروازت آماده بود... ما که بال و پر کنده، دور خود می چرخیم! چه گران خریدند! چه چیز را از تو ان‌قدر گران خریدند و بهایش جام شهادت بود که به دستانت دادند؟ هنوز چشمانت را خیره می‌بینم که مظلومانه، بنرت جای خودت، جایی که آخرین بار ایستاده‌ای، جایی که آخرین جرعه‌ آب را خوردی و شاید آن موقع رفتی که می‌گفتی:"سلام بر حسین"‌، قد عَلَم کرده است... شاید خانم سه ساله، ارادتت‌ را به خودش خرید و با دستان کوچکش، دستت را گرفت! کلام، خلاصه می‌کنم: قلبت از گرمایی می‌تپید که هیچ کس در سرمای نوزده دی، آن را نداشت... شهید تازه داماد، رضا نوری؛ سلام ما را برسان! ✍🏻دیوونه ╭────────┈┄                   │❥︎••@Crazy_writer🖇 ╰─────┈┄
خواستم از غم بنویسم، رفتی... از دل و عشق گفتم تا بمانی اما نشد! جوری از این خانه رفته‌ای که انگار سال هاست که سکنه‌ای ندارد. رد پای‌ات با آب شدن برف‌ها پاک شد و شاید هیچ‌وقت نیامده بودی‌... من خیالت را زندگی کردم؛ چرا آن را از من گرفتی؟ ✍🏻دیوونه ╭────────┈┄                   │❥︎••@Crazy_writer🖇 ╰─────┈┄
بی‌خوابی که به سرت بزند، تازه می‌فهمی که چقدر دور شده‌ای‌... مثل دو خط که ان‌قدر به هم نزدیک می‌شوند تا یکدیگر را قطع کنند ولی بعد دیگر نمی‌فهمند چطور آرام و تدریجی از هم تا کیلومترها دور می‌شوند. ✍🏻دیوونه ╭────────┈┄                   │❥︎••@Crazy_writer🖇 ╰─────┈┄
اگر روزی مثل من بی‌خواب شدی، یعنی جوانه‌ی عشقت به اندازه مال من، قد کشیده است... ✍🏻دیوونه ╭────────┈┄                   │❥︎••@Crazy_writer🖇 ╰─────┈┄
عشق، کم چیزی نیست! عشق از تمام پیچ و خم‌های خاکی زندگی‌، جاده ای می‌سازد به شیرینی یار و چاله‌هایش را با "طور دیگر دیدن" آسفالت می‌کند... ✍🏻دیوونه ╭────────┈┄                   │❥︎••@Crazy_writer🖇 ╰─────┈┄
- اگر برمی‌گشتی به پارسال، همین روز، کارهایی بود که نخوای دوباره انجامشون بدی؟ + آره... - پس امسال رو جوری بگذرون که اگر سال دیگه این سوال رو ازت پرسیدم، بگی:"نه." ✍🏻دیوونه ╭────────┈┄                   │❥︎••@Crazy_writer🖇 ╰─────┈┄
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بازم دیر شد تا برات بنویسم... شاید فردا شب، سر ساعت اومدم!
کار از کار گذشت؛ دلِ دیوانه‌ی او، مَجْنون شد...! ✍🏻دیوونه
ساعت که از دوازده شب رد می‌شه، حس می‌کنم بهم فرجه دادن...
گفته‌اند: کاری مکن که گویی، بندی به آب دادی... بیچاره من که گویی، یک دل به آب دادم... ✍🏻دیوونه ╭────────┈┄                   │❥︎••@Crazy_writer🖇 ╰─────┈┄