16.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یک حقیقت تلخ از مجلس دوازدهم
در یک سالی که از شروع به کار مجلس دوازدهم گذشت، خیلی از مردم پرسیده اند که اولا چرا دستور جلسات مجلس با مشکلات و اولویت های جامعه فاصله دارد و ثانیا چرا مثلا خود بنده طرح خاصی را برای تصویب در صحن، پیشنهاد نداده ام؟
پاسخش در همین سخنانی است که حجه الاسلام رسایی نماینده تهران روز گذشته مطرح کرد. وی با صراحت گفت که معاونت قوانین مجلس در هماهنگی کامل با رییس مجلس اجازه در دستور آمدن بسیاری از طرح های نمایندگان را نمیدهد و متاسفانه مجلس یک نفره اداره میشود.
به عنوان مثال خود بنده مرداد سال گذشته یک طرح کارشناسی و به اصطلاح چکش کاری شده درباره "تحریم" که حاصل کار یک اندیشکده معتبر بود را در سامانه مجلس بارگذاری کردم اما بعد از یک سال هنوز خبری از اعلام وصول آن نیست و معلوم هم نیست که تا پایان این دوره، اصلا اراده ای برای در دستور آمدن آن وجود داشته باشد.
اینها بخشی از حقایق پنهان مجلس است که لازم است شما مردم بدانید تا بهتر متوجه شوید چرا مجلس نه تنها در راس امور نیست بلکه تلاش میشود تا کاملا در حاشیه و انزوا باشد در حالیکه من معتقدم اگر حداقل ۱۵۰ نماینده مستقل و جوان در یک دوره مجلس حاضر باشند، موتور مجلس تازه روشن خواهد شد و آن وقت مجلس میتواند پیشران حرکتهای بزرگ در کشور شود.
@Sabety_ir ✅
36.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ
#وصیت_عشق
نهم صفر(۹ صفرالخیر)
#سالگرد ارتحال عارف بی بدیل و صاحب مقام جمع الجمعی حضرت علامه آیة الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی «قدس الله نفسه الزکیه»
#علامه_طهرانی
•┈┈•••✾🌿🌺🌿✾•••┈┈•
مَسْجِد وَ مَکْتَبْ اِمٰامِ صٰادِقْ عَلَیْهِ الْْسَلٰامْ
@imamsadegh_mosque
13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚡️ماجرای اسرائیل بزرگ به روایت مرشایمر؛ نقشه مخفی صهیونیستها برای تصرف خاورمیانه!
🟡"دیوید بنگوریون در سال ۱۹۱۸ متنی نوشت که در آن اهدافش را از «اسرائیل بزرگ» توصیف میکند، شامل اسرائیل در خط سبز، غزه، کرانه باختری، بخشهایی از کرانه شرقی رود اردن، جنوب سوریه، جنوب لبنان و شبهجزیره سینا | اسرائیل هرگز نگفته که مرزهای نهاییاش چیست، دلیلش این است که اسرائیلیها نمیخواهند این قضیه را آشکارا بگویند اما قطعا آنها یک اسرائیل کوچک نمیخواهند!"
☀️ @shidtv
⚫️ادامه تبعات ویرانگر سفارت عباس آقا در باکو!
▪️در مورد سفارت عباس موسوی در باکو در طول سالهای گذشته بسیار نوشته و دیگران هم گفته و نوشتهاند اما نمیدانم چه کسی پشت این بابا است که باوجود همه ویرانگریهایی که حضور چند سالهاش در باکو برای ایران، ملت ایران، امنیت ملی ایران و منافع ملی کشورمان در بر داشته، بیخ گوش رئیس دولت بنشیند و برایش مافیای ضدبشری، ضدشیعی، ضدخدایی و دیکتاتوری علیف و باند مخوف صهیونیستیاش را سفیدشویی کند. اما وقتی نگاهی به سالهای سفارت عباس موشوی میکنیم بیش از پیش به این حضور ویرانگر و پر از تبعات غیرقابل جبران پی میبریم.
▪️در طول سالهای حضور در باکو، خدماتی که او به رژیم علیف ارائه داد چنان زیاد و پیوسته بود که اگر یک هزارمش را هم به ملتی که او نمایندهاش در آنجا بود ارائه میداد امروز شاهد همدستی علیف صهیونیست، ضدشیعی و ضدایرانی با صهیونیستها نبودیم که اجازه دهد از خاک و آسمان شمال ارس برای حمله به ایران و شکلگیری این همه ویرانی و شهید استفاده کنند! اما چه باید کرد که متاسفانه لالاییهای مسموم و هدفمند سیدعباس موسوی که آن روزها بنام «عباس باکویی» معروف بود باعث شد تا مقامات در تهران چنان احساس امنیتی از رفتارهای وحشیانه و ضدایرانی علیف داشته باشند که روز حادثه توان هیچ حرکتی را نداشتند!!
▪️در واقع، گزارشهای غلط و سراسر دروغ عباس آقا به تهران در کنار نفوذیهای 200 دلاری علیف در تهران کاری کردند که او صدها بار علیه عالیترین مقامات کشورمان جسارت کند و عباس آقا هم ماستمالی و در تهران کسی نتواند هیج موضعی بگیرد.
🇮🇷@SyrianKhabar
▪️با اطلاع میگویم و مینویسم که حضور عباس موسوی در باکو چنان برای علیف و باند مخوف و تبهکارش حیاتی و مهم بود که وقتی در دولت سیزدهم چند نفر را به عنوان سفیر جدید در باکو معرفی کردند با مخالفت صریح و بهانههای بنیاسرائیلی علیف روبهرو شد تا عباس آقا در باکو بماند و به خدمات مشعشع و فروزانش برای علیف صهیونیست ادامه دهد.
▪️همان روزها هم نوشتیم و نوشتند که باید سالها بگذرد تا ابعاد خدمات بیحد و حصر عباس موسوی به باند ضدایرانی علیف روش شود! در حالی که برخی در تهران با زن علیف شراکت تجاری در حوزه کشتیرانی و حمل و نقل کالا داشتند، پشتوانههای سیاسی برای تداوم حضور عباس موسوی در باکو فراهم میشد تا جایی که چند بار تلاش سیدابراهیم رئیسی برای جابجایی او راه به جایی نبرد. در آینده پرده از تجارتها، شراکتها و زد و بندها برداشته خواهد شد و ما همیشه امیدوار بودیم که در وزارت خارجه افراد دلسوزی باشند که به این مسائل رسیدگی کنند، اما چه میشود کرد که برای برخی منافع ملی حرف آخر را میزند!
▪️در دوره حضور عباس موسوی در باکو شاهد تعطیلی پشت سر هم مراکز فرهنگی، دینی، اجتماعی و حتی سیاسی کشورمان در آنجا بودیم! ما در ایران حرص میخوردیم اما عباس آقا گزارش میداد که خبری نیست و اینها همهاش شایعات رسانههای مخالف گسترش روابط تهران – باکو است! اما تشت رسوایی بالاخره روزی میافتد و روسیاهی به ذغال میماند! نشریات مختلف کشور و رسانههای دلسوز گزارش مینوشتند اما برخیها دنبال پیدا کردن خط و ربطها و چگونگی رسیدن این گزارشها به گوش دلسوزان و ایراندوستان بودند! شاید باورتان نشود که اگر نام برخیها را بنویسم که چه کسانی که در تریبونها فریاد دفاع از ایران را سر میدادند اما در خفا وعده دادگاهی کردن امثال ما را میدادند!
▪️اما حالا دادگاهی در باکو ایران را بابت پرداخت نکردن اجاره املاکش جریمه کرده است! باورتان میشود؟ املاکی که ایران در دوره شوروی در باکو خریداری کرده بود، زمانی که نامی از رژیم جعلی و صهیونیست باکو هم در میان نبود و علیف داشت خاکبازی میکرد! در حالی که در همان سالهای حضور عباس موسوی در باکو رژیم علیف به دستور مستقیم شخص او برای تنگتر کردن حضور ایران در باکو مراکز فرهنگی و دینی ایران را تعطیل میکرد، علیه املاک ایران در باکو هم شروع به فتنهگری کرد و عباس آقا هم با سکوت این رفتار رژیم علیف را توجیه میکرد و شک نداشته باشید که در این زمینه حتی یک گزارش هم به تهران نفرستاد!
▪️«خاطرم هست که سال گذشته روزنامه فرهیختگان گزارش مفصلی در این باره منتشر کرد اما با واکنش منفی وزارتخارجه زمانِ رییسی روبرو شد و حتی روزنامه را به خاطر این گزارش افشاگرانه که صرفا دنبال حفظ منافع ملّی بود توبیخ کردند. در آن دوره هنوز عباس موسوی سفیر مستقر در باکو بود و فکر میکنم این برخورد با روزنامه، با پیگیری او صورت گرفت. والّا کدام وزارتخارجهای، رسانههایش را به خاطر هشدار نسبت به تصرف عداونی املاک مملکت در کشور دیگر، تحت پیگرد قرار میدهد؟ کدام آدم وطنپرستی، نسبت به این خیانت ساکت میماند؟»
▪️جالب این است که وزارتخارجه اجازه خرید ملک ۲٠ میلیون دلاری به باکو در پاسداران برای استقرار سفارت جدید داد، اما این باجدهی ثمربخش نبود. حالا ساختمان رایزنی، مدرسه ایرانیان، بانک ملّی، دفتر رهبری، کمیته امداد و... در معرض مصادره هستند. وزارتخارجه هم ساکت است و البته رئیس جمهور هم با لالاییهای مسموم امثال عباس موسوی دنبال باز کردن کریدور ناتویی و ضدایرانی زنگزور است! وقتی رئیس دولت میآید و میگوید «تقصیر ایران است که روابط با رژیم صهیونیست علیف خوب نیست!» به نظر شما آدم سرش را باید به کجا بکوبد! چه کسی این مزخرفات را در گوش مسعود پزشکیان خوانده است!
▪️پرونده به این مهمی را انکار و کتمان کردند و گفتند ما وکیل گرفتیم تا مساله را حل کند. از کی تا حالا الهام علیف قمارباز و فاسد، حکومت قانون شده است که دادگاهش علیه سیاستهای او رای بدهد؟ البته خودشان به خوبی میدانستند دارند چه کار میکنند! و امروز عباس موسوی به واسطه خیانتی که در این زمینه کرده و به منافع ملی ایران چنین ضربات جبران ناپذیری وارد کرده به جای آنکه محاکمه شود، بیخ گوش رئیس دولت که همزمان رئیس شورای دفاع نیز هست نشسته و دارد جنایتها و خرابکاریهای رژیم فاسد، دزد و ضدبشری علیف را توجیه و ماستمالی میکند... اما کسی نمیتواند صدای ما را خاموش کند، ما به مبارزه ملی و میهنی خود برای احقاق حقوق ملت ایران ادامه خواهیم داد و مقابل همه نفوذیها خواهیم ایستاد.
🇮🇷@SyrianKhabar
هدایت شده از علی جعفری
حجتالاسلام قنبریان روحانی متفکر، عمیق، خوشفکر و صاحبسواد است که سالها در فضای فکری و فرهنگی دانشگاههای کشور از جمله دانشگاه تهران، محل رجوع نسل جوان انقلابی، عدالتخواه و دغدغهمند بوده. کسی که سخنانش برآمده از سالها مطالعه قرآن و نهج البلاغه، تجربهی میدانی، و فهم عمیق از متون دینی و واقعیات جامعه است.
با اینهمه، جای چنین چهرهای در تریبونی مثل نماز جمعه، آشکارا خالیست؛ تریبونی که زمانی قرار بود “سنگر انقلاب” باشد، اما امروز در بسیاری از شهرها به منبری بیمخاطب برای حرفهای بیاثر تبدیل شده است. سخنانی بیرمق، که نه عقل دانشگاهی را اقناع میکند و نه دل جوان انقلابی را گرم.
اگر شورای سیاستگذاری ائمه جمعه واقعاً بهدنبال احیای جایگاه نماز جمعه است، راه آن مشخص است: میدان دادن به روحانیونی مثل آقای قنبریان که هم ریشه در اندیشهی امام و رهبری انقلاب دارند، هم قدرت تحلیل دارند، و هم زبان مخاطب امروز را میفهمند.
این فقط یک توصیه نیست؛ یک مطالبهی جدی و البته یک هشدار است:
امثال آقای قنبریان را به نماز جمعه بیاورید،
پیش از آنکه نماز جمعه، برای نسل جوان، به خاطرهای بیاثر تبدیل شود.
@alijafari_57✅
بازی دوسر برد برای الیگارشی؛ این بار با پرچم خلق پول /سید یاسر جبرائیلی
آقای دکتر مهدی طغیانی نماینده مردم شریف اصفهان در نامهای شگفتانگیز به رئیس کل بانک مرکزی، خواهان کنار گذاشتن سیاست انقباضی و تحریک هدفمند تقاضا و تسهیل تامین مالی بنگاهها از طریق خلق نقدینگی شده است.
این برادر اصولگرا و فارغالتحصیل دانشگاه امام صادق(ع)، هموست که زمانی که ما میگفتیم افزایش نرخ ارز عامل تورم است و موجب افزایش نقدینهخواهی میشود، مدعی بود «بیخود وارد بحثهای غیرعلمی و پیش پا افتاده سطحی که مثلا منشا تورم نرخ ارز است نشویم؛ اینها در بحثهای علمی تعیین تکلیف شده است. خلق پول درون زا عامل تورم در اقتصاد است». او که بهمن ۱۴۰۱ گفته بود «سیاست بانک مرکزی مبنی بر افزایش نرخ بهره بانکی میتواند منجر به کاهش جدی تورم شود»، اینک نگران نرخ بهره بانکی بالا شده و نوشته است: «جذب حداکثری نقدینگی از طریق نرخهای بهره بالا به حذف ظرفیتهای فعال اقتصادی منجر میشود».
مبادا تصور بفرمائید که مهدی طغیانی و امثال او ثبات فکری ندارند و تناقض میگویند. اتفاقا در دو رویکرد بظاهر متناقض وی، یک هدف ثابت وجود دارد: توزیع رانت به نفع الیگارشی؛ یک بار رانت ارزی، یک بار هم رانت نقدینگی.
چگونه؟!
مهدی طغیانی از طرفداران دو آتشه افزایش نرخ ارز بوده است. افزایش نرخ ارز یعنی انتقال سیستماتیک ثروت از طبقات پایین و متوسط به سوداگران ارزی و صاحبان داراییهای دلاری. در جامعهای که اکثریت آن فاقد دارایی ارزیاند، رشد نرخ ارز به فروپاشی قدرت خرید مردم و تقویت ثروت اقلیت دارا انجامیده است.
در ساختار دلاریزهشده اقتصاد ایران، افزایش نرخ ارز منجر به رشد بیوقفه قیمتها و در نتیجه افزایش شدید نقدینهخواهی (Money Demand) میشود. هم تولیدکنندگان و هم مصرفکنندگان برای پاسخ به هزینههای جدید، به پول بیشتری نیاز دارند. این شرایط بحرانی دوگانه میسازد: تورم همراه با کمبود نقدینگی.
در چنین وضعیتی، طغیانی نسخهای تازه میپیچد: تسهیل مالی برای بنگاهها و تحریک تقاضا. اما تجربههای گذشته نشان داده که خلق نقدینگی در چنین شرایطی، تنها به تزریق رانت به نهادها و شرکتهای برخوردار منجر میشود. اعتبار به جای هدایت به سمت تولید واقعی، وارد مدارهای بسته رانت و فساد خواهد شد. هزینه افزایش نرخ ارز را همه ۸۶ میلیون ایرانی دادهاند، اما موهبت خلق نقدینگی برای جبران افزایش نرخ ارز، نصیب اقلیت متصل به جریانهای قدرت و ثروت خواهد شد.
آنچه در اینجا رخ میدهد یک الگوی تکرارشونده است: نابرابری اول، از دل سیاست ارزی آزاد بیرون میآید، و نابرابری دوم از مسیر خلق پول و تخصیص رانتی آن. این چرخه معیوب، اگرچه با زبان فنی سخن میگوید، اما عملاً به زیان مردم و به نفع صاحبان قدرت و ثروت عمل میکند.
@syjebraily
علم یا جهل عوامل خیانت تاثیری در نتیجه ندارد / سیدیاسر جبرائیلی
یکی از نمایندگان مجلس گفته است: «تولید گوشت قرمز ۱۸ درصد کاهش داشته است. در سال ۱۴۰۳ نسبت به ۱۴۰۰ حدود ۷۷ درصد افزایش واردات داشتیم عددی حدود ۱.۳ میلیارد دلار واردات شده است».
کاهش ۱۸ درصدی تولید گوشت قرمز و رشد ۷۷ درصدی واردات در فاصله سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳، یک رخداد طبیعی یا نتیجه یک خطای موردی نیست، بلکه حاصل طبیعی یک الگوی سیاستگذاری معیوب و ضدتولیدی است. ما با مدلی مواجهایم که در آن دولت به جای مواجهه ساختاری با ریشههای تورم، فشار مهار آن را به دوش تولیدکننده انداخته است.
قیمت نهادههای دامی را با گرانسازی ارز افزایش دادهاند و این افزایش هزینه، مستقیما به تولیدکننده تحمیل شده است. همزمان، قیمت محصول نهایی ـ در اینجا گوشت قرمز ـ را بهصورت دستوری سرکوب کردهاند! نتیجه روشن است: کاهش تولید، از دست رفتن صرفه اقتصادی، و جایگزینی فزاینده واردات بهجای تولید داخلی. این فرایند، تنها به زیان دامدار نیست؛ بلکه معیشت مردم، اشتغال ملی، و امنیت غذایی کشور را تهدید میکند.
این پدیده، بازتاب نوعی پارادوکس ساختاری در اقتصاد ایران است: مواد اولیه، چه وارداتی و چه داخلی، به نرخ ارز وابستهاند؛ اما قیمت فروش محصول نهایی تابع کنترل دستوری است. در نتیجه، تولیدکننده در میانه دو تیغه قیچی گرفتار میشود: افزایش مداوم هزینهها و سرکوب نظاممند درآمد. در این شرایط، تنها کسانی که از رانتهای ارزی و وارداتی بهرهمندند، سود میبرند؛ حال آنکه تولید ملی تضعیف، و وابستگی کشور تعمیق میشود.
از سوی دیگر، با سرکوب مستمر دستمزدها تحت عنوان «مهار تورم»، قدرت خرید مردم را کاهش داده و بازار مصرف داخلی را نیز از رونق انداختهاند. یعنی همزمان با تضعیف تولید، تقاضا را نیز نابود کردهاند.
بهعبارت روشنتر، ما با یک «اقتصاد محاسبهناپذیر» مواجهایم: در آن تولیدکننده قادر به پیشبینی هزینهها و سود خود نیست، سرمایهگذار امنیت ندارد، و نیروی کار دائماً زیر فشار معیشتی قرار دارد. این وضعیت، بهجای ثبات و پیشبینیپذیری، بیثباتی ساختاری تولید را نهادینه کرده است.
مسئله نه فقط کاهش تولید گوشت قرمز یا افزایش واردات، بلکه بازتعریف نقش دولت در اقتصاد است. اگر دولت همچنان به جای حفظ ارزش پول ملی، حمایت از تولید در برابر نوسانات جهانی، در نقش تنظیمگر قیمتها بدون کنترل هزینهها باقی بماند، تولید ملی محکوم به نابودی است. برای بازسازی این چرخه، باید از سیاستهای ارزی، تجاری و دستمزدی مبتنی بر عدالت تولیدی و استقلال اقتصادی آغاز کرد. در غیر این صورت، کشور به یک خامفروش و واردکننده دائمالاضطرار تبدیل خواهد شد. وقتی تنشهای خارجی نظیر جنگ و تحریم را به این معادله اضافه کنیم، باید بگوئیم ما با یک خیانت سیستماتیک در اقتصاد مواجه هستیم. عوامل این خیانت، ممکن است عالم باشند یا جاهل؛ در نتیجه ماجرا تاثیری ندارد...
@syjebraily
بهنام بنیاسرائیل و بهکام اشراریهود
از پیشینیان تاریخ باستان تا به امروز، بارها اقوام بنیاسرائیل، قربانی جنایات تعداد اندکی افراد شرور و قدرتپرست و سلطهطلب یهودی بودهاند که با توطئهها و جنایات ضدبشری خود، موجب بدبینی مردم روزگار علیه بنیاسرائیل شدهاند؛
اما چرا عبرت نمیگیرند:
۱- شرارت اندکی از بزرگان یهودی که پیامبران بنیاسرائیل را میکشتند و در گسترهی فرمانروایی بابلیان فتنهانگیزی میکردند، باعث شد تا همهی اقوام بنیاسرائیل سالهای طولانی به بردگی گرفته شوند که بالاخره به دست کوروش آزاد شدند و در مملکت ایران مورد اکرام قرار گرفتند؛ اما آنها چه کردند؟
۲- سوءاستفاده مُردِخای و استر از اعتماد خشایارشاه، متلاشی کردن زندگی خانوادگی پادشاه، قتلعام ۷۸هزار نفر از بزرگزادگان زرتشتی_پارسی که سالانه در اسرائیل برای گرامیداشت کشتار آن بزرگزادگان ایرانی، جشن پوریم برپا میشود، آیا به سود نسلهای آینده بنیاسرائیل است؟
۳- آیا خیانت به هخامنشیان در برابر هجوم اسکندرمقدونی برای اشغال کشورمان، منجر به بیاعتمادی سلوکیان و منزوی شدن اجتماعی_سیاسی یهودیان در نزد ایرانیان نشد؟
۴- آیا مسلکتراشی از مانی و مزدک برای تضعیف دین زرتشت، شبیه کاری که در قرون اخیر با ایجاد وهابیت و بهائیت برای تزلزل فزاینده دینی مسلمانان انجام دادهاند، در دوران اشکانیان و ساسانیان به نفع جایگاه سیاسی_اقتصادی بنیاسرائیل در میان ایرانیان شد؟
۵- کاهنان یهودی که توانستند با کمک به ژولیوس سزار، قیصر روم، جمهوری روم را متلاشی سازند و در روزگار منتهی به میلاد مسیح، از یونان و مصر تا فلسطین و روم، صاحب قدرت و ثروت و نفوذ بشوند، آیا باعث نفرت روزافزون یهودیان در سراسر جهان غرب [اروپا و آفریقا] نشدند؟
۶- تحریک و توطئه خاخامهای اورشلیم برای کشتن حضرت عیسیبنمریم با کمک جاسوسی یکی از حواریون آنحضرت بنام یهودای اسخر یوتی، چه عوارض منفی پایانناپذیر برای اقوام بنیاسرائیل داشت؟
۷- آیا "اکریپا" همفکر امین کالیگولا [شبیه رابطه نتانیاهو_ترامپ] که پادشاه یهودا نامیده شد، سرآغاز واقعی نفرتپراکنی و شروع "یهودستیزی" در اسکندریه مصر [سال ۳۸م] و سراسر جهان قدیم نشد؟
۸- چرا از سلطه بلامنازع کاهنان و خاخامهای یهودی بر امپراتور نرون در فروپاشی خانوادهاش، کشتن مادر و همسر و برادرش و آتشزدن رم برای قتلعام تازهمسیحیان در گسترهی امپراتوری روم، درس عبرت گرفته نمیشود؟
۹- آیا جنایات وحشیانه فوق باعث رشد خارقالعاده مسیحیان نشد؟
۱۰- آیا نفرتپراکنی یهودیان علیه مسیحیان و به راه انداختن دهها توطئه و فتنه عجیب، باعث نفرتانگیز شدن خود یهودیان نزد رومیان، حتی در اورشلیم نشد و موجب تخریب مجدد معبد سلیمان و پراکنده شدن دو هزار ساله اقوام بنیاسرائیل از بیتالمقدس نگردید؟
۱۱- چرا وقتی کنستانتین، امپراتور روم در قرن چهارم، مسیحیت را به عنوان دین رسمی پذیرفت، آگوستین قدیس با نوشتن کتاب "شهرخدا" از تعقيب یهودیان ممانعت کرد، اما آنها را "قوم شاهد" نامید که "گواهان انکارحقیقت" هستند و باید در حاشیه جوامع برای خدمت به مسیحیان زندگی کنند؟
۱۲- آیا هزارسال تحقیروتعقیب در اروپا تا تجربیات آلمان، برای بنیاسرائیل کافی نیست؟
۱۳- مگر "نسلکشی فلسطینیان، اراده جمعی یهودیان جهان است" که هر انتقادی از این جنایات، با اتهام یهودستیزی سرکوب میشود؟
چرا هرکس با کشتارجمعی فلسطینیان توسط باند تبهکار صهیونی مخالفت کند، متهم به "ضدیت با یهودیت" میشود؟
۱۴- آیا فراخوان برای جمعآوری کمک غذایی و دارویی برای کودکان و زنان فلسطینی در غزه، ضدیت با قوم يهود است؟-اتهام به کاپیتان تیم ملی فوتبال کرهجنوبی!
۱۵- کسانیکه به قتلعام فلسطینیان و جنگافروزی علیه مسلمانان و ایرانیان، به نتانیاهو کمک میکنند، آیا امنیت آینده یهودیان را تضمین میکنند یا بسترساز یهودستیزی و نفرتپراکنی علیه یهودیان در آینده جهان میشوند؟
۱۶- چرا هر شگرد شیطانی_نفرتانگیز رژیم اسرائیل، باید به نام یهودیان نوشته شود؟ مثلا همخوابگی "تسیپی لیونی" [سابقا وزیر دادگستری و وزیرخارجه رژیم] با صاحبمنصبان عرب و تهیه فیلم این روابط نامشروع به امر خاخامها، برای آنکه سران عرب، تامینکننده منافع صهیونیستها بشوند، آیا موجب اعتبار انسانی یهودیان در جوامع بشری میشود؟
۱۷- آیا جنایات Epstein (جفری اپستین) در قاچاق هزاران دختر نوبالغ و پسران نابالغ به جزیره شخصی "سنت جیمز" برای هرزگی سیاستمداران و سرمایهداران و چهرههای ورزشی و هنری و رسانهای آمریکااروپا و کشورهای وابسته و آنگاه تهیه و ارسال فیلم هرزگیهای آنها برای موساد، باید به نام تمامیت قوم یهود نوشته شود؟
مگر چقدر از شما بنیاسرائیل در این جنایات ضدبشری بهمنظور گروگانگیری سردمداران و سرشناسان جهان، شریک و ذینفع بوده و هستید؟
#اعتبروا
✍محمدعلی رامین
@maramin
در غرب حتی چتجیپیتی هم حامی اسرائیل است و این حمایت را با دروغ و ریاکاری زننده انجام میدهد!
✴️اما در مورد حضور لاریجانی در دبیری شعام
🔸به عنوان یک خبرنگار حضور آقای لاریجانی در دبیری شعام را یک اتفاق خوب از منظری نگاه میکنم که در طول دو سال گذشته شعام عملا به حاشیه «رفته» بود؛ گاهی اوقات یک دستگاه را به حاشیه میبرند و گاهی اوقات هم خود آن دستگاه به دلیل عملکرد بسیار ضعیف به حاشیه میرود. هر چند دوست داشته و دارم که یک گردش نخبگانی صورت بگیرد و چهرههای جوانی که متولد دوره انقلاب باشند در این جایگاه حضور پیدا کنند، اما بازگشت دوباره علی لاریجانی به دبیری شعام را ناشی از مسائل روز میدانم که کشور به آن دچار است.
🔸تغییراتی که طی آن شورای دفاع تشکیل شد و قرار است اتفاقات دیگری هم در سطوح حاکمیتی روی دهد (کما اینکه بسیاری از این اتفاقات روی داده اما هنوز رسانهای نشده است). علی لاریجانی فارغ از حب و بغضهایی که در جریانهای سیاسی و حتی برخی افراد وجود دارد، یکی از معدود افرادی است که نگاه عمیق و دقیقی نسبت به جهان و تحولات آن دارد و برخلاف بسیاری دیگر، میتواند «خیلی خوب» تحلیل و ارزیابی کند، بنابراین، بازگشت او میتواند حرکتی نو در بدنه فرتوت و خسته شعام ایجاد کند که در طول دو سال گذشته آن را در اندازه یک اداره بیخاصیت پایین آورده بود.
🔸تحولاتی که در سطح حاکمیتی پس از نبرد وعده صادق 3 روی داده و درسهایی که «نظام» از این نبرد گرفته به نظر باید بسیار گرانسنگ باشد؛ آمدن علی لاریجانی به دبیری شعام را باید در یک چارچوب بزرگتر دید تا بتوان یک ارزیابی جدی و دقیقتر نسبت به تحولات پیش رو داشت. حاکمیت تصمیمات مهمی گرفته که برای امروز و آینده کشور و مردم سرنوشتساز است! با این اوصاف، امیدوارم که شعام یا شورای دفاع هر کدام تصمیمات مهمی برای ایجاد مرکزی دائم برای اتخاذ تصمیمات مهمی و فوری بگیرد تا در شرایط بحرانی از قافله پاسخگویی یا ایجاد سوال عقب نمانیم.
🔸مساله مهم دیگر، به کارگیری نیروهای جوان است؛ نیروهایی که «جسارت و شهامت» داشته باشند، شهامت در فکر کردن و جسارت در عملی کردن فکرها؛ اگر قرار باشد در پوستاندازی جدید همان افراد قدیم حضور داشته باشند باور کنید راه به جایی نخواهیم برد. صرف جابجا شدن افراد مهم نیست، باید افکار و رفتارها تغییر کند. اینکه حسن برود، علی بیاید یا خسرو به آن اتاق برود و پرویز به ساختمان دیگر، دردی دوا نمیشود. درد مملکت ما بسیار بزرگتر از این جابجاییها است؛ اصل و مبنا تغییر در افکار و رفتارها است و این راه نجات کشور از بحرانهای پیشرو است.
🔸با این حال، علی لاریجانی در مقام دبیری شعام دو ماموریت مهم دارد، نخست گسترش همکاری با چین و روسیه در چارچوب روابط دو جانبه و چندجانبه در قالب بریکس و شانگاهی و همچنین منسجم کردن وحدت نیروهای داخلی برای ورود به مراحل دیگر نبرد سنگین پیشرو با دشمن صلیبی - یهودی. به باور من، مساله دوم بسیار از نکته اول مهمتر است و این یعنی آنکه ما باید منتظر برخی تحولات در داخل کشور با مدیریت شورای عالی امنیت ملی باشیم؛ از هستهای گرفته تا مسائل مهم امنیتی و سیاسی داخلی. با این حال، جنگ و دفاع بر عهده شورای دفاع خواهد ماند...
🔸امیدوارم که این جابجاییها و تغییرات به نفع کشور و مردم باشد؛ اینکه چقدر مردم رضایت داشته باشند، چقدر بشود مردم را پای کار آورد، اینکه تا چه اندازه میشود از طریق شعام نیروهای سیاسی و جریانهای فکری در داخل را بسیج کرد و از طرف دیگر راهکاری برای حفظ انسجام متحدان منطقهای پیدا کرد، موضوعی است که در آینده خودش را نشان خواهد داد. در هر صورت، از امروز علی اردشیر لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی است و این دومین بار است که او در این جایگاه حضور پیدا میکند... روزهای مهمی در پیش رو داریم...
🇮🇷@SyrianKhabar