eitaa logo
دانش حیاتی
654 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
1.4هزار ویدیو
21 فایل
کانالی برای نخبگان منظر بین‌رشته‌ای به تحولات: الهیات، اقتصاد سیاسی، روابط بین‌الملل. مطالب قدیمی: https://eitaa.com/criticalknowledge/460 تحلیل‌ها و مقالات مهم در 📌سنجاق نامزد دکتری فلسفه اسلامی و محقق و مترجم علوم انسانی، تماس @mshessami87
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از علی جعفری
حجت‌الاسلام قنبریان روحانی متفکر، عمیق، خوش‌فکر و صاحب‌سواد است که سال‌ها در فضای فکری و فرهنگی دانشگاه‌های کشور از جمله دانشگاه تهران، محل رجوع نسل جوان انقلابی، عدالت‌خواه و دغدغه‌مند بوده. کسی که سخنانش برآمده از سال‌ها مطالعه قرآن و نهج البلاغه‌، تجربه‌ی میدانی، و فهم عمیق از متون دینی و واقعیات جامعه است. ‏با این‌همه، جای چنین چهره‌ای در تریبونی مثل نماز جمعه، آشکارا خالی‌ست؛ تریبونی که زمانی قرار بود “سنگر انقلاب” باشد، اما امروز در بسیاری از شهرها به منبری بی‌مخاطب برای حرف‌های بی‌اثر تبدیل شده است. سخنانی بی‌رمق، که نه عقل دانشگاهی را اقناع می‌کند و نه دل جوان انقلابی را گرم. ‏اگر شورای سیاستگذاری ائمه جمعه واقعاً به‌دنبال احیای جایگاه نماز جمعه است، راه آن مشخص است: میدان دادن به روحانیونی مثل آقای قنبریان که هم ریشه در اندیشه‌ی امام و رهبری انقلاب دارند، هم قدرت تحلیل دارند، و هم زبان مخاطب امروز را می‌فهمند. ‏این فقط یک توصیه نیست؛ یک مطالبه‌ی جدی و البته یک هشدار است: ‏امثال آقای قنبریان را به نماز جمعه بیاورید، ‏پیش از آن‌که نماز جمعه، برای نسل جوان، به خاطره‌ای بی‌اثر تبدیل شود. @alijafari_57
بازی دوسر برد برای الیگارشی؛ این بار با پرچم خلق پول /سید یاسر جبرائیلی آقای دکتر مهدی طغیانی نماینده مردم شریف اصفهان در نامه‌ای شگفت‌انگیز به رئیس کل بانک مرکزی، خواهان کنار گذاشتن سیاست انقباضی و تحریک هدفمند تقاضا و تسهیل تامین مالی بنگاه‌ها از طریق خلق نقدینگی شده است. این برادر اصولگرا و فارغ‌التحصیل دانشگاه امام صادق(ع)، هموست که زمانی که ما می‌گفتیم افزایش نرخ ارز عامل تورم است و موجب افزایش نقدینه‌خواهی می‌شود، مدعی بود «بیخود وارد بحث‌های غیرعلمی و پیش پا افتاده سطحی که مثلا منشا تورم نرخ ارز است نشویم؛ این‌ها در بحث‌های علمی تعیین تکلیف شده است. خلق پول درون زا عامل تورم در اقتصاد است». او که بهمن ۱۴۰۱ گفته بود «سیاست بانک مرکزی مبنی بر افزایش نرخ بهره بانکی می‌تواند منجر به کاهش جدی تورم شود»، اینک نگران نرخ بهره بانکی بالا شده و نوشته است: «جذب حداکثری نقدینگی از طریق نرخ‌های بهره بالا به حذف ظرفیت‌های فعال اقتصادی منجر می‌شود». مبادا تصور بفرمائید که مهدی طغیانی و امثال او ثبات فکری ندارند و تناقض می‌گویند. اتفاقا در دو رویکرد بظاهر متناقض وی، یک هدف ثابت وجود دارد: توزیع رانت به نفع الیگارشی؛ یک بار رانت ارزی، یک بار هم رانت نقدینگی. چگونه؟! مهدی طغیانی از طرفداران دو آتشه افزایش نرخ ارز بوده است. افزایش نرخ ارز یعنی انتقال سیستماتیک ثروت از طبقات پایین و متوسط به سوداگران ارزی و صاحبان دارایی‌های دلاری. در جامعه‌ای که اکثریت آن فاقد دارایی ارزی‌اند، رشد نرخ ارز به فروپاشی قدرت خرید مردم و تقویت ثروت اقلیت دارا انجامیده است. در ساختار دلاریزه‌شده اقتصاد ایران، افزایش نرخ ارز منجر به رشد بی‌وقفه قیمت‌ها و در نتیجه افزایش شدید نقدینه‌خواهی (Money Demand) می‌شود. هم تولیدکنندگان و هم مصرف‌کنندگان برای پاسخ به هزینه‌های جدید، به پول بیشتری نیاز دارند. این شرایط بحرانی دوگانه می‌سازد: تورم همراه با کمبود نقدینگی. در چنین وضعیتی، طغیانی نسخه‌ای تازه می‌پیچد: تسهیل مالی برای بنگاه‌ها و تحریک تقاضا. اما تجربه‌های گذشته نشان داده که خلق نقدینگی در چنین شرایطی، تنها به تزریق رانت به نهادها و شرکت‌های برخوردار منجر می‌شود. اعتبار به جای هدایت به سمت تولید واقعی، وارد مدارهای بسته رانت و فساد خواهد شد. هزینه افزایش نرخ ارز را همه ۸۶ میلیون ایرانی داده‌اند، اما موهبت خلق نقدینگی برای جبران افزایش نرخ ارز، نصیب اقلیت متصل به جریان‌های قدرت و ثروت خواهد شد. آنچه در اینجا رخ می‌دهد یک الگوی تکرارشونده است: نابرابری اول، از دل سیاست ارزی آزاد بیرون می‌آید، و نابرابری دوم از مسیر خلق پول و تخصیص رانتی آن. این چرخه معیوب، اگرچه با زبان فنی سخن می‌گوید، اما عملاً به زیان مردم و به نفع صاحبان قدرت و ثروت عمل می‌کند. @syjebraily
علم یا جهل عوامل خیانت تاثیری در نتیجه ندارد / سیدیاسر جبرائیلی یکی از نمایندگان مجلس گفته است: «تولید گوشت قرمز ۱۸ درصد کاهش داشته است. در سال ۱۴۰۳ نسبت به ۱۴۰۰ حدود ۷۷ درصد افزایش واردات داشتیم عددی حدود ۱.۳ میلیارد دلار واردات شده است». ‏کاهش ۱۸ درصدی تولید گوشت قرمز و رشد ۷۷ درصدی واردات در فاصله سال‌های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳، یک رخداد طبیعی یا نتیجه یک خطای موردی نیست، بلکه حاصل طبیعی یک الگوی سیاست‌گذاری معیوب و ضدتولیدی است. ما با مدلی مواجه‌ایم که در آن دولت به جای مواجهه ساختاری با ریشه‌های تورم، فشار مهار آن را به دوش تولیدکننده انداخته است. قیمت نهاده‌های دامی را با گران‌سازی ارز افزایش داده‌اند و این افزایش هزینه، مستقیما به تولیدکننده تحمیل شده است. هم‌زمان، قیمت محصول نهایی ـ در اینجا گوشت قرمز ـ را به‌صورت دستوری سرکوب کرده‌اند! نتیجه روشن است: کاهش تولید، از دست رفتن صرفه اقتصادی، و جایگزینی فزاینده واردات به‌جای تولید داخلی. این فرایند، تنها به زیان دامدار نیست؛ بلکه معیشت مردم، اشتغال ملی، و امنیت غذایی کشور را تهدید می‌کند. این پدیده، بازتاب نوعی پارادوکس ساختاری در اقتصاد ایران است: مواد اولیه، چه وارداتی و چه داخلی، به نرخ ارز وابسته‌اند؛ اما قیمت فروش محصول نهایی تابع کنترل دستوری است. در نتیجه، تولیدکننده در میانه دو تیغه قیچی گرفتار می‌شود: افزایش مداوم هزینه‌ها و سرکوب نظام‌مند درآمد. در این شرایط، تنها کسانی که از رانت‌های ارزی و وارداتی بهره‌مندند، سود می‌برند؛ حال آنکه تولید ملی تضعیف، و وابستگی کشور تعمیق می‌شود. از سوی دیگر، با سرکوب مستمر دستمزدها تحت عنوان «مهار تورم»، قدرت خرید مردم را کاهش داده و بازار مصرف داخلی را نیز از رونق انداخته‌اند. یعنی همزمان با تضعیف تولید، تقاضا را نیز نابود کرده‌اند. به‌عبارت روشن‌تر، ما با یک «اقتصاد محاسبه‌ناپذیر» مواجه‌ایم: در آن تولیدکننده قادر به پیش‌بینی هزینه‌ها و سود خود نیست، سرمایه‌گذار امنیت ندارد، و نیروی کار دائماً زیر فشار معیشتی قرار دارد. این وضعیت، به‌جای ثبات و پیش‌بینی‌پذیری، بی‌ثباتی ساختاری تولید را نهادینه کرده است. مسئله نه فقط کاهش تولید گوشت قرمز یا افزایش واردات، بلکه بازتعریف نقش دولت در اقتصاد است. اگر دولت همچنان به جای حفظ ارزش پول ملی، حمایت از تولید در برابر نوسانات جهانی، در نقش تنظیم‌گر قیمت‌ها بدون کنترل هزینه‌ها باقی بماند، تولید ملی محکوم به نابودی است. برای بازسازی این چرخه، باید از سیاست‌های ارزی، تجاری و دستمزدی مبتنی بر عدالت تولیدی و استقلال اقتصادی آغاز کرد. در غیر این صورت، کشور به یک خام‌فروش و واردکننده دائم‌الاضطرار تبدیل خواهد شد. وقتی تنش‌های خارجی نظیر جنگ و تحریم را به این معادله اضافه کنیم، باید بگوئیم ما با یک خیانت سیستماتیک در اقتصاد مواجه هستیم. عوامل این خیانت، ممکن است عالم باشند یا جاهل؛ در نتیجه ماجرا تاثیری ندارد... @syjebraily
به‌نام بنی‌اسرائیل و به‌کام اشراریهود از پیشینیان تاریخ باستان تا به امروز، بارها اقوام بنی‌اسرائیل، قربانی جنایات تعداد اندکی افراد شرور و قدرت‌پرست و سلطه‌طلب یهودی بوده‌اند که با توطئه‌ها و جنایات ضدبشری خود، موجب بدبینی مردم روزگار علیه بنی‌اسرائیل شده‌اند؛ اما چرا عبرت نمی‌گیرند: ۱- شرارت اندکی از بزرگان یهودی که پیامبران بنی‌اسرائیل را می‌کشتند و در گستره‌ی فرمان‌روایی بابلیان فتنه‌انگیزی می‌کردند، باعث شد تا همه‌ی اقوام بنی‌اسرائیل سال‌های طولانی به بردگی گرفته شوند که بالاخره به دست کوروش آزاد شدند و در مملکت ایران مورد اکرام قرار گرفتند؛ اما آن‌ها چه کردند؟ ۲- سوءاستفاده مُردِخای و استر از اعتماد خشایارشاه، متلاشی کردن زندگی خانوادگی پادشاه، قتل‌عام ۷۸هزار نفر از بزرگ‌زادگان زرتشتی_پارسی که سالانه در اسرائیل برای گرامی‌داشت کشتار آن بزرگ‌زادگان ایرانی، جشن پوریم برپا می‌شود، آیا به سود نسل‌های آینده بنی‌اسرائیل است؟ ۳- آیا خیانت به هخامنشیان در برابر هجوم اسکندرمقدونی برای اشغال کشورمان، منجر به بی‌اعتمادی سلوکیان و منزوی شدن اجتماعی_سیاسی یهودیان در نزد ایرانیان نشد؟ ۴- آیا مسلک‌تراشی از مانی و مزدک برای تضعیف دین زرتشت، شبیه کاری که در قرون اخیر با ایجاد وهابیت و بهائیت برای تزلزل فزاینده دینی مسلمانان انجام داده‌اند، در دوران اشکانیان و ساسانیان به نفع جایگاه سیاسی_اقتصادی بنی‌اسرائیل در میان ایرانیان شد؟ ۵- کاهنان یهودی که توانستند با کمک به ژولیوس سزار، قیصر روم، جمهوری روم را متلاشی سازند و در روزگار منتهی به میلاد مسیح، از یونان و مصر تا فلسطین و روم، صاحب قدرت و ثروت و نفوذ بشوند، آیا باعث نفرت روزافزون یهودیان در سراسر جهان غرب [اروپا و آفریقا] نشدند؟ ۶- تحریک و توطئه خاخام‌های اورشلیم برای کشتن حضرت عیسی‌بن‌مریم با کمک جاسوسی یکی از حواریون آن‌حضرت بنام یهودای اسخر یوتی، چه عوارض منفی پایان‌ناپذیر برای اقوام بنی‌اسرائیل داشت؟ ۷- آیا "اکریپا" هم‌فکر امین کالیگولا [شبیه رابطه نتانیاهو_ترامپ] که پادشاه یهودا نامیده شد، سرآغاز واقعی نفرت‌پراکنی و شروع "یهودستیزی" در اسکندریه مصر [سال ۳۸م] و سراسر جهان قدیم نشد؟ ۸- چرا از سلطه بلامنازع کاهنان و خاخام‌های یهودی بر امپراتور نرون در فروپاشی خانواده‌اش، کشتن مادر و همسر و برادرش و آتش‌زدن رم برای قتل‌عام تازه‌مسیحیان در گستره‌ی امپراتوری روم، درس عبرت گرفته نمی‌شود؟ ۹- آیا جنایات وحشیانه فوق باعث رشد خارق‌العاده مسیحیان نشد؟ ۱۰- آیا نفرت‌پراکنی یهودیان علیه مسیحیان و به راه انداختن ده‌ها توطئه و فتنه عجیب، باعث نفرت‌انگیز شدن خود یهودیان نزد رومیان، حتی در اورشلیم نشد و موجب تخریب مجدد معبد سلیمان و پراکنده شدن دو هزار ساله اقوام بنی‌اسرائیل از بیت‌المقدس نگردید؟ ۱۱- چرا وقتی کنستانتین، امپراتور روم در قرن چهارم، مسیحیت را به عنوان دین رسمی پذیرفت، آگوستین قدیس با نوشتن کتاب "شهرخدا" از تعقيب یهودیان ممانعت کرد، اما آن‌ها را "قوم شاهد" نامید که "گواهان انکارحقیقت" هستند و باید در حاشیه جوامع برای خدمت به مسیحیان زندگی کنند؟ ۱۲- آیا هزارسال تحقیروتعقیب در اروپا تا تجربیات آلمان، برای بنی‌اسرائیل کافی نیست؟ ۱۳- مگر "نسل‌کشی فلسطینیان، اراده جمعی یهودیان جهان است" که هر انتقادی از این جنایات، با اتهام یهودستیزی سرکوب می‌شود؟ چرا هرکس با کشتارجمعی فلسطینیان توسط باند تبهکار صهیونی مخالفت کند، متهم به "ضدیت با یهودیت" می‌شود؟ ۱۴- آیا فراخوان برای جمع‌آوری کمک غذایی و دارویی برای کودکان و زنان فلسطینی در غزه، ضدیت با قوم يهود است؟-اتهام به کاپیتان تیم ملی فوتبال کره‌جنوبی! ۱۵- کسانی‌که به قتل‌عام فلسطینیان و جنگ‌افروزی علیه مسلمانان و ایرانیان، به نتانیاهو کمک می‌کنند، آیا امنیت آینده یهودیان را تضمین می‌کنند یا بسترساز یهودستیزی و نفرت‌پراکنی علیه یهودیان در آینده جهان می‌شوند؟ ۱۶- چرا هر شگرد شیطانی_نفرت‌انگیز رژیم اسرائیل، باید به نام یهودیان نوشته شود؟ مثلا همخوابگی "تسیپی لیونی" [سابقا وزیر دادگستری و وزیرخارجه رژیم] با صاحب‌منصبان عرب و تهیه فیلم این روابط نامشروع به امر خاخام‌ها، برای آن‌که سران عرب، تامین‌کننده منافع صهیونیست‌ها بشوند، آیا موجب اعتبار انسانی یهودیان در جوامع بشری می‌شود؟ ۱۷- آیا جنایات Epstein (جفری اپستین) در قاچاق هزاران دختر نوبالغ و پسران نابالغ به جزیره شخصی "سنت جیمز" برای هرزگی سیاست‌مداران و سرمایه‌داران و چهره‌های ورزشی و هنری و رسانه‌ای آمریکااروپا و کشورهای وابسته و آنگاه تهیه و ارسال فیلم هرزگی‌های آنها برای موساد، باید به نام تمامیت قوم یهود نوشته شود؟ مگر چقدر از شما بنی‌اسرائیل در این جنایات ضدبشری به‌منظور گروگان‌گیری سردمداران و سرشناسان جهان، شریک و ذینفع بوده‌ و هستید؟ ✍محمدعلی رامین @maramin
در غرب حتی چت‌جی‌پی‌تی هم حامی اسرائیل است و این حمایت را با دروغ و ریاکاری زننده انجام می‌دهد!
✴️اما در مورد حضور لاریجانی در دبیری شعام 🔸به عنوان یک خبرنگار حضور آقای لاریجانی در دبیری شعام را یک اتفاق خوب از منظری نگاه می‌کنم که در طول دو سال گذشته شعام عملا به حاشیه «رفته» بود؛ گاهی اوقات یک دستگاه را به حاشیه می‌برند و گاهی اوقات هم خود آن دستگاه به دلیل عملکرد بسیار ضعیف به حاشیه می‌رود. هر چند دوست داشته و دارم که یک گردش نخبگانی صورت بگیرد و چهر‌ه‌های جوانی که متولد دوره انقلاب باشند در این جایگاه حضور پیدا کنند، اما بازگشت دوباره علی لاریجانی به دبیری شعام را ناشی از مسائل روز می‌دانم که کشور به آن دچار است. 🔸تغییراتی که طی آن شورای دفاع تشکیل شد و قرار است اتفاقات دیگری هم در سطوح حاکمیتی روی دهد (کما اینکه بسیاری از این اتفاقات روی داده اما هنوز رسانه‌ای نشده است). علی لاریجانی فارغ از حب و بغض‌هایی که در جریان‌های سیاسی و حتی برخی افراد وجود دارد، یکی از معدود افرادی است که نگاه عمیق و دقیقی نسبت به جهان و تحولات آن دارد و برخلاف بسیاری دیگر، می‌تواند «خیلی خوب» تحلیل و ارزیابی کند، بنابراین، بازگشت او می‌تواند حرکتی نو در بدنه فرتوت و خسته شعام ایجاد کند که در طول دو سال گذشته آن را در اندازه یک اداره بی‌خاصیت پایین آورده بود. 🔸تحولاتی که در سطح حاکمیتی پس از نبرد وعده صادق 3 روی داده و درس‌هایی که «نظام» از این نبرد گرفته به نظر باید بسیار گرانسنگ باشد؛ آمدن علی لاریجانی به دبیری شعام را باید در یک چارچوب بزرگ‌تر دید تا بتوان یک ارزیابی جدی و دقیق‌تر نسبت به تحولات پیش رو داشت. حاکمیت تصمیمات مهمی گرفته که برای امروز و آینده کشور و مردم سرنوشت‌ساز است! با این اوصاف، امیدوارم که شعام یا شورای دفاع هر کدام تصمیمات مهمی برای ایجاد مرکزی دائم برای اتخاذ تصمیمات مهمی و فوری بگیرد تا در شرایط بحرانی از قافله پاسخگویی یا ایجاد سوال عقب نمانیم. 🔸مساله مهم دیگر، به کارگیری نیروهای جوان است؛ نیروهایی که «جسارت و شهامت» داشته باشند، شهامت در فکر کردن و جسارت در عملی کردن فکرها؛ اگر قرار باشد در پوست‌اندازی جدید همان افراد قدیم حضور داشته باشند باور کنید راه به جایی نخواهیم برد. صرف جابجا شدن افراد مهم نیست، باید افکار و رفتارها تغییر کند. اینکه حسن برود، علی بیاید یا خسرو به آن اتاق برود و پرویز به ساختمان دیگر، دردی دوا نمی‌شود. درد مملکت ما بسیار بزرگ‌تر از این جابجایی‌ها است؛ اصل و مبنا تغییر در افکار و رفتارها است و این راه نجات کشور از بحران‌های پیش‌رو است. 🔸با این حال، علی لاریجانی در مقام دبیری شعام دو ماموریت مهم دارد، نخست گسترش همکاری با چین و روسیه در چارچوب روابط دو جانبه و چندجانبه در قالب بریکس و شانگاهی و همچنین منسجم کردن وحدت نیروهای داخلی برای ورود به مراحل دیگر نبرد سنگین پیش‌رو با دشمن صلیبی - یهودی. به باور من، مساله دوم بسیار از نکته اول مهم‌تر است و این یعنی آنکه ما باید منتظر برخی تحولات در داخل کشور با مدیریت شورای عالی امنیت ملی باشیم؛ از هسته‌ای گرفته تا مسائل مهم امنیتی و سیاسی داخلی. با این حال، جنگ و دفاع بر عهده شورای دفاع خواهد ماند... 🔸امیدوارم که این جابجایی‌ها و تغییرات به نفع کشور و مردم باشد؛ اینکه چقدر مردم رضایت داشته باشند، چقدر بشود مردم را پای کار آورد، اینکه تا چه اندازه می‌شود از طریق شعام نیروهای سیاسی و جریان‌های فکری در داخل را بسیج کرد و از طرف دیگر راهکاری برای حفظ انسجام متحدان منطقه‌ای پیدا کرد، موضوعی است که در آینده خودش را نشان خواهد داد. در هر صورت، از امروز علی اردشیر لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی است و این دومین بار است که او در این جایگاه حضور پیدا می‌کند... روزهای مهمی در پیش رو داریم... 🇮🇷@SyrianKhabar
اما راجع به این سند و ردصلاحیت علی لاریجانی برای انتخابات ریاست جمهوری.... امروز این برگه بیش از همیشه در حال دست به دست شدن است، اینکه چگونه فردی برای ریاست جمهوری ردصلاحیت می‌شود اما امروز دبیر مهمترین بخش تصمیم‌گیر برای امنیت کشور می‌گردد!! باید گفت این ویژگی‌های جمهوری اسلامی است؛ ویژگی‌هایی که برای درک عمیق آن باید عمق واقعیت‌های این نظام را شناخت، عمق معنا و مفهوم آن را درک کرد... چیزی که به نظرم کمتر کسی تا امروز به آن پاسخ گفته است. برای منِ نوعی که اندکی از این مسائل را می‌دانم، حضور لاریجانی در این مسند بسیار طبیعی بود اما شاید برای خیلی‌ها موضوع پیچیده‌ای باشد... اگر ضرورتی بود بفرمایید تا در این مورد هم کمی توضیح بدهم... به نظرم مساله بسیار مهمی است که باید آن را فهمید، درک کرد و شناخت. 🇮🇷@SyrianKhabar
دانش حیاتی
اما راجع به این سند و ردصلاحیت علی لاریجانی برای انتخابات ریاست جمهوری.... امروز این برگه بیش از ه
نمی‌دانم در این کانال هم نوشتم یا نه. یکی از خسارات بزرگی که کشور ما خورده ناشی از مهندسی‌های عجیب شورای نگهبان در انتخابات است. اتهام مهندسی انتخابات که اصلاح‌طلبان همیشه مطرح می‌کردند خوب واقعاً حقیقت داشته. گرچه اگر نتیجه این مهندسی به نفع کشور و انقلاب بود از نظر من قابل قبول بود ولی عجیب این است که نتیجه دقیقا برعکس بوده است. یعنی اگر انتخاباتی مثل سال ۸۴ و ۸۸ داشتیم و اجازه می‌دادیم همه افکار نامزذ داشته باشند و جبهه انقلاب هم یک نامزد ممتازی مثل آقای احمدی‌نژاد می‌داشت که همه‌فن‌حریف بود، آنگاه مطمئن بودیم در آزادترین انتخابات هم نامزد انقلاب پیروز می‌شود. اما وقتی جبهه انقلاب ضعف گفتمانی دارد، شورای نگهبان فکر می‌کند با مهندسی انتخابات می‌تواند نتیجه‌ای به نفع انقلاب رقم بزند اما نمی‌تواند. لذا می‌آید آقای مشایی و احمدی‌نژاد را بارها رد صلاحیت می‌کند و شبکه نفوذ هم در دستگاه امنیتی و قضایی ما نعل وارونه زده و به جان آنها می‌افتد، اما همزمان حسن روحانی که سابقه‌ای بسیار تیره و حتی مشکوک به ارتباط مخفی با انگلیس دارد را دوبار تایید صلاحیت می‌کند! همین شورا که پزشکیان و مهر علی‌زاد را تایید کرده، علی لاریجانی را رد می‌کند. چرا؟ چون فکر می‌کردند آقای لاریجانی به عنوان یک شخصیت سیاسی پخته با سابقه همراهی با دولت حسن روحانی می‌تواند خطرناک باشد اما پزشکیان و مهرعلیزاده قدرت رای‌آوری ندارند یا در صورت پیروزی هم قابل کنترل هستند. غافل از این که در ایران نتیجه انتخابات را بیش از توانایی‌های نامزذهای میان‌مایه، فضای رسانه‌ای و جریانات صاحب ثروت تعیین می‌کنند. و اتفاقا وقتی گزینه‌های ضعیف را تایید کنید، تاثیر این عوامل ساختاری بیشتر هم می‌شود! لذا مثلا شاید شما تتلو را هم تایید صلاحیت کنید اما فضای غالب رسانه‌ای و جریان ثروت پشت او قرار بگیرد چه بسا رای بیاورد اگر نه خیر! از نظر ما آقای لاریجانی باید با دولت آقای احمدی‌نژاد همراهی بیشتری می‌کردند و نیز در همراهی با دولت آقای روحانی اشتباه کردند و البته فکر می‌کنم ایشان هیچ وقت مثل شیخ حسن یک مهره غربزده نبودند و یک حریتی دارند که مثل خیلی‌های دیگر چون آقای ولایتی متوجه شدند که برجام دارای اشکالات زیادی بود و چه بسا مثل ایشان از همراهی با برجام و دولت روحانی پشیمان باشند و عبرت‌های زیادی گرفته باشند و این قاعدتاً در بازگشت آنها به مواضع سنتی انقلابی‌شان تاثیر داشته باشد. اینکه بعد از تعلل‌های خسارت‌بار دولت روحانی و پزشکیان، دوبار از طرف رهبری مسئول پیشبرد روابط ما با چین و روسیه شدند، نشان می‌دهد که در سیاست خارجی بین ایشان و حسن روحانی تفاوت جدی هست. در عین حال میزان پختگی شخصیتی و استقلال رای و حریت ایشان، خصوصیاتی است که در چهره‌های سیاسی متعارف کشور نمونه ندارد. با این حال می‌دانیم عدم عینیت یافتن روابط راهبردی ما با شرق، بیشتر ریشه در ساختار اقتصاد سیاسی فاسد و غربگرای کشور ما دارد تا مواضع شخصی سیاسیون، اما امید است که سیاستمداران صاحب عزم و اراده و استقلال رای مثل آقای لاریجانی، مانند شهید رییسی بتوانند کمی بر این مقاومت ساختاری غلبه کرده و این فرایند عملیاتی کردن گردش به شرق را کمی پیش ببرند.
هدایت شده از اخبار سوریه
⚡️خلاصه ای از مواضع پسر پزشکیان در مورد عملکرد باکو در قبال ایران ‌که به تازگی در تلگرام منتشر کرده وی معتقد است ایجاد کریدور زنگزور ربطی به اسرائیل ندارد. (در شرایطی که اسرائیل با خفگی ژئوپلتیک ایران از طریق ایجاد این کریدور و انتقال تکفیری و ناتو و صهیونیست‌ها به مرز ایران از این کریدور نفع می برد!) فحاشی رسانه های باکو علیه حاکمیت ایران ملاک قضاوت نیست. چون ما هم علیه آنها فحاشی می کنیم! حتی اگر پهپاد اسراییل از باکو به ایران آمده باشد، نمی توانیم بگوییم باکو به اسراییل کمک کرده! مخالفان عملکرد باکو در ایران به دنبال دشمن تراشی و به جنگ کشاندن کشور هستند! حاکمیت ایران توسط دولت باکو مورد تعرض قرار نگرفته! آذربایجان قصدی برای تصرف سرزمین های ایران ندارد. مخالفان باکو و آنکارا در ایران به دنبال دشمن تراشی بوده ‌و بغض و کینه دارند! روایت مرز نشینان از ورود پهپاد از باکو به داخل ایران سند نیست! وقتی کارخانه تولید پهپاد اسراییل در ایران هم شناسایی شده، کارخانه تولید پهپاد اسراییل در باکو نیز ملاک نیست!! انکار توهین به رهبری و ادعای تصرف تبریز در رسانه های رژیم باکو @SyrianKhabar