eitaa logo
دانش حیاتی
654 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
1.4هزار ویدیو
21 فایل
کانالی برای نخبگان منظر بین‌رشته‌ای به تحولات: الهیات، اقتصاد سیاسی، روابط بین‌الملل. مطالب قدیمی: https://eitaa.com/criticalknowledge/460 تحلیل‌ها و مقالات مهم در 📌سنجاق نامزد دکتری فلسفه اسلامی و محقق و مترجم علوم انسانی، تماس @mshessami87
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از دانش حیاتی
✍️ شکوه هنر اشراقی جهانی سامی یوسف / ۱ ✨ بسم الله الرحمن الرحیم حدود ۱۳ سال پیش بود که مدت‌ها با آثار سامی یوسف مأنوس شدم. سامی از معدود هنرمندانی است که با اطمینان و دلیل می‌توانم او را در زمره معدود هنرمندان مسلمان اشراقی روزگار جدید قرار دهم؛ بعد از سیدمرتضی آوینی، ابراهیم حاتمی‌کیا، مجید مجیدی و محمد اصفهانی؛ گرچه هیچ کدام با آوینی از لحاظ مقام معنوی و معرفت حکمی برابری نمی‌کنند. با این حال، سامی را به رده آوینی بسیار نزدیک یافتم، نزدیک‌تر از یاران نزدیک آوینی! آنها که به ظاهر نظر اندازند، از این حکم من شاید در شگفت آیند!‌ آوینی که فرزند معنوی امام خمینی (ره)، مستندساز دفاع مقدس و دلبسته انقلاب بود کجا، سامی یوسف این «مطرب‌زاده» صوفی‌مسلک انگلیس‌نشین کجا که گاه با زنان خواننده هم هم‌ساز و هم‌آواز می‌شود؟! لطافت و ظرافت اشراق و عرفان در همین جا است و حکمت و مصلحت‌دانی انسان جان‌شناس و اهل اشراق این معما را حل کند! صاحب عرفان و اشراق آنگونه است که اهل «جمعیت» و «کرامت» است و انسان‌های صالح و قاصر را در موقعیت‌های مختلف گرده هم آورده و عناصر زمینه و زمانه را به انحائی پیوند می‌دهد که خلاف توقع و عادات ظاهری است اما حاصل کار چیزی است که به هر حال قلوب را به رب‌الارباب متصل می‌کند! ادعا این نیست که راه عرفان از راه شریعت و سیاست جدا است، و مقام حرکت ابراهیمی خمینی کبیر و دلدادگانش یکه و بی‌نظیر است، اما پس از آن فتح توحیدی بزرگ، چندی است که که سیاست چه اینجا و چه آنجا سامانی ندارد و شریعت نیز هم اینجا و هم آنجا در هجر است؛ پس هر آن کس که زین پس، به وسع و اقتضاء خود راهی به توحید گشاید، عملی پیامبرگونه و خدایی می‌کند؛ و مگر این جز با اغماض از قصورهای عادی بشر فلک‌زده این زمانه ممکن است؟ و مگر نه اینکه سال‌ها گذشت تا صحابه رسول‌الله (ص) نیز خطاب همه احکام شرع قرار گیرند و مگر آن رحمة العالمین مکرر غض بصر از قصور اصحاب خود نمی‌کرد؟ سامی یک ایرانی آذری است اما پرورش‌یافته انگلیس از پدری «مطرب»! اما آنکه به فرصت‌سازی شعر عرفانی در آثار مطربین قبل انقلاب نیز واقف باشد، در شگفت نشود که چطور این مطرب‌زاده انگلیسی، راه به توحید یافته و عشق و صفا و اخلاص را به صورت موسیقی در آورده و دل از مسلم و نصرانی و کافر ربوده است! سیامک رادمنش طبق روایت خودش از همان خردسالی تحت هدایت پدر در طریق مطربی پاگذاشت و به انواع سازها آشنا بلکه توانا شد! اما از حدود ۱۵ سالگی بود که آن اتفاق سرنوشت‌ساز در زندگی‌اش رقم خورد: آنها با خانواده مرحوم راشد الغنوشی رهبر نهضت اسلامی تونس در لندن همسایه شدند و اینگونه بود که این مطرب بالفطره فرصت غور در دین محمدی ص را یافت و تحولی معنوی از سر گذراند و وجودش غرق محبت پیامبر اسلام (ص) گشت و عشق خدمت به این دین لبریزش کرد تا اینکه تصمیم گرفت که طریق مطربی خویش را از جام دین محمدی سیراب کند و موسیقی را قالب بیان عشق خود به سرور دو عالم کند. اینگونه بود که «یوسفِ» هنر اسلامی شد و دیری نپایید که به ریشه‌های ایرانی خود برگشت و به معارف «سامیِ» تصوف و عرفان روی آورد: تا «سامی یوسف» متولد شود! @criticalknowledge 🧬 دانش حیاتی
هدایت شده از دانش حیاتی
19.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎼 Sami Yusuf — You came to me (2010) 🎼 سامی یوسف — به سویم آمدی همین قطعه در کانال رسمی او در آپارات: https://www.aparat.com/v/0URxm یکی دیگر از عرض ارادت‌های سامی یوسف به رسول رحمت (ص) چنانکه می‌بینید، آثار سامی بسیار شخصی، خالی از کلیشه و برآمده از تجربه معنوی شخصی او است. در بعد فنی نیز کار او کاملاً شخصی است. شعر و اجرا و آهنگ و تنظیم را معمولاً همه خودش انجام می‌دهد. جوشش محبت شخصی او به سید دو عالم در این قطعه مثل قطعه قبلی بسیار آشکار است. ❤️ منظور از هنر اشراقی همین است؛ هنری که برآمده از اشراق (تابش) انوار رحمت حق یا اولیاء او بر قلب هنرمند باشد، و نه صرفاً حاصل ترکیب عناصر هنری بنا به طراحی ذهنی. اللهم ارزقنا معرفت اولیائک @criticalknowledge 🧬 دانش حیاتی
هدایت شده از دانش حیاتی
66M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎼One – Sami Yusuf (2020) 🎼یک – سامی یوسف یوتیوب: https://youtu.be/kHf7OQphIKw?si=hjBlMQctA9JGU3r- @criticalknowledge 🧬 دانش حیاتی
هدایت شده از دانش حیاتی
✍️شکوه هنر اشراقی جهانی سامی یوسف / ۲ ✨ اینگونه سامی جان را شناخت و جانان را و خوش‌ترین ساقی او را که شفیع عالمین است! پس او نیز سینه فراخ کرد برای تعریف و ترجمه آیین ساقی خلقت به زبان هر قوم و ملت! پس عربی را به فصاحت آموخت و زبان‌ها همگی از ترکی و فارسی و کردی و هندی و انگلیسی را در آثارش در هم آمیخت تا عشق نویافته‌اش ترجمان «انا خلقناکم شعوبا و قبائلا لتعارفوا» گردد تا آنچه از جام رحمت محمدی (ص) نوشیده بود را برای جهانیان نیوشیدنی کند! و به این همه هم اکتفاء نکرد! از حکمت خالده اسلام‌شناس معروف ایرانی-امریکایی سیدحسین نصر نکته‌ها آموخت و با نصرانیانِ اهل معنا و شمول، طرح همکاری ریخت تا با آکادمی‌های موسیقی معروف اروپا، طرح موسیقی عرفانی تلفیقی اسلامی-مسیحی بریزد! پس او که در آلبوم‌های اولیه‌اش از محمد مصطفی (صلوة الله علیه و اله) شروع کرد و دل از مسلمین برد، در آلبوم‌های متأخرش به غایت نبوت یعنی وادی توحید پای گذاشت تا جان جمله آدمیان را مجذوب کند! پس، از حلاج خواند و محی‌الدین و دیگر راه‌یافتگان به عرفان حضرت احدیت، از هر دین و مسلکی چون مایستر اکهارت، عارف معروف مسیحی! در این قطعه، که از میان ده‌ها اثر نورانی او برگزیده‌ام، تمام شکوه هنر تلفیقی اشراقی او را شاهدید! نام قطعه «احد» یا «واحد» یا «یک» است که اشاره به توحید است! اثر هم در شعر و ساز و هم در نوازنده و خواننده تلفیقی است! اما شعر با مایستر اکهارت به زبان آلمانی که ناطق به مقام فناء در صفات حق است آغاز می‌شود، با شعری عربی از ابوالحسن شوشتری درباره مقام فناء و بقاء استمرار می‌یابد و با بیان شور و جذبه عرفانی اوج می‌یابد و در نهایت با بیانی کوبنده و نفس‌گیر از توحید صفاتی پایان می‌پذیرد! اما ساز که از اروپا و خاورمیانه در آن می‌بینید: از وایولن و فلوت تا سنتور و دایره! اما نوازندگان از مسیحی و مسلمان! اما خوانندگان از عربی و اروپایی! حاصل این ترکیب شگفت، بیانی هنرمندانه، حماسی، دلکش، نورانی و روح‌افزا از معرفت توحیدی ناب محمدی است آنهم در عرصه هنر جهانی برای مخاطب جهانی! در شأن این هنر سامی از چنین یوسفی باید گفت: رقصی چنین میانه میدانم آرزو است! آنگاه که این حاصل و غایت الهی تصدیق می‌شود، تنها جنبه کار که می‌تواند مورد اشکال خرده‌گیران باشد، به کارگیری زنان اجنبی و مکشفه در بین خوانندگان و نوازندگان است! اما ای رفیق جویای جلوه‌های حق در جهان ظلمانی: این جا جایگاه اغماض و تعذیر مزبور در آغاز است! سامی یوسف به عفت و حیا شهره است! شاهد آنکه ۲۰ سال پس از ازدواجش، عکس و نشانی از همسر او در اینترنت نمی‌یابیم! پس فهمیدنی است که کار در عرصه جهانی نیز اقتضائات خود را به او تحمیل کرده است فلذا عذر روا است! می‌توانید تصور کنید نبود زنان در میان خیل عظیم سازنده و نوازنده، در جهان فمینیستی امروز سامی و تبعاً هویت اسلامی او را با چه اتهاماتی رو‌به رو می‌کند؟! واضح است که سامی از ظهورات بی‌عفتی در آثار خود اجتناب دارد و این را در پوشش ساده و کامل و تیره گروه او می‌توان دید اما التزام به همه اجزاء شریعت در عرصه بین المللی طبیعتاً غیرممکن است! با این حال، اگر جای اعتذار هم نباشد، روح و غایت کار او سراسر نور و رحمت است و این همان گوهر نایاب این دوران است که سامی یوسف توفیق کسب و عرضه آن را یافته است!‌ بنگرید آنچه ظاهر است از شکوه صنع این هنرمند مؤمن و روحانی در پهنه نمایش جهانی! @criticalknowledge 🧬 دانش حیاتی
شهر را بورس نکنید! سرانجام نئولیبرالیسم ایرانی به یکی از آرزوهای دیرینه خود که توکنایز کردن مسکن بود رسید. طرح «مسکن بهشت» که شهرداری تهران آن را با شعار حمایت از کارکنان خود و در قالب توکنایز کردن مسکن آغاز کرده، در ظاهر تلاشی است برای به‌کارگیری ابزارهای نوین مالی در خدمت رفاه اجتماعی؛ اما در واقع، یکی از آشکارترین نمودهای رسوخ منطق نئولیبرالی در ساحت سیاست عمومی و مدیریت شهری ایران است. پشت چهره به‌ظاهر نوگرای این طرح، دگرگونی عمیق‌تری نهفته است: دگرگونی در نسبت انسان، شهر و حاکمیت؛ یعنی جایگزینی حق با سرمایه، و تبدیل نیاز اجتماعی به کالای مالی. در منطق نئولیبرالیسم، دولت نه حافظ عدالت که تنظیم‌گر گردش سرمایه است؛ و شهر، نه بستر زیست جمعی، بلکه میدان بازی سود و دارایی. در چنین پارادایمی، مفهوم «حق مسکن» جای خود را به «امکان سرمایه‌گذاری در مسکن» می‌دهد. هر واحد مسکونی به توکن‌هایی تقسیم می‌شود که می‌توان آن‌ها را در بورس خرید و فروش کرد؛ و از همین‌جا، مسکن از «خانه بودن» تهی می‌شود. آنچه زمانی مأوای انسان بود، اکنون به «سهم»ی از دارایی بدل می‌گردد. شهرداری نیز به جای آنکه نهاد تدبیر امور عمومی باشد، در قامت کارگزار بازار ظاهر می‌شود؛ و بدین‌سان، مدیریت شهری از هنر تأمین زیست انسانی به فن مالی‌سازی دارایی‌ها فروکاسته می‌شود. اما این تنها تغییر در ابزار نیست؛ تغییر در هستی سیاست شهری است. شهر، که باید تجلی هم‌زیستی، عدالت فضایی و هویت جمعی باشد، به عرصه مبادله اعداد و نشانه‌ها بدل می‌گردد. «امر اجتماعی» در این فرایند به «امر مالی» فروکاسته می‌شود؛ «شهر» از موجودی زنده و دارای روح، به الگوریتمی از سرمایه تبدیل می‌شود. طرح «مسکن بهشت» در حقیقت گامی است در مسیر بورسی‌سازی شهر و سهام‌دارسازی شهروندان. شهروند دیگر در خانه‌اش زندگی نمی‌کند، بلکه در سهمی که خریده است نفس می‌کشد. او از زیستن در فضا به معامله در داده‌ها کوچ می‌کند. این، صورت جدیدی از ازخودبیگانگی است: انسانی که به جای ساختن خانه، به تماشای نوسان ارزش توکن خود دل‌خوش است. آنچه در این مسیر از دست می‌رود، تنها عدالت در توزیع مسکن نیست؛ بلکه روح شهر است؛ روحی که بر هم‌زیستی، معنا و حضور انسان در مکان استوار بود. شهری که به توکن و عدد فروکاسته شود، دیگر بازتاب زیست انسانی نیست، بلکه بازتاب زیست مالی است؛ شهری که در آن انسان نه شهروند، بلکه «دارنده دارایی دیجیتال» است. در اینجا دیگر نه از تمدن شهری سخن می‌توان گفت و نه از عدالت فضایی؛ زیرا شهر به جای آنکه صورت تحقق اجتماع انسانی باشد، به نمود گردش سرمایه بدل می‌شود. @ayjebraily
ادغام بانک آینده در بانک ملی، اگر با محاکمه متخلفان و مصادره کامل دارایی‌های افراد و نهادهای مرتبط با این بانک همراه نباشد، چیزی جز «ملی‌سازیِ زیان» نیست. هر تسهیلاتی که از محل منابع بانک آینده پرداخت شده و منجر به ایجاد دارایی‌ای شده که در زیان کنونی بانک سهم دارد، باید بدون استثنا مصادره شود؛ از جمله پروژه‌هایی نظیر «ایران‌مال». پیش از آن‌که زیان سایر بانک‌های خصوصی نیز به همین شیوه بر دوش مردم گذاشته شود، لازم است بساط بانک‌های خصوصی جمع شود. اقتصاد ایران نه از بانک‌های خصوصی خیری دیده و نه از خصوصی‌سازی بانک‌های دولتی. @syjebraily
ملت شریف ایران : مجازات متخلفانی که ۹۶ میلیارد دلار از ارزهای صادراتی را برنگردانده‌ و صرف فرار سرمایه و فروش در بازار آزاد قاچاق کرده‌اند، جریمۀ سنگین و زندان است، اما ظاهرا قرار است طی توافقات پشت پرده، دولت قانون را مسکوت و راه فرار غارتگران را باز کند! حقیر به عنوان نمایندۀ ملت، در برابر این اجحاف به حقوق مردم، سکوت نخواهم کرد. 🔸کانال رسمی دکتر حسین صمصامی همه جهت تحقق اقتصاداسلامی رسانه باشیم. https://eitaa.com/joinchat/1802830600C66b40c86de
💢 آقای رئیس مجلس گریبان می‌درد که قانون گفته نرخ ارز باید شناور مدیریت شده باشد. آقای رئیس قوه قانون گذاری، آیا منظور قانون، مدیریت نرخ ارز توسط دولت بوده یا تعدادی صادر کننده؟!! 🔹تا کی خواسته یا نخواسته با سفسطه این کشور را به سمت نابودی پیش می‌برید و زمینه چپاول آن را فراهم می‌کنید؟ ✍🏻دکتر محمدرضا یزدی‌زاده حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻 @HokmranOnline
💢«خبرگزاری فارس: هزینه‌های دلاری شرکت ملی صنایع مس ایران ۵ برابر شد» 🔸در وهله اول که این خبر را می‌بینیم این گزاره در ذهن متبادر می‌شود که پس نیاوردن ارز بنگاه‌های بزرگ دلیلی موجه دارد و آنها ارز را برای خرید ماشین‌آلات هزینه کرده‌اند. در حالی که این خبر هیچ ارتباطی با رقم سنگین عدم تعهد پیمان‌سپاری شرکت‌های بزرگ ندارد. 🔹رفع تعهد ارزی صادرکنندگان به چند روش انجام می‌شود: واردات ارز اسکناس، واردات طلا، واردات کالا برای خود، واردات کالا برای دیگران، فروش ارز در سامانۀ مرکز مبادله و ... 🔸ادعای خبرنگار فارس مبنی بر اینکه بالا رفتن هزینه‌های دلاری شرکتها باعث عدم بازگشت ارز می‌شود، از اساس اشتباه است، چراکه شرکتها می‌توانند حتی ۱۰۰٪ ارز حاصل از صادرات را برای خود و یا حتی برای شرکت‌های هم‌گروه خود، مواد اولیه و ماشین‌آلات بیاورند و این واردات در اصل نوعی بازگشت ارز و رفع تعهد صادراتی محسوب می‌شود. 🔹مشکل آنجاست که شرکتها به هیچ روشی رفع تعهد نکرده و ارز یا کالا وارد کشور نمی‌کنند و بیشتر آن ارزها وارد فرآیند قاچاق یا فرار سرمایه می‌شود. ✍🏻بهنام محمدپناه حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻 @HokmranOnline
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پاسخ ضعیف به ترور سلیمانی چگونه پازل دشمن را تکمیل کرد؟ در گفتگو با علی عبدی
مبارزه با قاچاق، از مهار قاچاق ارز آغاز می‌شود نئولیبرالیسم ایرانی هر از چند گاهی با نمایش قاچاق سوخت، خواهان دلاری کردن قیمت آن می‌شود. یک منطق ساده هم دارد و آن اینکه سوخت را گران می‌کنیم و از محل این گرانی، به ملت یارانه می‌دهیم. فارغ از اینکه ملت ایران یک بار این فریب را تجربه کرده و یارانه ۴۵ هزار تومانی به سرعت ارزش خود را از دست داده، «خرس خاله‌ها» به این واقعیت توجه ندارند که انرژی، آناناس نیست! گرانی آناناس تاثیری روی قیمت اقلام زندگی مردم ندارد، اما گرانی انرژی همه چیز را گران می‌کند. یافته مرکز پژوهش‌های مجلس این بود که ۱۰٪ افزایش قیمت بنزین، ۱.۵ واحد درصد تورم را افزایش می‌دهد. اخیراً وزیر اقتصاد نیز در یافته‌ای اذعان کرد هر ۱۰٪ افزایش قیمت انرژی ۴.۷ واحد درصد بر تورم می‌افزاید. به اینجای ماجرا که می‌رسیم، جمله آشنای «بد اجرا شد» تکرار می‌شود. واقعیت این است که اجرای خوب اساساً در کار نیست، چون مشکل از ایده است. اما چرا مشکل از ایده است؟ دلیل اصلی قاچاق سوخت در ایران را نباید در «ارزانی نامعقول سوخت» جست، بلکه باید آن را در «گرانی نامعقول ارز» و ساختار ناسالم نظام ارزی کشور دید. قاچاقچیان سوخت، نه به‌دلیل تفاوت قیمت بنزین، بلکه به‌دلیل تفاوت فاحش ارزش ریال با دلار و منطق سوداگرانه ناشی از آن، انگیزه صادرات غیرقانونی سوخت دارند. آنان در واقع از مرز انرژی وارد مرز پول می‌شوند: سوخت را صادر می‌کنند تا ارز به دست آورند و ارز را در بازار سیاه به ریال تبدیل کنند. اما ریشه گرانی نامعقول ارز در کجاست؟ در همان جایی که دولت اقتدار خود را از دست داده: در قاچاق ارز و فرار سرمایه. از ۱۳۹۷ تاکنون، نزدیک به ۱۰۰ میلیارد دلار ارز صادرات غیرنفتی به کشور بازنگشته است. این حجم عظیم از «ارز مفقود» نه تنها تراز ارزی کشور را مختل کرده، بلکه با ایجاد کمبود مصنوعی ارز، نرخ دلار را بالا برده و به‌صورت زنجیروار، همه قیمتها را به آتش کشیده است. در این میان، مخالفان «پیمان‌سپاری ارزی کامل» ــ یعنی الزام صادرکنندگان به بازگرداندن ارز ــ در سمت قاچاقچیان ارز ایستاده‌اند. این مخالفت‌ها هرچند در ظاهر با شعار «آزادی اقتصادی» یا «اعتماد به بازار» توجیه می‌شود، در واقع پوششی است برای تداوم فرار ارز و سوداگری ارزی. قاچاقچیانی که با هر جهش نرخ ارز، ثروت‌های افسانه‌ای می‌اندوزند، در حقیقت از جیب ۹۰ میلیون ایرانی می‌دزدند؛ زیرا هر دلار خارج‌شده از کشور، به معنای بی‌ارزش‌تر شدن ریال است. عجیب آن است که همین گروه، که از قاچاقچیان ارز دفاع می‌کنند، ناگهان در نقش «مبارز با قاچاق سوخت» ظاهر می‌شوند و نسخه گران کردن سوخت را می‌پیچند. آنان با یک مغالطه خطرناک، می‌گویند چون بنزین در کشورهای همسایه گران‌تر است، باید قیمت داخلی را نیز بالا برد تا قاچاق از بین برود. اما این منطق، وارونه کردن رابطه علت و معلول است. ریشه قاچاق در تفاوت قیمت ارز است، نه در تفاوت قیمت سوخت. تا زمانی که ارزش پول ملی با سازوکارهای سوداگرانه تعیین شود، هر کالای داخلی (از سوخت تا سیمان و گندم) قابلیت قاچاق پیدا می‌کند. بنابراین، مبارزه واقعی با قاچاق، نه با گران کردن سوخت، بلکه با بازگرداندن اقتدار پول ملی و اعمال حاکمیت ارزی ممکن است. اگر ارز حاصل از صادرات به چرخه رسمی بازنگردد، نه بانک مرکزی می‌تواند سیاست پولی اعمال کند، نه دولت می‌تواند بودجه را مدیریت کند، و نه جامعه می‌تواند از ثبات قیمتی برخوردار باشد. در سطحی عمیق‌تر، ما با دو منطق متقابل روبه‌رو هستیم: منطق نخست، منطق ملی است که ارز را «دارایی عمومی ملت» می‌داند و بازگشت آن را وظیفه‌ای ملی و اخلاقی تلقی می‌کند. منطق دوم، منطق نئولیبرالی است که ارز را «ملک خصوصی» می‌داند و از رهاسازی کامل آن در بازار دفاع می‌کند. در عمل، پیروزی منطق دوم به معنای تسلیم حاکمیت اقتصادی در برابر شبکه‌های رانت، فرار سرمایه و فساد ساختاری شده است. در نتیجه، مسئله امروز کشور نه «ارزانی سوخت» است و نه حتی «گران بودن ارز»؛ مسئله اصلی، «بی‌صاحبی ارز» است. ارزی که باید پشتوانه تولید ملی باشد، در حساب‌های بانکی خارج از کشور یا در بازارهای غیررسمی گردش می‌کند. تا زمانی که این وضعیت اصلاح نشود، هر سیاستی برای اصلاح قیمت انرژی، جز افزودن بر نابرابری و فشار بر طبقات پایین نتیجه‌ای نخواهد داشت. عدالت اقتصادی در گرو بازگرداندن حاکمیت ملی بر ارز و انرژی است. اگر ارز، ابزار سلطه باشد و انرژی، ابزار جبران بودجه، جامعه‌ای شکل می‌گیرد که در آن فقرا هزینه سیاست‌های ارزی را می‌پردازند و ثروتمندان از تفاوت نرخ‌ها ثروت‌اندوزی می‌کنند. اصلاح این چرخه، نه با آزادسازی قیمت‌ها، بلکه با بازسازی اراده حاکمیت بر منابع ملی آغاز می‌شود. @syjebraily