✍ جفری اپستینِ جمهوری اسلامی به روایت عبدالله شهبازی: داستان سعید امامی/ ۳
بر اساس اعترافات متهمان، دفينههايي نيز کشف و ضبط شد از جمله 620 هزار دلار و قريب به يک ميليارد تومان پول نقد و سلاحهاي متعدد از جمله دو قبضه موشک RPG18 که براي عمليات ضد زره به کار ميرود. [97] دفينههاي فوق هيچ ارتباطي با عمليات رسمي پنهان نهادهاي جمهوري اسلامي ايران نداشت و بهطور غيرقانوني در اختيار محفل بود. بخشي از درآمد شبکه از طريق ترانزيت مواد مخدر، زير نظر سعيد امامي، تأمين ميشد و وي حتي با هواپيماي فالکون به انتقال مواد مخدر از چاهبهار به تبريز و تهران ميپرداخت.
دستاوردهاي حيرتانگيز اين تيم، که ظاهراً براي برخي مسئولان عاليرتبه جمهوري اسلامي ايران قابل هضم نبود، به تعطيل شدن پيگيري اطلاعاتي پرونده «قتلهاي زنجيرهاي» و عقيم ماندن کشف ارتباطات خارجي «محفل سعيد امامي» و اخراج سه کارشناس عاليرتبه فوق از وزارت اطلاعات و منزوي کردن شديد ايشان انجاميد. اعضاي اين تيم به مبارزهاي نابرابر براي اثبات صحت دستاوردهاي خود دست زدند ولي راه به جايي نبردند. همزمان، از ميان صدها ساعت فيلمهايي که از کليه مراحل بازجوييهاي متهمين پرونده «قتلهاي زنجيرهاي» ضبط شده بود، فيلمي کوتاه و گزينش شده، و البته بسيار منزجرکننده براي مردم عادي که هيچگاه صحنه بازجوييهاي امنيتي را نديدهاند، به وسعت پخش شد که رفتار خشن بازجو با فهميه دري نوگوراني، همسر سعيد امامي، را نشان ميداد. از اين طريق، تمامي دستاوردهاي تيم فوق به شکنجه منتسب شد.
کساني که در متهم کردن تيم متولي پرونده «قتلهاي زنجيرهاي» به «شکنجه» و «اخذ اعتراف اجباري»، و از اين طريق بستن پرونده فوق، نقش اصلي ايفا کردند، خود در زمينه اخذ اعترافات اجباري پيشگام و داراي قساوتي مثالزدني بودند. آنان در ماجراي پرونده رهبران و کادرهاي حزب توده ايران، که دستگيري آنها از 17 بهمن 1361 آغاز شد، رويهاي چنان خشن در پيش گرفتند که منجر به قتل برخي از متهمان، مانند تقي کيمنش، در حين بازجويي شد. اين افراد در اواخر سال 1361 و اوايل سال 1362 موفق به اخذ اعتراف اجباري از رهبران حزب توده دال بر طراحي کودتا شدند. مسئله را به اطلاع امام خميني رسانيدند و ايشان آن را غيرقابل پذيرش و نادرست خواندند. اندکي بعد صحت گفته امام خميني به اثبات رسيد. [101]
براي من تلاش اين افراد، با اين سوابق، براي متوقف کردن رسيدگي به ابعاد اطلاعاتي پرونده «قتلهاي زنجيرهاي»، به بهانه خشونت در بازجوييها، معنادار بود. برايم روشن بود که ماجرا بر سر بيزاري از «خشونت» يا دفاع از حقوق انسانها نيست؛ هدف پنهان کردن رازهايي بود که تيم متولي پرونده در جريان تحقيقات طولاني خود، گام به گام و ناباورانه، بدان رسيده بود.
@criticalknowledge🧬دانش حیاتی
✍ جفری اپستینِ جمهوری اسلامی به روایت عبدالله شهبازی: داستان سعید امامی/ ۴
سابقه بهایی-فراماسونی خانواده
من، چون بسياري ديگر از علاقمندان به انقلاب، سعيد امامي را «نفوذي» نميدانستم. او را فردي افراطي ميدانستم که به دليل تندروي پديده قتلهاي زنجيرهاي را آفريده است. زماني که پس از دستگيري سعيد امامي مسئله انحراف جنسي او شايع شد، و کار بدانجا رسيد که «هاشم»، معاون وقت امنيت وزارت اطلاعات، اتاق معاونت امنيت را آب کشيد، با ناراحتي بسيار به دبيرخانه شورايعالي امنيت ملّي رفتم و به آقاي علي ربيعي (عباد)، رئيس وقت دبيرخانه شورا، گفتم: شما را به عنوان فردي متدين و باتقوا ميشناسم؛ و او را قسم دادم که در مسئله انحراف اخلاقي سعيد امامي حقيقت را بگويد. کمي فکر کرد و سپس گفت: صحت دارد. با پرخاش پرسيدم: به چه دليل؟ گفت: «علاوه بر گواهي پزشک قانوني، که جسد را معاينه و مسئله را تأييد کرده، يونسي، وزير اطلاعات، سه تن از معاونين و مديران ارشد خود را براي معاينه جسد فرستاده [بشير، صابر و يکي ديگر را ذکر کرد که نامش را فراموش کردهام] که يکيشان نماينده دبيرخانه شوراي امنيت ملّي نيز بود.» منظورش بشير بود که دوست صميمي و همسايه عباد است. عباد افزود: «اين سه نفر جسد را معاينه کرده و کتباً انحراف سعيد را تأييد کردهاند.» مدتي گذشت. همه جا شايع شد که متهمين قتلهاي زنجيرهاي زير شکنجه اعتراف کردهاند و حرفهاي پيشين همه تهمت بوده است. ورق برگشت. مطبوعات «راست» و «چپ» (از سياست روز مؤتلفه تا روزنامههاي حزب مشارکت و عليرضا نوريزاده و ساير مخالفان انقلاب و نشريات و سايتهاي خارجي) همه به دفاع از سعيد امامي و «مظلوميت» او برخاستند. باز با ناراحتي به دفتر عباد رفتم. کمي پس از ورود من، سردار حاج مرتضي رضايي، فرمانده کل پيشين و قائممقام کنوني فرماندهي کل سپاه و فرمانده وقت سازمان حفاظت اطلاعات سپاه، وارد شد و نشست. از چهره عباد معلوم بود که مايل نيست در برابر حاج مرتضي رضايي از پرونده قتلها سخن بگويم. ولي من، به دليل عصبانيت، سخن گفتم. پرسيدم: ماجرا چيست؟ چرا ورق برگشت؟ گفت: متهمين را شکنجه دادهاند و اقارير اجباري گرفتهاند و سعيد انحراف جنسي نداشته است. گفتم: مگر شما قبلاً نگفتيد سعيد منحرف بود؟ عصباني شد و گفت: «من و آقاي خاتمي به بازجوها اعتماد کرديم و هر چه آنها گفتند پذيرفتيم.» گفتم: «آقا عباد ببينيد. من آلت دست نيستم که هر چه بگويند بپذيرم و تکرار کنم. آن دفعه که درباره انحراف سعيد پرسيدم به من نگفتيد که او منحرف بود چون بازجوها اين را ميگويند و ما حرف بازجوها را قبول داريم. شما گفتيد علاوه بر گواهي پزشکي قانوني دال بر انحراف مزمن سعيد از دوران نوجواني، سه نماينده مورد وثوق شما و آقاي يونسي جسد را معاينه کرده و کتباً اين مسئله را تأييد کردهاند.» با ناراحتي از عباد و حاج مرتضي رضايي جدا شدم. برخورد تند من به عباد منجر شد به پايان دوستي ديرين و قطع رابطه با او، که تاکنون ادامه دارد، و تماسهاي بعدي حاج مرتضي رضايي با من و ملاقاتهاي مفصل با ايشان و سخنراني من براي مسئولين رده بالاي حفاظت اطلاعات سپاه سراسر کشور که از 9 صبح تا 5 بعد از ظهر طول کشيد و طي آن يک بشقاب پر سيگار کشيدم! موضوع اين سخنراني، براي مسئولين درجه اوّل اطلاعاتي سپاه، بازبيني تاريخ معاصر ايران از زاويه اطلاعاتي بود. متن اين سخنراني در اسناد حفاظت اطلاعات سپاه موجود است.
تناقضهاي بيان شده درباره سعيد امامي و پيشينه او منجر به کاوش جدّي من شد. به نتايجي حيرتانگيز رسيدم. سعيد امامي در زمان انقلاب، برخلاف گفته آقاي حسينيان 19 ساله نبود، بيست و دو ساله بود. پدر معنوي و مربي خانوادهاش شيخ مهدي صدرزاده جهرمي است که ابتدا روحاني بود و عضو حزب برادران و از اطرافيان مرحوم آيتالله حاج سيد نورالدين شيرازي. او به کمک آيتالله سيد نورالدين شيرازي نماينده مجلس شد ولي اندکي بعد لباس روحانيت را کنار نهاد. صدرزاده در دورانهاي متمادي، در تمامي ادواري که سردار فاخر حکمت رياست مجلس را به دست داشت، نايبرئيس مجلس بود. صدرزاده از بنيانگذاران و گردانندگان شبکههاي فراماسونري در جنوب ايران است و در کتاب فراموشخانه و فراماسونري در ايران، نوشته اسماعيل رائين، نيز نام او به عنوان عضو «لژ مهر» درج شده. مادر سعيد امامي از خانواده اعتماد و خواهرزاده مهدي صدرزاده است. بسياري از اعضاي خانواده اعتماد عضو فرقه بهائي هستند و با خانواده روحاني (اهل سروستان، معروف به بهائيگري) پيوند سببي دارند. (براي مثال، آقاي فرهاد اعتماد شوهر خانم گلي روحاني بود.)
همانگونه که گفتم، سرهنگ ژاندارمري عباس پاکروان عموي ناتني سعيد امامي و پسرعموي پدر سعيد بود... خانواده پاکروان نيز به بهائيگري و عدم تقيد به موازين اخلاقي شهرهاند.
@criticalknowledge🧬دانش حیاتی
📌پیرو گرانسازی ارز در دیماه، تورم خوراکیها سه رقمی شد و رکورد ۸۰ ساله تورم نقطه به نقطه نیز شکسته شد.
خطایی که مرتبا تکرار میشود، دیگر خطا نیست، خیانت است.
@syjebraily
✍ جفری اپستینِ جمهوری اسلامی به روایت عبدالله شهبازی: داستان سعید امامی/ ۵
دیگر اقدامات مخرب سعید امامی
#سعيد_امامی در دوران اقتدارش به برخي اقدامات به شدت مخرب در داخل و خارج از ايران دست زد که جنجاليترين آن قتل صادق شرفکندي و چند تن ديگر از رهبران حزب دمکرات کردستان ايران در رستوران ميکونوس برلين (27 شهريور 1371) است. قتل صادق شرفکندي، مانند قتل عبدالرحمن قاسملو (22 تير 1368) رهبر پيشين حزب دمکرات کردستان ايران، زماني صورت گرفت که رهبري حزب فوق از مقابله نظامي با جمهوري اسلامي ايران دست کشيده و به شدت در تلاش براي مصالحه و سازش با ايران بود. قاسملو در زمان مذاکره با نمايندگان سپاه پاسداران در وين به قتل رسيد و سردار محمد جعفر صحرارودي، طرف مذاکره با وي، به علت اصابت گلوله مهاجمان به دهانش به شدت مجروح شد. او مدتها در بيمارستاني در وين بستري بود و پس از بهبود به ايران بازگشت. جلسه رستوران ميکونوس نيز به منظور ايجاد جبههاي از گروههاي مخالف جمهوري اسلامي ايران بود که تنها فعاليتهاي مسالمتآميز را قبول داشتند و روشهاي تروريستي فرقه مسعود رجوي را طرد ميکردند.
در آن سالها من شخصاً فحاشي شديد فرقه رجوي به قاسملو و سپس به شرفکندي و ساير گروههاي طرف مذاکره با وي را از راديوي فرقه فوق، که با حمايت حکومت صدام از عراق پخش ميشد، ميشنيدم و تحولات را دنبال ميکردم. بنابراين، در زمان وقوع قتلهاي فوق، بر اساس تحليل سياسي، کمترين ترديدي نداشتم که اين اقدامات، از سوي هر که انجام گرفته باشد، با هدايت سرويس اطلاعاتي اسرائيل (موساد) و به سود فرقه رجوي بوده است. جلسه ميکونوس، اگر با موفقيت به پايان ميرسيد، به ايجاد يک جبهه نيرومند در ميان مخالفان معتدل جمهوري اسلامي ايران، مرکب از حزب دمکرات کردستان و سازمان فدائيان خلق (اکثريت) و غيره، ميانجاميد و انزواي شديد فرقه رجوي را در پي داشت. قتل قاسملو يا کشتار ميکونوس قطعاً به سود جمهوري اسلامي ايران نبود. از منظر منافع جمهوري اسلامي ايران، عقل سليم اين قتلها را تأييد نميکرد بلکه بهعکس حمايت از گرايش رو به رشد مصالحهجويانه را، براي منزوي کردن مخالفان تندرو و افراطي که تروريسم کور و خونين را پي ميگرفتند، توصيه مينمود.
اين حوادث عامل مهمي بود در ايجاد بدبيني شديد من به حضور و تکاپوي کانونهايي مرموز در درون نهادهاي جمهوري اسلامي ايران که به گمان من مستقيم يا غيرمستقيم مجري برنامههاي سرويس اطلاعاتي اسرائيل (موساد) بودند. بعدها از همين منظر ترور دکتر شاپور بختيار (15 مرداد 1370 در ويلاي مسکونياش در حومه پاريس) و اقدامات مشابه را مورد تحليل قرار داده و مشکوک دانستم و اين تحليل را بارها بهطور مستدل و به صراحت بيان کردم.
#شبکه_زیتون
@criticalknowledge🧬دانش حیاتی
✍ جفری اپستینِ جمهوری اسلامی: سعید امامی/ ۶
نقش سوالبرانگیز علی فلاحیان
حادثه ميکونوس زماني رخ داد که علي فلاحيان و سعيد امامي رابطه بسيار نزديک با برند اشميت باوئر، رئيس سازمان اطلاعات خارجي آلمان برقرار کرده و حتي در مهر 1372 به دعوت اشميت باوئر به آلمان سفر کردند. سازمان اطلاعات آلمان از ديرباز روابط بسيار نزديک با موساد داشته است. در منابع منتشر شده از روابط نزديک رؤساي وقت موساد، از جمله سرلشکر داني ياتوم، رئيس وقت موساد، با اشميت باوئر و عمليات مشترک دو سرويس اسرائيل و آلمان در کردستان سخن رفته است. قرائن متعدد نشان ميدهد که در ماجراي کشتار رستوران ميکونوس کانونهايي مرموز از مهاجمان حمايت ميکردند... سازمان اطلاعات آلمان قبلاً از وقوع حادثه مطلع بود.
سرانجام در پي يکي از اين اقدامات مشکوک، ارسال اسلحه با کشتي حامل کانتينرهاي خيارشور به بندر آنتورپ بلژيک که «عمليات خيارشور» نام گرفت، در تعطيلات نوروزی ۱۳۷۶، با دستور مستقيم رهبري، سعيد امامي از معاونت امنيت برکنار شد. معهذا، فلاحيان وي را از حلقه نزديکان خود خارج نکرد و او را معاون بررسي وزارت اطلاعات نمود. پس از پيروزي سيد محمد خاتمي در انتخابات رياستجمهوري و تغيير وزير اطلاعات، سعيد امامي از معاونت بررسي نيز برکنار و مشاور وزير شد. در اين زمان، او از طريق شبکه کارگزارانش در معاونت امنيت ماجراي معروف «قتلهاي زنجيرهاي» را طراحي و هدايت کرد. او در بهمن 1377 دستگير شد و ۴ ماه بعد با خوردن داروي نظافت در حمام بازداشتگاه به خودکشي دست زد و چند روز بعد در بيمارستان لقمان بهطرزي مشکوک درگذشت.
@criticalknowledge🧬دانش حیاتی
مطلع شدم که ساعاتی قبل، برادر خوبم آقای دکتر عباس بیگدلی (نماینده عدالتخواه و انقلابی تاکستان) مورد حمله تروریستی قرار گرفته اما بحمدالله گلولهها به ایشان اصابت نکرده است. دقایقی قبل تلفنی با ایشان صحبت کردم و از سلامت ایشان مطمئن شدم. در اینکه عدالتخواهی و فسادستیزی هزینه دارد هیچ شکی نیست، اما معنایش آن نیست که منفعتطلبان و زالوصفتان به راحتی جان عدالتخواهان را اینچنین مورد سوء قصد قرار دهند. انتظار دارم دستگاههای امنیتی و قضایی این پرونده را با فوریت به نتیجه برسانند.
بلد طیب/کانال رسمی دکتر منانِ رئیسی
https://eitaa.com/baladetayyeb
هدایت شده از برنامه تلویزیونی محفل
41.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌙 روایت تکاندهنده از زیارت کربلا
✨ اشکهای بی امان میزبانان و حضار موقع روایت فعال اجتماعی ایرلندی از دیدن امام حسین (ع) در خواب و تجربه زیارت کربلا
@mahfeltv3
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 آمریکا تحریم را معماری میکند؛ برخی در ایران اجرا میکنند!
🟡 دکتر فرشاد مومنی: ریچارد نفیو به عنوان معمار اصلی تحریمهای ایران و ۴ اندیشکده آمریکایی که متمرکز بر ایران فعالیت میکنند، هدفشان را براندازی جمهوری اسلامی و استراتژی خود را فروپاشی از درون عنوان کردهاند!
🟢 طراحان تحریم ایران، ۷ ابزار سیاسی را برای رسیدن به اهداف خود عنوان کردهاند و به طور عجیبی، مقامات اقتصادی ما و مافوقهای آنها، تمام آن سیاستها را در کشور اجرا کردهاند!
🔵 اجرا کنندگان سیاستهای تحریمی آمریکا در کشور، احساس قباحت نمیکنند و ضمن آنکه در کلام نسبت به آمریکا ابراز مخالفت میکنند، در عمل سیاستهای آنها را پی میگیرند!
حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻
@HokmranOnline
698K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴تهران : نمای از بمباران شدید محدوده بیت رهبری
دانش حیاتی
🔴تهران : نمای از بمباران شدید محدوده بیت رهبری
لا حول و لا قوة الا بالله