✍ ماجرای ایران-کنترا به روایت برادر رهبر شهید
#امنیت #اولیگارشی #شبکه_زیتون
بسم الله الجبار
ماجرای ایران-کنترا که در ایران به ماجرای مکفارلین معروف شد، راز بزرگ تمام تحولات شومی است که از میانه دهه شصت با محوریت هاشمی رفسنجانی شروع شد و نظام جمهوری اسلامی را در مسیر قهقرا تا شهادت رهبری قرار داد.
برای آشنایی با واقعیت این ماجرای پیچیده و فوقالعاده جنجالی که متأسفانه هرگز پیگیری نشد به مصاحبه ذیل از آیتالله سید محمد خامنهای برادر رهبر شهید توجه کنید.
البته خواهید خواند که پیام امام خمینی علیه معترضین به ماجرای مکفارلین به مانع بزرگی برای پیگیری آن تبدیل شد که طبق روایت آیتالله سیدمحمد خامنهای با تأثیرگذاری همان جریان مشکوک بر ذهن امام اتفاق افتاد و تلاش بعدی امام برای تفقد از معترضین نشان میدهد که ایشان متوجه خیرخواهی آنها شدهاند. به هر حال انحرافات بزرگی که در جمهوری اسلامی شکل گرفت همگی از هماهنگیها و روابطی نشأت میگیرد که در دیدارهای محرمانه بین تیم هاشمی-روحانی با جریانهای وابسته به کانونهای مالی-سیاسی-اطلاعاتی یهودی در اسرائیل، انگلیس و آمریکا برقرار شد.
از دل این روابط بعداً یک هیولای اقتصادی-سیاسی-اطلاعاتی ظهور کرد که ساخت اقتصاد سیاسی در جمهوری اسلامی را بلعید و سرنوشت فرهنگ و سیاست خارجی را نیز دگرگون کرد و صحنه سیاسی کشور را تبدیل به عرصه دستکاریهای شناختیِ اطلاعاتی و ایدئولوژیک کرد و ولایت فقیه، سپاه و جریان انقلابی را تحت فشار و چالش قرار داد و موجب رویگردانی بخش اعظم مردم از نظام شد.
در ادامه مصاحبه سال ۱۳۹۳ برادر رهبر شهید درباره این ماجرا را میگذارم. این مصاحبه روشنگر که با قرائن مستقل هم تأیید میشود متأسفانه به دلیل واکنش نسنجیده آقای حسین شریعتمداری آنچنان که باید مورد توجه جریان انقلاب قرار نگرفت و پیگیری نشد.
این مصاحبه طولانی از این لینک در دسترس است. در ادامه بخشهای منتخب آن را قرار میدهم.
@criticalknowledge🧬دانش حیاتی
🎙 ناگفتههای آیتالله سید محمد خامنهای از ماجرای مک فارلین/ ۱
رمز عبور: چرا مک فارلین و هیئت همراه به تهران سفر کردند، تحلیل آمریکاییها از این سفر چه بود؟
باند هاشمی از مدتها پیش با آمریکا ارتباط داشتند، مثلاً کنگرلو مشاور سیاسی میرحسین یکی از آنها بود. اقوام نزدیک هاشمی هم به اروپا در رفت و آمد بودند. اصل ارتباط هاشمی و اطرافیانش با آمریکا از چند طریق بود، اولاً ساواکی فراری محکوم به اعدامی قربانیفر که نقش دلال اسلحه را بازی میکرد و طرف سازمانی او همان مشاور موسوی بود، دوم برادرزاده هاشمی که بهبهانه تهیه اسلحه با قربانیفر آشنایی پیدا کرده بود و مورد توجه آمریکاییها و امید آنها به وساطت مستقیم قرار گرفته بود.
نهایتاً پس از مطالعات و بررسیهایی که دو طرف ایرانی و آمریکایی درباره نوعی توافق برای مدیریت آینده کشور کرده بودند، اصل توافق نهایی را که مهمترین قسمت روابط مذکور بود به همان ملاقات معروف مک فارلین معاون رئیس جمهور آمریکا با شخص اکبر هاشمی موکول کرده و برنامه سفر کاملاً محرمانه را تدوین و هتل اقامتگاه و امور امنیتی هم پیشبینی شده بود. تمام این اقدامات از لحاظ ظاهری و بهاصطلاح فیزیکی در پوشش معامله اسلحه و آزادسازی گروگانهای آمریکایی در لبنان بود ولی عمق قضیه سری بود و فقط چند نفر اطلاع داشتند. تحلیل آمریکایی تثبیت آینده نفوذشان در ایران و به تحلیل بردن تدریجی نظام اسلامی و انقلابی بود و با این سفر میخواستند به موضع مطمئنی برسند.
در واقع ملاقات مهم و محرمانه مک فارلین، برای محکمکاری و قرارداد رسمی با طرف ایرانی بود و شاید بهنظر آنها بیت منتظری مهره سوختهای بود و گزینه هاشمی قطعی و تمامشده به نظرشان میرسید. هاشمی در ایران هم اطرافی یا اطرافیانی داشت که این ارتباط را در رقابت با بیت منتظری تقویت و تسریع میکردند و در مذاکرات تهران او را مترجم فیمابین معروف کردند و ارتباط او با ساواک در عراق را بیت منتظری قبلاً منتشر کرده و مدرک آن را بهطور گسترده در مجلس شورای اسلامی پخش کرده بودند که گویا با حمایت جریان رئیس مجلس ماستمالی شد.
@criticalknowledge🧬دانش حیاتی
🎙 ناگفتههای آیتالله سید محمد خامنهای از ماجرای مک فارلین/ ۲
موضوع اصلی ملاقات مک فارلین و ریسک سفر او که اگر کشف میشد کاخ سفید و حزب متبوع رئیسجمهور آمریکا ریگان را سخت در فشار قرار میداد، موضوع حفظ آینده ایران بعد از امام موضوعی فوق سری بود که باید کاملاً محرمانه میماند و جز اصحاب سرّ، باید حتی کنگره آمریکا و همه مقامات ایرانی ـ چه رسد به مجلس و امام ـ هم بویی نمیبردند.
در صورت قطعی شدن پیمان فیمابین، جان امام هم بیشتر به خطر میافتاد چون ممکن بود آمریکا عجولانه دست به جنایت دیگری بزند، همانطور که طرح ترور امام توسط قطبزاده یکی از آنها توطئهها و از قرار شنیدهها ـ اصرار منافق نفوذی در ریاست جمهوری زمان مرحوم رجائی به نام کشمیری برای بردن کیف محرمانه به همراهی رجایی به ملاقات امام ـ که آقای سیداحمد خمینی اجازه بردن کیف بدون بازدید را نداده و جان امام را حفظ کرده بود ـ توطئه دیگر بود.
به هرحال، این ملاقاتها کاملاً حساب شده و امنیتی بود، مک فارلین با گذرنامه ایرلندی و با نام دروغی به ایران آمده بود. برای آنکه سفر او کشف نشود، به کمک یکی از همدستان آنها در سپاه آن روزگار، او را بدون عبور از گذرگاههای رسمی مستقیماً به هتل برده بودند، بدون آنکه کسی حتی مأمورین حساس دولتی متوجه شوند.
شخص دوم آمریکا حاضر نبود پیام و هدایای خود را به کس دیگری غیر از مقام بالا (رئیس مجلس) بدهد
پس از یک جلسه مقدماتی، قاعدتاً خود هاشمی وارد مذاکره شده بود چون مسلماً شخص دوم آمریکا حاضر نبود پیام و هدایای خود را به کس دیگری غیر از مقام بالا (رئیس مجلس) بدهد گر چه به دروغ این ملاقات را منکر شدند و گفتند که مک فارلین از اینکه با مقامات عالیه روبرو نشده عصبانی بوده. ولی خود هاشمی در جلسه غیر رسمی مجلس (که ضبط شده) پس از بروز فضاحت موضوع هرگز نگفت که ملاقاتی نکرده است بلکه گفت: حیف نگذاشتند که کار به آخر برسد چون این کار یک «فتحالفتوح» بود. اما به دروغ به امام وانمود کردند که مک فارلین بدون اطلاع دادن به ایرانیها سرخود و محرمانه به ایران آمده و هتل گرفته و آرزوی ملاقات با هاشمی را داشته ولی حسرت آن را به دلش گذاشتهاند و ناامید از ایران رفته که ادعایی نامعقول و غیر قابل قبول بود.
به امام وانمود کردند که این هیأت بلندپایه آمریکایی خودسرانه و بدون اطلاع مقامات ایرانی به فرودگاه تهران و سپس هتل آمدهاند و گذرنامه تقلبی داشتهاند و حال آنکه در گزارشها و مصاحبههای بعدی هاشمی و هیأت مربوط ایرانی با تمام تناقضهایی که در گفتارشان هست، به این موضوع اقرار دارند که حداقل از یک سال پیش ازآن یعنی در سال 1364 این روابط برقرار بوده و ایرانیها از خصوصیات سفر و حتی ساعت ورود آنها و اسامی واقعی افراد آمریکایی- اسرائیلی مطلع بودهاند و ساعت شماری میکردهاند. علم و اطلاع هیأت ایرانی به جعل گذرنامه و اقدام قضایی و جزایی نشدن مجرمین، گناه دیگر هیأت ایرانی است جرم جعل چند سال زندانی دارد. سعی و تلاش برای فریب امام و به اصطلاح قانونی «گزارش خلاف» دادن مأمور دولتی هم جرم است که بایستی دنبال میشد.
چه نیازی بود که شخص دوم آمریکا با آن همه ذلت و ترس و نگرانی و گذرنامه مجعول به تهران بیاید. دولت آمریکا با زیرکی برای پنهان کردن اصل منظور از سفر (که نوعی توافق سیاسی برای رهبری پس از امام بود) به سرعت خودش موضوع کنتراها را مطرح کرد تا مهرههای آینده سوخته نشوند و فقط موضوع یک تخلف از ناحیه کاخ سفید در برابر کنگره باشد و با مختصر مجازات سیاسی فراموش شود. و به همین دلیل بود که مک فارلین در برابر محاکمه در استیضاح خود در کنگره از ارائه مدارک مذاکره خودداری کرد و گویا به دروغ مدعی شده بود که مدارک از بین برده شده، و حتی تظاهر به خودکشی کرد. امّا اصل قضیه دلالی سیاسی و مهرهسازی برای آینده جمهوری اسلامی ایران تمام نشد و شکل عوض کرد.
@criticalknowledge🧬دانش حیاتی
🎙 ناگفتههای آیتالله سید محمد خامنهای از ماجرای مک فارلین/ ۳
از جمله اطرافیان هاشمی او را به سمت ریاست جمهوری سوق دادند تا یک پله به رهبر شدن نزدیکتر شود و ضمناً مقدمات یک توافق قطعی را فراهم کنند، البته آمریکا از خامی و بیتجربگی طرف ایرانی استفادههای موردی هم میکرد از جمله آزادسازی گروگانهای آمریکایی در لبنان. طی ریاست جمهوری هم زمزمه مادامالعمر کردن ریاست جمهوری برای هاشمی هم شروع شد که با هوشیاری مقام معظم رهبری توطئه خنثی شد.
ریاست جمهوری هاشمی مقدمهای برای هماهنگسازی امور و زمینهسازی برای ایجاد پایگاه قدرت و خیز به سمت آرزوی دیرینه پس از فوت امام بود ولی قدری دیر شده بود و با حکمت و عنایت الهی و با تصمیم و رأی ناگهانی و تقریباً بیمقدمه مجلس خبرگان رهبری، آقای خامنهای انتخاب شد و کار از کار گذشت و توطئه آمریکایی به راه دیگری افتاد که نمونه آن فتنههای سالهای 78 و 88 است و این حکایت همچنان باقی است.
طبق اظهار خود هاشمی فقط چند نفر آن را میدانستد
سفر مک فارلین و هیأت مرکب آمریکایی- اسرائیلی به ایران کاملاً مخفی بود و کشف آن جرم بزرگی در چشم امام و مردم به حساب میآید و شاید اکبر هاشمی را برای همیشه از اهدافش دور میکرد به همین دلیل طبق اظهار خود هاشمی فقط چند نفر آن را میدانستد که یکی از آنها کنگرلو مشاور سیاسی نخست وزیر موسوی بود گرچه به احتمالی خود موسوی در جریان نبود. البته بعد از رسوایی به سرعت به یکی دو نفر سربسته و تحت عنوان کشف راهی جدید برای تهیه اسلحه مطالبی گفته بودند تا ادعا کنند که موضوع سری نبوده ولی با وجود این، وقتی ما از وزیر خارجه به طور خصوصی پرسیدیم که آیا از این سفر سری اطلاع داشته؟ جواب داد که به هیچ وجه اطلاع نداشته است.
یعنی شخصی غیر مسئول در روابط خارجی دست به ریسک بزرگی برای ایجاد رابطه صمیمی و خودمانی با دشمن انقلاب زده بود که مسئولترین مقامهای جمهوری اسلامی ایران از آن مطلقاً خبری نداشت و این اهمیت سرّی و محرمانهبودن آن را میرساند و علت سرّی بودن آن هم معلوم بود.
چه زمانی وارد این مسأله شدید و زمانی که 8 نماینده از آقای ولایتی سوال پرسیدند چه اطلاعاتی داشتند؟ دلیل سخنان امام خمینی که منجر به پس گرفتن سوالات شد، چه بود؟
من در آن ایام به حوزه انتخابیه خودم رفته بودم وقتی برگشتم این موضوع را شنیدم. ابتدا باور نمیکردم که چنین کار مهم خودسرانهای بدون اذن امام و اطلاع افراد مسئول انجام شده باشد گر چه از مهملکاری و بیمنطقی طرف ایرانی عامل آن خبر داشتم. بلافاصله به تحقیق پرداختم و موضوع مسلم شد بیشتر نمایندگان دلسوز هم ناراحت بودند ولی اقدامی نکرده بودند.
نامه من باعث دستپاچگی رئیس مجلس و باند او شد
من شخصا طبق وظیفه خودم نامهای با طرح یک سؤال کلّی به وزیر خارجه نوشتم دو نفر از دوستان هم مایل به امضا شدند. این موضوع باعث دستپاچگی رئیس مجلس و باند او شده بودند و با مشورت کسانی در جماران و دولت، توطئهای کردند و سؤالاتی را که امام را عصبانی و ناراحت میکردند تهیه و به زور و اصرار برای امضا به دست افرادی داده بودند که به هشت نفر معروف شدند. پیش من هم آوردند من قبول نکردم که آن را امضا کنم ولی خیلی اصرار کردند که شما فقط یک امضا دارید اینجا 7 امضا هست همه را یک کاسه بکنید بهتر است. از دو نفر دیگر هم امضا گرفته بودند. من در آن شدت ناراحتی که از آن موضوع داشتم (که در واقع افتضاح ایران بود نه آمریکا ولی آن را وارونه جلوه دادند) قهراً امضا کردم و به دام آنها افتادم. شیاطین بلافاصله آن را به ضمیمه پیش فرضهای دیگری، در موقع حساسی به امام دادند و حضرت امام را با این روش، عصبانی کردند و امام هم در یک سخنرانی به امضا کنندهها حمله شدید کردند و کار آنها را بدتر از کار اسرائیل دانستند.
@criticalknowledge🧬دانش حیاتی
🎙 ناگفتههای آیتالله سید محمد خامنهای از ماجرای مک فارلین/ ۴
وقتی من سخنرانی امام را شنیدم در منزل بودم بجای آنکه ناراحت شوم ،سجده شکر بجا آوردم و گفتم خدا را شکر که امام بار مسئولیت را بعد از این از دوش ما برداشت. ابتدا تصمیم گرفتم که از مجلس استعفا دهم ولی دیدم توهین به امام است و دلم راضی نشد. یکی از دوستان امضاکننده خیلی نگران به منزل ما آمد و پرسید که من چه خواهم کرد آیا صلاح هست به مجلس برویم یا نه؟
من به او آرامش دادم و گفتم ما کار درستی کردهایم و نگرانی ندارد من روز مقرر به مجلس خواهم رفت. ولی با وجود شهامتی که این کار در آن جوّ شدید میخواست من راحت بودم گر چه حتی احتمال میدادم که در مجلس اولین فرد پاسداری که به محض ورود، اسلحه به روی من خواهد کشید.
عجیب این بود که همه پاسداران و حتی مستخدمان مجلس آن روز بطور بیسابقهای با لبخند و شوخی و احوالپرسی با من روبرو شدند و حتی یکی از افراد هیچ وقت جواب سلام مرا نمیداد آن روز با روی خوش خودش به سلام مبادرت کرد و این وضع عجیب خیلی معنی داشت و بعدها هم برخی از خواص و عوام به امام نکاتی را گفته و حرفهایی زده بودند.
رئیس مجلس که شاید باور نمیکرد من در مجلس آن روز شرکت کنم و مرا هم ندیده بود، گفت: آقای خامنهای نیامده!
از قضا آن روز در صحن مجلس طرح سؤال از قوه قضائیه مطرح بود و من یکی از سخنرانان و اولین سخنران موافق طرح بودم. منشی وقتی طرح را مطرح کرد و گفت آقای خامنهای موافق اول صحبت کنند، رئیس مجلس که شاید باور نمیکرد من در مجلس آن روز شرکت کنم و مرا هم ندیده بود، گفت: آقای خامنهای نیامده! منشی گفت: ایشان حضور دارند و من مشغول دفاع از طرح شدم.
هاشمی در این باره در سایت شخصی خودش با عبارت تحقیرآمیزی نوشته که آن روز «محمد خامنهای» بدون آقا و سید و القاب رایج، خیلی ترسیده بود! گوینده این ادعا باید اینقدر شعور داشته باشد که کسی که ترسیده باشد آن گونه اول وقت به مجلس نمیآید و اولین نفر از طرحی که عنوان خطرناک «سؤال از قوه قضائیه» را دارد، دفاع نمیکند.
من آن روز چند بار وسوسه شدم گلهای از حضرت امام بکنم که شما خودتان به ما درس دادید که هر متهم فرضی حق دارد که پاسخ و دفاعش را در محکمه بگوید و بقول فقها «الغایب علی حجّته» پس چرا از ما نپرسیده ما را محکوم کردید و یا قصه دزدی را بگویم که از دیوار منزل کسی افتاده بود و پایش شکسته بود از صاحب خانه به دادگاه شکایت کرده بود که چرا دیوار بلندی ساخته؟ و عجیب آنکه دادگاه صاحبخانه را محکوم کرد نه دزد را ولی صبورانه گذشتم.
دلیل آنکه سؤالی را پس گرفتیم هم، نوعی احترام به اعتراض حضرت امام بود و هم نشان دادن مظلومیت این 8 نفر که با وجود ابراز غیرت ملی و اسلامی و انجام وظیفه در قالب قانون اساسی و قوانین دیگر، برای کار درستی که انجام داده بودند محکوم میشدند و شخص خاطی که دستش را بر خلاف قانون پنهانی در دست دشمن گذاشته بود از خطر مجازات فرار میکرد.
شنیدم بعدها افراد محترمی از حوزه و از بازار تهران به امام اعتراض کرده بودند و ایشان قول داده بود جبران کند. توده مردم هم هر جا به ما میرسیدند در مساجد و نماز جمعه به ما دلداری میدادند و ابراز حمایت میکردند، هیچکس جز معدود مزدوران هاشمی و خط نحس آنها به ما 8 نفر توهین نکرد و هدف آنها نه فقط 8 نفر بلکه به جناح معروف به 99 نفر مخالف موسوی بود و حتی کار به حمله به روزنامه رسالت و بازاریان رسید. همیشه تهمت طرفداری از مالکین و خوانین به این جماعت میزدند.
غیر از این فشار مصنوعی فحاشان باند هاشمی و موسوی و امثال آنها، هیچ فشاری به ما نرسید بلکه همان طور که گفتم جوّ سیاسی جامعه همه به نفع ما و خط امام بود و خط چپ که ادعای مخالفت با آمریکا و لیبرالها را داشتند، مفتضح شده بودند که در جناح طرفداران آمریکا قرار گرفتهاند و به دروغ شعار میدهند.
@criticalknowledge🧬دانش حیاتی
🎙 ناگفتههای آیتالله سید محمد خامنهای از ماجرای مک فارلین/ ۵
- تحلیل کلان شما از این ماجرا پس از گذشت نزدیک به 30 سال چیست و آیا ماجرای مک فارلین برای امروز، مخصوصاً اکنون که درگیر مذاکرات هسته ای هستیم درسی دارد؟
ماجرای ارتباط به ظاهر کاخ سفید با باند هاشمی، در واقع فقط ارتباط رئیس جمهور وقت آمریکا با ایرانیها نبود بلکه حکومت در سایه و مدیران سیاست آمریکا که بیشترشان صهیونیست هستند دنبال آن بودند و هستند. یعنی با تغییر رئیس جمهوری آمریکا، آن سیاست از بین نرفت و به صورتهای مختلف، از جمله کارگزاران ـ اصلاحطلبان و امثال آنها ـ خودش را نشان داد و فتنه 88 و فتنه آزمایشی سال 78 هم از جلوههای همان سیاست بوده است.
طرح مسأله خرید اسلحه از آمریکا، برای اداره جنگ یکی از سیاستهای طرف ایرانی بود و مسأله کمک به کونتراهای ضد ساندنیست از سیاستهای طرف آمریکایی و هر دو هدف اصلی مشترک را در پوشش قابل قبول و باورکردنی این دو بهانه دنبال میکردند.
دلایل و قراینی بر این حقیقت همیشه وجود داشته و گاه گاه تکرار میشود. حضور فعال و به اصطلاح تکیهگاه شدن هاشمی در همه وقایعی مثل فتنه سال 88 و قبل از آن و عدم انصراف او از پیگیری رسیدن به رهبری نظام و دفاع از اهداف و منافع آمریکا در نقل قولهای دروغ از امام و اصرارهای چند ساله او در اتمام جنگ و باصطلاح نوشاندن جام زهر قطعنامه منحوس به امام و دیگر گفتهها و مصاحبههای مشابه دیگر و مخصوصاً روابط مستحکم دیپلماتیک و سیاسی با سعودیهای خصم لدود ایران و شیعه، همه قراین و دلایلی عقل پسند بر وجود رابطه پنهانی و اصرار آمریکا بر به قدرت رساندن این شخص است.
این ماجرای به ظاهر شکستخورده و فراموش شده، یک برنامه و سیاست دائمی آمریکاست و در هر مقطعی به صورتی خاص ظاهر و عمل میشود و در ایران هم از طرف افراد سست عنصر و وطن فروش همیشه استعداد همبستگی با آمریکا وجود داشته و خواهد داشت، بنابراین در همه مقاطع سیاسی باید منتظر نوعی نزدیکی با آمریکا و خیانت به ضرر ملت و نظام از طرف برخی افراد طرفدار تماس با آمریکا بود.
@criticalknowledge🧬دانش حیاتی
🔺منابع قطری:
حملات ایرانیها شبیه روزهای اول جنگ است
🔻عمان، بحرین، کویت ، قطر زیر ضربات شدید ایران هستند.
🔹سپاه: مراکز لجستیکی ناوها و سکوهای سوختگیری ناوهای هواپیمابر آمریکایی در بندر دقم عمان زیر حملات سنگین و غافلگیرانه درهم کوبیده شد.
🔸الجزیره: این حملات با دستور مستقیم رهبر ایران انجام میشود.
🔺فاکس نیوز: هگست و فرمانده ارتش دستور عقبنشینی به ناوهای آمریکایی برای در امان ماندن از حملات ایران را صادر کردهاند.
✅ کانال شخصی علیاکبر رائفیپور در ایتا👇
🆔 @raefipour
داگلاس مکگرگور: فوری: انتشار گسترده اسناد پرونده اپستین در راه است.
همچنین فوری: نتانیاهو راهی کاخ سفید میشود تا مطمئن شود ترامپ به یاد دارد چه کسی در نهایت تصمیمگیرنده و همهکاره است.
✅ کانال شخصی علیاکبر رائفیپور در ایتا👇
🆔 @raefipour
📢 لارا لومر، روزنامهنگار نزدیک به ترامپ: آیا روسیه یا ایران گراهام را مسموم کردهاند؟
◀️ این موضوع باید بررسی شود. باید تحقیقات جدی انجام شود. روسیه به تازگی هیئتی را به مراسم تشییع جنازه (آیتالله) خامنهای در تهران اعزام کرده بود، جایی که سپاه پاسداران و برگزارکنندگان مراسم تشییع جنازه خواستار ترور من، رئیسجمهور ترامپ و سناتور گراهام شده بودند.
◀️ لیندسی گراهام یک روز پیش در اوکراین بود و خواستار تصویب لایحه تحریمهای روسیه شد که ادعا میکرد کاخ سفید از آن حمایت میکند.
◀️ حالا طبق گفته کارکنانش، او ناگهان بر اثر یک بیماری تصادفی درگذشته است.
_
اصلاحات نیوز
✅@Eslahatnews
🔗Eslahatnews.com
دانش حیاتی
عامل مرگ لیندزی گراهام ممکن است همان عامل قتل چارلی کرک باشد (موساد–به پیام پاسخ بنگرید)! گرچه در این صورت انگیزههای این دو عملیات پرچم دروغین کاملاً متفاوت است؛ انگیزه این یکی ترساندن ترامپ برای برخورد شدیدتر با ما است. اگر این فرض درست باشد، هشدارهای قبلی اسرائیل مبنی بر قصد جدی ایران برای ترور ترامپ نیز یک قرینه مؤید است گرچه باید دید ضرر از دست دادن یک حامی سیاسی جدی در سنا بر فایده ترساندن ترامپ برای تشدید علیه ایران میارزد که به نظر بیارزد چون اسرائیل احساس میکند تا بسته شدن پنجره فرصت که در انتخابات پاییز آمریکا و اسرائیل است زمان زیادی ندارد و بعد از آن هم گراهام و ترامپ و امثال آنها دیگر خیلی به دردش نمیخورند. پس چه بهتر که یکی از حامیان ترامپ را به اسم ایران ترور کند تا ترامپ را برای تشدید علیه ایران متقاعد کند.
به هر روی، طرح قصاص قاتلین رهبر شهید و فرماندهان با هدف اسرائیل که تهییج بیشتر ترامپ علیه ایران است سازگاری دارد ولی این نافی درستی طرح انتقام از طرف ما نیست. ما از رهبران هم آمریکا و هم رژیم یهود باید انتقام بگیریم. چگونگی آن البته نیازمند ملاحظات راهبردی است. به نظر میرسد قتل نتانیاهو باید در اولویت باشد. اول نتانیاهو، بعد ترامپ. در این صورت شاید طرح قصاص در کوتاه مدت به پروژه اسرائیل کمک نکند گرچه هم تعیین ترتیب قصاص در عمل دشوار است و هم هر موقع نوبت ترامپ هم برسد موجب واکنش آنها میشود مگر موقعی که ترامپ از قدرت کنار رفته باشد و دولتی بسیار غیرهمسو با او در آمریکا بر سر کار باشد.
@criticalknowlege🧬دانش حیاتی
📄متن نامۀ جمعی از نمایندگان مجلس به رئیس قوۀ قضائیه درخصوص لزوم محاکمه و برکناری آقای همتی (رئیس کل بانک مرکزی) به عنوان یکی از عاملان اصلی گرانسازی ارز رسمی، تشدید تورم و نارضایتی مردم که زمینهساز وقایع تلخ ۱۸ و ۱۹ دی و در پی آن تجاوز دشمن به کشور و شهادت رهبر معظم انقلاب گردید.
🔻 حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد
@HokmranOnline