البته بازم این حس متناقض وجود داره
وقتی روح به عملکرد خودش فک میکنه!
ولی خب کلا انقدی عجیب نیست.
گمونم بدون این قابلیت اصلا انسان نمیشدیم
یکی از مزیت های مهم ما نسبت به حیوان ها کارکرد اجراییمونه. اینکه به عملکرد خودمون نظارت داریم، هدف گذاری میکنیم، برنامه ریزی میکنیم و بازنگری میکنیم. همه اینا مستلزم فراشناخته. ینی توجه به اون چیزی که در درونمون اتفاق میفته.
و فکر کنم چه دوگانه انگار باشیم چه نه، میتونیم فراشناخت و شناخت رو عملکرد یه دستگاه واحد درنظر بگیریم، ینی آنقدری عجیب نیست.
و البته
اگه بحث نقد متن دکتروف باشه
اساسا چرت و پرته چون من با چنگالم کاهو رو سوراخ میکنم. نکنه اون وانمود میکنه که من سوراخ میکنم؟
فکر کردن به مغز با فکر کردن به "من" یه خورده فرق داره.
و
یه مطلب دیگه درباره فراشناخت و دیالوگ ذهنی یادتون باشه بعدا بگم
یه جورایی ابسسدم به این دو جمله
به نظرم ادما باید قبل از حرف زدن به ماهیت موجودِ رو به روشون فک کنن
و اگر خر نیست متقاعد کننده تر صحبت کنن ✌️🏻
شما رو یاد میم های MBTI نمیندازه؟
کلیشه ها کاملا معرف اختلالات شخصیتن
انگار تایپای MBTI نوعی سبک اختلالن
که وقتی کلیشه میشن اختلال شخصیت میشن 😂
الان شما هیستریونیکو ببینید، کاملا esfp
و وسواسی جبری کاملا estj، istj
my hands are shining like a vampire
isn't it weird?
annnd more importantly,
isn't it sort of problem for وضو?
طبیعیه که اصلا دلم نمیخواست بعد از مای هندز آر بذارم؟
هیچ کس نمیگه مای هندز آر شاینینگ به خدا
البته هیچ کسم نمیگه ایزنت ایت
باید به جای استریت تاک، استریت چت بخونم شاید حس بهتری پیدا کردم 😔
Let's criticize!
And please open a door and again restore this broken piece of me
من واقعا میشنوم take and restore
ولی تو لیریکسش نوشته again
شما چی میشنوید؟