Let's criticize!
خداحافظ کرینِ عزیز 🥲
دوستان من با نویسنده خدافظی نکردما
ما کتابا رو با اسم نویسنده صدا میکنیم
نمیدونم شمام میکنید یا نه😔
چون اسما مشابهن، نویسنده ها فرق دارن
- متن -
روسو معتقد بود کودکان شیوه هایی مخصوص به خود را برای دیدن فکر و احساس کردن دارند و این که ما چیز زیادی درباره آنها نمیدانیم؛ بنابراین ما نباید کودکان را مجبور سازیم تا با تفکرات ما دنیا را بررسی کنند و برای مشاهده کردن آنها و گوش دادن به حرفهایشان باید وقت صرف کنیم و اجازه دهیم تا ویژگیهای خاص خودشان را به ما نشان دهند.
- منبع -
- متن -
شدیدترین اخطار گزارش وزارت آموزش و پرورش آمریکا بود تحت عنوان "ملتی در خطر" که در سال ۱۹۸۳ منتشر شد و حاکی از آن بود که مدارس ما در مقابل موج فزاینده حد متوسط گرایی که آینده ما را به منزله ملت و کشور تهدید میکند سر تسلیم فرود آورده اند.
این گزارش خواستار توقعات علمی بالاتری از دانش آموزان بود و پیشنهادهای خاصی نظیر افزایش ساعات درس مدارس و طولانی تر شدن سال تحصیلی ارائه داد.
گزارشهای مشابه بی پایانی به دنبال آمد. در سال ۱۹۸۹ بوش اول رئیس جمهور آمریکا و فرمانداران ایالتها جنبش استانداردها را در اولویت قرار دادند و خواستار استانداردهای جهانی و سنجش و ارزیابیهای دشوار شدند. دولت کلینتون نیز این خواسته را دنبال و بر پیشرفت تحصیلی در علوم و ریاضیات تأکید کرد.
در سال ۲۰۰۰ تقریباً همه ایالتها هدفهای برنامه درسی جدید و آزمونهای استاندارد برای اندازه گیری پیشرفت دانش آموزان را تدوین کردند. در تلاش برای ایجاد مسئولیت و پاسخگو کردن دانش آموزان بسیاری از ایالتها برای ارتقا در برخی سالهای تحصیلی مثلاً از سال سوم به چهارم شرایطی قائل شدند یا فارغ التحصیلی دبیرستان را مشروط به دریافت نمرات معینی در آزمونها کردند. و...
در مطالعه ای که توسط سازمان «اتحاد برای کودکی» انجام گرفت نشان داده شد که کلاسهای تمام روز کودکستان ها در کالیفرنیا و نیویورک معمولاً دو یا سه ساعت را به آموزش ریاضیات و ادبیات اختصاص میدهند. از این مدت هر روزه ۲۰ تا ۳۰ دقیقه برای انجام دادن آزمونهای استاندارد یا آمادگی برای آزمونها صرف میشود.
کلاسهای کودکستانی معمولاً کمتر از ۳۰ دقیقه (و غالباً بدون آن) در روز را به بازی یا فعالیتهای دلخواه کودکان اختصاص میدهند (میلر و آلمون، ۲۰۰۹).
گزارشهای واقعه نگاری ثابت می کند آموزش تحصیلی مانع پیشرفت کودکان میشود و به ویژه آزمونها آنها را آشفته میکند. کودکان نمیدانند با کتابچه آزمونهایشان چه بکنند، زیرا آنها هنوز قادر به خواندن نیستند، برخی از آنها گریه و برخی خود را خیس میکنند. (کوزل ۲۰۰۵، ص ۱۱۴)
- منبع -
- نقد -
حالا هی بیاین بگین ما تو آموزش پرورش چند سال از آمریکا عقبیم!
البته اینکه ما عقبیم شکی توش نیست 😂
ولی نه از آمریکا
مطالب مفصل تر بود، یه فصل کامل به این مسئله اختصاص پیدا کرده که خب خیلی طولانی میشه.
ولی یه چیزی رو چند وقت پیش یکی از دوستان بهم گفت الان دیدم این دقیقا مورد خوبیه.
میگفت وضعیتی که توی غرب هست نتیجه روانشناسی شه و شماهام دارید همون روانشناسی رو میخونید و میخواید اجرا کنید.
من بهش گفتم چرا فکر میکنی اینجوریه؟
مثلا چرا فکر میکنه رگبار گرفتن رو بچه مدرسهای ها که کم کم داره به پدیده پر تکراری تبدیل میشه رو تراپیستا تجویز کردن، یا نتیجه تفکر اوناست؟
دقیقا مثل اینه که بگیم داعش نتیجه اسلامه
هیچ ربطی بهم ندارن.
داعش تو استفاده کردن از آموزه های اسلامی گند زده، دقیقا همونجوری که بعضی غربی ها تو استفاده از حجم زیادی از گزاره و رهنمودهای مثبت و سازنده خودشون گند زدن.
الان مثلا فصل آخر این کتاب (نظریه های رشد کرین) نوشته یک روانشناس آمریکاییه. اومده بر اساس آرای اکثر قریب به اتفاق روانشناس ها سیستم اموزش و پرورش آمریکا رو نقد کرده، آیا ترتیب اثر میدن؟ خیر!
یه دانشمند در اکثر موارد یه دانشمنده، نه یه سیاستمدار کثیف یا یه مجری قانون یا وضع کننده تمام قوانین اشتباه دنیا و شروع کننده همه جنگای ناعادلانه.
یه خورده به علم آبجکتیوتر و غیر شخصی تر نگاه کنید 🚶🏻♀
خب خب
به نظرم کاتارسیس
کلا اساس تقریبا نود درصد تکنیک ها و رویکرد ها همین کاتارسیس و نوعی شرطی زداییه
ینی چندین بار تکرارش کن، ترتیب وقایعو که احتمالا کامل هم یادت نیست، حال و هوای اون موقه رو، احساساتتو نسبت بهش، تاثیراتش تو زندگیت و...
این تکراره باید اتفاق بیفته حالا هر رویکری یه چیزی میگه، یکی میگه باعث شرطی زدایی میشه، یکی میگه به پردازش کمک میکنه، یکی میگه اگه همزمان چشماتو حرکت بدی از بار عاطفیش کم میشه و الا آخر
ولی خب این کاتارسیس (تخلیه روانی) پوینت اصلی ماجراست.
میتونی از ریلکسیشن هم کنارش استفاده کنی
هر چند در بعضی موارد دارو هم کنارش نیازه که معمولا SSRI تجویز میکنن (مهار کننده های باز جذب اختصاصی سروتونین مثل فلوکستین، سرترالین، سیتالوپرام و...)
اما
چند تا نکته
یکی اینکه هر کسی در مواجهه با تروما PTSD نمیشه، ینی اگه یه نفر یه تروما رو به تازگی پشت سر گذاشته باشه لزوما PTSD نیست.
و دومی اینکه سر خود هرگز و هرگز دارو مصرف ننمایید، این کار فوق العاده احمقانه ست چون شما نه ساید افکتاشو میتونید کنترل کنید نه دوزشو می دونید نه هیچی.
سومی هم اینکه PTSD چهار تا شرط اساسی داره، اگر این چهارتا رو تجربه نکنه طرف اصلا PTSD نیست: مرگ، تهدید شدن به مرگ، جراحت جدی، تجاوز جنسی (شخصا تجربه بشه، یا شخصا شاهد وقوعش برای دیگران باشه به صورت حضوری، یا شنیده بشه که رویداد تروماتیک برای اعضای خانواده یا دوستان اتفاق افتاده به شرطی که فجیع یا تصادفی باشه)