ولی زینب اون روز قابلمه رو برام شست و جرممو کاور کرد 😔 من یک کودک هشت ساله و اون یک کودک ده ساله بود 😭
وای چقد کیوت بودیم دو تایییییی 🤣🤣🤣
قابلمه روحی بود 🤣🤣🤣🤣
آخه بگو بچه حالا چرا روحی که همه چی بهش می چسبه 🤣 یه قابلمه نچسب برمیداشتی 🤣🤣
Let's criticize!
یا یادمه چن تا کتاب داشتیم توش یه مشت بچه بودن که شیرینی می پختنننن کاردستی درس میکردنننن الان یادم
یه کتاب دیگه عم بود پرررر از کارای جذاب مورد علاقه من و زینب
ما ساعت ها صرف این میکردیم که کارخونه ای که با اسباب بازی ساختیم حداقل یه بخش از خط تولیدش بدون دخالت دست کار کنه ولی نمیشد 😔😔🤣
بعد این تو پر از طرحای عملی برا بچه ها بود
اینم نمیدونم کی و به چه علت برامون خریده بود 😭😭🤣
هدایت شده از فرویدِ گورگوری مسلمان'
من عاشق این کتابا بودم
خیلیم ازشون استفاده میکردم😂
ناکامی باهاش تداعی نمیشه اتفاقا😔
Let's criticize!
من عاشق این کتابا بودم خیلیم ازشون استفاده میکردم😂 ناکامی باهاش تداعی نمیشه اتفاقا😔
وقتی بزرگ بودی استفاده میکردی
و ضمنا از جلد یک و دوش
جلد سه ش که پر از طرحای باحال بودو یادمه توعم دوس داشتی انجام بدیم 😔
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/56890423/2270
حاجی پشمام من فک میکردم تو بزرگهای (وسط حرفای حقت😂😂)
#دایگو
Let's criticize!
📪 پیام جدید https://eitaa.com/56890423/2270 حاجی پشمام من فک میکردم تو بزرگهای (وسط حرفای حقت😂😂)
حاجی تو کیستی که ما رو نمیشناسی؟ 😔🤣
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/criticize/2278
میشناسم ولی هیچوقت سنتونو نفهمیدم😂😂
#دایگو
مگه میشه اخه بچه های تیم همه میدونن من چن سالمه، میمونن یه نفر که من اونا رو نمیشناسم 😔
یکییییی دیگه بیاد پی ویم بپرسه امتحان شناختی از کجاسا
کنترلمو از دست میدم میگ مگه کوووووووووریییییی