نقطه قوت دیگه این بود که نویسنده اصلا عقده ای نبود و با کمترین تلفات جانی کارو جمع کرد 🤣
بهش افتخار میکنم 😔😂
دیگه واقعا مرگ و میر تو داستان فانتزی زیاده رویه. ملت فانتزی میخونن از دنیا فاصله بگیرن نه اینکه قشنگ تر تو الزاماتش فرو برن🤣
البته شاید نویسنده واقعا در این زمینه افراط کرده باشه 😔 میشه کاپ good end ترین کتاب دنیا رو بهش داد 🤣
هر چند با این وجود خیلی مسخره و ساده به نظر نمیرسید، مث آرتمیس فاول
الان یادم اومد یه تعارض دیگه عم توش بود
در حالی که مجبور شدن به ال تمنا کنن که براشون دروازه باز کنه و تهشم هزارتا بدبختی براشون پیش اومد که خودش صد و پنجاه صفه از کتاب بود، در قسمت پایانی الفی که تمام مدت باهاشون بود خیلی جنتلمن یه دروازه باز کرد 🤣🤣🤣
خب داداش اگه میتونستی زودتر دست به کار میشدی😔😂
Let's criticize!
من از دامیانو متنفر بودم، به طرز عجیبی جدیدا به نظرم آدم جالبی به نظر میرسه
هر چند هنوزم عکسشو ببینم رگ به رگ میشه مغزم ولی مصاحبه هاش یه purity خاصی داره
اون بخش درمانگر وجودم به کمک و پذیرش تشویق میشه. انگار یه پسر بچه کتک خورده س
یاد پسرخالم افتادم وقتی برا غذا خوردن کتک میخورد و آخر راضی میشد بشینه بهش غذا بدم
دوستان کیوت ترین لحظه تاریخ بود 😔😂
با اینکه ده یازده سالم بود ولی غرور ترک خورده یه بچه چهار پنج ساله + بغض + قهر از ضارب + آروم نشستن و غذا خوردن واقعا نمکی بود 😔😂
بعد چون قهر بود و بهش برخورده بود دیگه بیرون غذا نمیخورد، یادمه یه دفه پشت در اتاق قشنگ به در تکیه داد بود داشتم بهش غذا میدادم، در حالیکه داشت سعی میکرد گریه نکنه و لباشو جمع کرده بود😔🤣
از اون جالب تر این بود که این چند دیقه احتمالا تنها چند دیقه ای بود که این بچه جیغ نمیزد از رو سر و کله ما بالا نمیرفت و اصلا نشسته بود 🤣
Let's criticize!
در هر صورت اینکه به نظرم دامیانو از نقطه نفرت محض به مقداری پذیرش در ذهن من رسیده باعت نمیشه از همه آهنگاش خوشم بیاد 🤣
ولی این قشنگ بود 😔
[چیزی که در ذهن بیشتر مردم به نام «هویت شخصی» تعریف میشود، خیلی مستقیم به Fi مربوط است. چرا؟
چون فردی که Fi قوی دارد مثلاً INFP یا ISFP، بهطور طبیعی برای چیزها «ارزش» تعیین میکند و بر اساس آن ارزشگذاری، به آن چیزها «برچسب هویتی» میدهد. یعنی او تعریف میکند: «این چیز چیست؟ چه ارزشی دارد؟ کجای دنیای من میایستد؟» برای همین گفته میشود Fi فقط احساس خام نیست؛ بیشتر ارزشگذاری درونی است.
خیلیها این حرف را به اشتباه بزرگ میکنند و میگویند: «پس Fi یعنی اخلاقگرایی و اصول اخلاقی.» نه. Fi در اصل فقط دارد ارزش را مشخص میکند، نه لزوماً قضاوت اخلاقی و خوب/بد اجتماعی.
حالا این خیلی مهم است:
کاربر Fi همین کار را با خودش هم میکند:رارزش خودم چیست؟ من کی هستم؟ من چه کسی هستم، و چرا؟
بعد بر اساس این درک درونی، خودش را تعریف و نامگذاری میکند. به همین دلیل هم معمولاً از اینکه بقیه رویش برچسب بزنند یا سعی کنند او را تعریف کنند ناراحت میشود. برای او، «تعریف من از خودم» یک حق شخصی و غیرقابلمداخله است. به بیان دیگر: Fi ذاتاً کارکردی فردگراست. Ti هم فردگراست، ولی از جنس دیگری.]
#پخش_نکنید 🤣