به مرور داشتم به اینجا میرسیدم که توجه نامشروط و پذیرش فقط تو تراپی اتفاق میفته🤣 اونم چون درمانگر مجبور نیس تو رو تحمل کنه هر روز و اصن در مقابل تو هیچ وخ قرار نمیگیره. (الان که دقت میکنم میبینم همه قیدای زمانمو اشتباهی مث انگلیسی ته جمله میارم که خوندنشو سخت میکنه 🤣)
و به این نتیجه رسیدم که درمانگر برات یه دنیای آرمانی رو ترسیم میکنه با بازی کردن نقش یه فرد آرمانی که هرگز محقق نخواهد شد. و از تو میخواد نقش یه فرد آرمانی تو همون دنیا رو بازی کنی که بیرون از اتاق درمان بی معنا و حتی آسیب زاست. (به هر حال به یه دلیلی تا اینجا اون رفتارا رو نمیکردیم، چون محیط بازخورد منفی بهش میده)
عرضم به خدمتتون که داشتم به پوینت تنهایی اگزیستانسیال میرسیدم. و به اینکه حتی انگار تنهایی اجتماعی عم اگزیستانسیاله چون با وجود غیر حقیقی آدما گره خورده.
پریروز به این کشف نائل اومدم که شاید رابطه درمانی تعریف شده با چهارچوب های خاصش جای کار داشته باشه.
هر چند فکر میکنم خیلی امکان عملیش وجود نداره که درمانگرا وارد زندگی شخصی درمانجوها بشن، ولی اگه شما تو زندگیتون یه آدم شفابخش پیدا کردین هیچ وقت ولش نکنید، تاثیرش توی زندگیتون از ده سال تراپی بیشتره 😔✨
یه متنم درباره رابطه من - تو داشتم متاسفانه پیدا نمیکنم بعدا براتون میفرستم 😔
ولی خدایی من چقد اون بالاها حرفای اندیشمندانه زدم دوستان 🤣 برا خودمم عجیبه من اینا رو گفتم 🤣🤣🤣🤣
الان حس میکنم غیر منسجم حرف میزنم
انقدی که مقدمه گفتم نتیجه نگفتم و از بالانس خارج شده حرفم 😔🤣
هرگونه اشکال در خواب کافی و به موقع، خوردن آب کافی، داشتن تحرک کافی، نگاه کردن به دور دست کافی، باعث میشه من دچار عوارض متعدد شم. و الان دو مورد اول بهم ریخته 😔😂
Let's criticize!
لحنش یه جوری بود فک کردم داره طلسم میخونه 🤣 ولی داره به عنوان محافظ طبیعت ملتو برحذر میداره 😔🤣
خیلی اجراش تو طبیعت قشنگه، وکالیستای اون اجرا قشنگ تر اجرا میکنن 😔