پس اختلال دیلوژنال داشته
این فقط از یه سایکوز بر میاد
و سایکوز بودن نیازی به تروما نداره
اون باور داره که فرستاددشون بهشت
دیلوژن یه باور تحکیم شده ست که فرد هرگز ازش دست نمیکشه
میتونه نشانه همه اختلالات سایکوتیک باشه ولی تو اسکیزوفرنی و اسکیزوفرنی فرم و اسکیزوافکتیو چن تا معیار دیگه هم میخواد که داد میزنه من دیوونم
تو سایکوتیک کوتاه مدت زمان دادگاه نباید هنوز باور میداشته
بنابراین دیلوژناله
نه کلا یه چیز دیگه س
سایکوز ینی روان پریش
روان پریش ینی کسی که ادراک تحریف شده داره
هدایت شده از Madam Marple
اول اینکه تک فرزند بوده
خانواده بشدت روش حساس بودن ( بعدها مامانشم میکشه چون نمیتونسته پولایی که ازش قرض گرفته رو پس بده.. عای مین...how normal is that?😂)
ولی باهوش بوده و academic person به حساب میومده
ولی تو همه شرکتای خوبی که کار میکرده بعد مدتی اخراج میشه بخاطر ضعف شخصیتی و نداشتن تواناییای اجتماعی
بعد کلا عین ربات بوده
بهترین توصیفی که اطرافیان براش پیدا کردن
مثلا وقتی از یه جا به بعد میفهمه زنش مریضه و بهش دروغ گفته و کارشو هم برا بار n از دست میده و حس میکنه زندگیش خیلی از کنترل خارج میکنه، شروع میکنه به کوتاه کردن چمنای باغش با قیچی! Like what??
این یکی از دلایل ocd بودنش بود
دارم میرم سمت ضد اجتماعی 😂
ولی بازم نفهمیدم استفاده از قیچی برا کوتاه کردن چمن چه ربطی به OCD داره
ولی اتفاقا عاطفه محدود و نبود علاقه اجتماعی از سمپتومای منفی اختلالات سایکوتیکه
ولی اگه سمپتوم منفی داشته باشه دیگه دیلوژنال نیست
اسکیزوفرنیکه
رفتار آشفته یا کاتاتونیکم که داشته
و استادمون امروز میگف تجربه بالینی من اینه که اسکیزوفرنی های کلاسیک عجیب غریب بودن همیشه
در حالیکه مثلا سایکوز کوتاه مدت قبلش عجیب نبوده، بعدشم نیست
so it's fit