eitaa logo
Let's criticize!
37 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
107 ویدیو
20 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
- متن - سارتر میگوید انسان مثل ساعت نیست. خداوند انسان را خلق نکرده است تا یک وظیفه خاص را انجام دهد یا معنای خاصی در زندگی داشته باشد. وقتی به دنیا می آییم هیچ چیزی با خودمان نمی آوریم هیچ دلیل یا هیچ معنایی به همراه ما وجود ندارد هیچ طراحی قبل از خلق ما هیچگونه ماهیتی برای ما در نظر نگرفته است. بنا بر این ما ابتدا وجود داریم و بعد یک معنا یک رسالت یا یک تعریف برای خودمان به وجود می آوریم.
به این ترتیب، قبل از به وجود آمدن ساعت برای آن یک تعریف خاص حضور دارد، اما انسانها اول به وجود می آیند و بعد برای تک تک آنها یک تعریف خاص حضور می یابد. به همین دلیل است که وجود مقدم بر ماهیت است. انسان اساساً موجودی است که ماهیتش را خودش میسازد و این کار را از طریق تصمیماتی که میگیرد و کارهایی که میکند انجام میدهد. اگر وجود قبل از ماهیت حضور دارد انسانها آزاد هستند که خودشان خودشان را خلق کنند، چون انسانها در ابتدای کار ماهیت ندارند هیچ هستند هیچ چیزی نمیتواند آنها را مجبور کند یک تصمیم خاص بگیرند یا یک کار خاص را انجام دهند. انسان ها بی نهایت گزینه در اختیار دارند تا از میان آنها انتخاب کنند. این نوع آزادی میتواند از پای در آورنده باشد.
سارتر میگوید: انسانها محکوم به آزادی هستند. این جمله معنای استعاری دارد هیچ قاضی ای هیچکس را محکوم به آزادی نمیکند. منظور سارتر این است که آزاد بودن بخشی بنیادین از انسان بودن است و ما نمیتوانیم از آزادی خود بگریزیم. - منبع -
- نقد - فک نکنم نیاز باشه صراحتا بگم که حرفش متناقضه چطوری محکوم به آزادی هستیم ولی وجودمون ماهیت ضروری نداره؟ مشخصا وقتی چیزی هست که نمی‌تونیم ازش فرار کنیم اون همون ماهیت ضروریه نکه بخوام بگم ماهیت بر وجود مقدمه ولی تئوری ذاتا ماهیت نداشتن انسان تو عقاید خود سارتر نقض شده
- متن - اگزیستانسیالیست ها می‌گویند: خود روش علمی ساخته و پرداخته ذهن انسان است و نمی‌توان برای درک عقل و منطق انسانی، که سازنده روش علمی بوده است، کافی باشد! - منبع -
- متن - بعضی افراد با افتخار راجع به توانایی خود در دروغ گفتن به دیگران صحبت میکنند. وقتی دیگران به لبخند آنها نیاز دارند، لبخند میزنند وقتی دیگران به تایید شدن از سوی آنها نیاز دارند، آنها آنقدر تعریفشان را میکنند که باد میکنند.
دروغگوها به همه دروغ میگویند به مشتری، به کارفرما، به استاد. آنها معتقدند برای پیشبرد کارها دروغ گفتن عیبی ندارد و دروغ گویی موقت خواهد بود. مثلاً، تا وقتی دروغ خواهند گفت که بتوانند از دانشگاه فارغ التحصیل شوند. بعد دیگر دروغ نخواهند گفت. شاید تا زمانی که شغلی به دست بیاورند مجبور شوند به دروغگویی ادامه دهند. شاید بهتر باشد تا ارتقای مقام بعدی در شغلشان دروغ بگویند و بعد آن را متوقف کنند، نه بهتر است دروغگویی را بعد از رسیدن به بالاترین مقام در شغل خود ترک کنند! آنها صداقت داشتن (authenticity) با خود و با دیگران را دائم به تعویق می اندازند!
اما آیا این کار میتواند ناسالم باشد؟ هر چه باشد توانایی به تعویق انداختن ارضای نیازها حتی ارضای نیاز به صداقت داشتن با خودمان بخشی ضروری از موفق شدن در جامعه است. توانایی نقش بازی کردن باعث میشود چه در کوچه و بازار و چه در محیط های دانشگاهی و آکادمیک و چه در بازار خدمات سلامت روان، بتوانیم موفق باشیم. اگزیستانسیالیست‌ها در پاسخ به سئوال بالا میگویند ماسک زدن به چهره و دروغگویی جزء ذات بشر است، اما از ما میخواهند در دروغگویی و تخریب کردن خودمان آنقدر پیش نرویم که دیگر از بابت آن دچار شرم و عذاب وجدان نشویم! در این صورت دروغگویی مرضی خواهد شد. - منبع -
warning! با توجه به اینکه خیلی چیزا برای من جالبه ممکنه روزی صد تا پیام اینجا بیاد !
نقدهاتون رو هم
- متن - بین ۱ تا ۲ سالگی کودکان توجه خود را به جزئیات کم اهمیت معطوف می کنند. مثلاً به حشرات کوچکی توجه میکنند که برای ما بی اهمیت اند. یا اگر به آنها تصویری نشان دهیم به جای تمرکز بر موضوعی که مورد توجه ماست به اشیای ریزی که در زمینه تصویر قرار دارند دقیق میشوند. توجه به جزئیات نشان دهنده تغییری در رشد روانی کودک است. آنان تا قبل از این معمولاً به اشیای رنگارنگ و نورها و رنگهای درخشان توجه میکردند ولی اکنون سعی میکنند تجربه های خود را تا حد امکان کامل کنند. (مونتسوری، ۱۹۳۶ ب، ص ۶۹) ‌