ترکیبی غیر استادانه از هری پاتر و نسبتا استادانه از مجستریوم بود به نظرم
مثلا چوب دستیا رو به چاقو تغییر داده بود و مغازه چاقو فروشی و چاقو تو رو انتخاب میکنه و...
به نظرم اگه خود چوب دستی و مغازه اولیوندرو عینا میآورد انقد تو ذوق نمیزد
یا حتی جادوی بلندکردن صدا، جام ورزشیشون، پیمان رازداری خونیشون... یه خورده تو ذوق میزد
از طرفی شورا، ویلنی که قبلا شاگرد یه استاد بزرگ بوده و حتی کاراکتر پردازی اورلو مشابه مجستریوم بود. اورلو انگار همون آرون بود
و راستش حتی جریان نیم ها منو یاد تلماسه انداخت
با این وجود به نظرم خوب بود
ولی میدونید مشکل اساسیش به نظر من چی بود؟
تخلیش فوق العاده سنگین و ثقیل و بعضی اوقات ناخوشایند بود
من برا همه کتاب هایی که خوندم لوکیشن خاصی دارم، ینی الان به من بگید خونه فلانی تو فلان رمان قشنگ یه نقشه و تصاویر خاصی تو ذهنم هست
ینی میگم عادت دارم حین خوندن تصاویرو انقد آپدیت میکنم تا کامل شه و معمولا این حرکت اصلا زمان نمیبره ینی در حین خوندن اتفاق میفته
حتی کتابای تخیلی یا چیزای عجیب، حتی کتاب حصار 🤣🤣 با تمام عجایب تخیلیش میک سنس میکرد به قول شاه حیدری 🤣
ولی تو این کتاب مخصوصا تو قسمت آخرش
تصویر ظاهر شدن اوکونسو انقدر عجیب بود که شیش هفت بار وسط کار اصلاح شد و باز یه چیزایی نمیخوند مثلا داشتم فک میکردم چرا زیر گل غرق نشدن با اینکه یه چیز سی متری از تو گل زده بیرون و داره به اطراف گل می پاشه
ینی میدونید ذهن آدم انتظار داره وقتی یه صحنه رو تجسم میکنه مستلزماتش اتفاق بیفته
از طرفی یه چیزایی واقعا سخت تصویر میشد
مثلا صورت روح
یه کله مربعی چوبی؟
یه کله گرد درخشان مث خورشید دماغش مثل انسانه ولی چشماش کنده کاری شده؟
میدونید حتی دلم نمیخواد تصورشون کنم
اصلا خوشایند نیستن
دلم نمیخواد قهرمان داستان چشماش کنده کاری شده باشه مث این چش سیاها تو کورالین
به نظرم واقعا تخیلش ناخوشایند و ثقیل بود
و البته توصیفات هم به اندازه کافی دقیق نبود
مثلا راجب اون روح حشرک ها هیچ وخ توضیح دقیقی نداد
یا حتی راجب خونه اساتید
توضیحات مختصر بود
هر چند من همیشه رد میشم از جزئیات توصیف شده ولی تصاویر تو ذهنم همیشه کامل ترن
همیشه فک میکردم این توصیفات جزئی مسخره رو برا کیا میذارن
الان فهمیدم همونا چقد مهمن حتی وقتی از روشون رد میشی🤣
هدایت شده از - مُطرِب ِمتمَدِّن -
بچها چقدر دختره توی گیفتد شبیه زهراست 😂😂
هدایت شده از - مُطرِب ِمتمَدِّن -
خارق العاده بودنش
حالا نه درون حد
ولی بامزه بود، یاد تو میوفتادم