🌺🍃رمـــان #ازمن_تافاطمه.. 🌺🍃
قسمت ۱۷
#هوالعشق
#خانه_مهربانان
#فاطمه_نوشت
در راه بودیم٬
هوا کم کم روبه سرما میرفت٬گونه هایم گل انداخته و باعث خنده بانمک گاه و بی گاه علی شده بود.
نزدیک خانه میشویم ٬خانه ای که من درآن گرمی داشتن خانواده را چشیدم ٬خانه ای پرمحبت و خلوص فراوان و جبران تمام کمبود محبت های پدر و مادرم بود.
ماشین را در پارکینگ پارک میکنیم و به سمت اسانسور میرویم٬زمانی که علی دکمه اسانسور را فشار میدهد و اسانسور بالا میرود ته دلم خالی میشود و احساس ضعف در تمام وجودم میپیچد انقدر واضح که علی میگوید:
-چیشد خانوم؟
-ه... هیچ..هیچی .اوف یکم معدم ..
و در اسانسور باز میشود و فرصت ادامه صحبت را از من میگیرد٬مامان ملیحه با لبخندی همراه اشک دستانش را برای به اغوش کشیدنم باز میکند و من بی پروا به اغوشش پناه میبرم و غرق لذت میشوم.
-آخیش مادر.. کجا بودی اخه عزیزکم٬کجا بودی عروس گلم کجا..
و بغض امانمان نمیدهد و اشک از چشمانمان سرازیر میشود ٬دوست دارم ساعت ها در این اغوش امن بمانم و تنفس کنم.
به سختی از مادر جدا میشوم و زینب مانند خواهر های گم شده که تازه همدیگر را دیدند تمام صورتم را غرق بوسه میکند و هردو انقدر هم دیگر را فشار میدهیم تا روحمان یکی شود٬پدر را از ان سمت شانه زینب دیدم که اشک در چشمان گود افتاده اش جمع شده و مظلومانه مرا نگاه میکند٬به سمتش میروم و میخواهم دستش را ببوسم که نمیگذارد و سرم را از روی چادرم میبوسد٬تازه یادم افتاده که چادر بر سر دارم و این شوق زیبا ٬برای دیدنم با چادر برای اولین باراست.علی را نگاه میکنم احساسم این است که حسودی میکند چون خیلی این پا و ان پا میکند ٬از فکر خود خنده ام میگیرد.وارد خانه میشوم بوی قرمه سبزی را استشمام میکنم و لبخندی روی لبانم نقش میبندد.به سمت مبل ها هدایت میشوم و ارام میگیرم علی کنار پدرش مینشیند و میدانم برای احترام است٬زینب و مامان ملیحه دوطرف من مینشینند و دستانم را نوازش میکنند ..
-فاطمه جان چرا انقدر لاغر شدی مادر رنگ به رو نداری دخترم ..
-وای مامان جون الهی قربونتون برم خیلیم خوبم ٬شما خوب باشید فقط برای من کافیه.
-الهی بگردم که انقدر مهربونی دخترکم
-خدانکنه مادر جون.
اینبار باباحسین مرامخاطبش قرار داد:
-دخترم ٬چقدر چادر بهت میاد ماشاءالله هزار الله واکبر چقدر خانوم تر شدی.
-ممنون باباجان٬نظر لطفتونه.
-فاطمه خانوم پاشو پاشو ببینم٬نشسته اینجا هی قربون صدقش برن ٬ای دختر لوس پاشو بینم.
🌺🍃ادامه دارد....
801.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جمهوریاسلامیزمانیخواهدرفتکه . . .🇮🇷
هدایت شده از خآتون
بیداری بیکار نشین
بیا باهام حرف بزن؛)
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_uh2fcur&btn=حرفات.با."خاتون"
هدایت شده از تــِرنـدشـآپ|𝐓𝐫𝐞𝐧𝐝 𝐒𝐡𝐨𝐩
╭────── 🛍️ 𝐓𝐫𝐞𝐧𝐝 𝐒𝐡𝐨𝐩 ──────╮
✨ فهرســت محصــولات مــوجــود در تــرنــد شــاپ ✨
برای پیدا کردن هر محصول، روی هشتگ مربوط به همون دسته بزنید 👇🏻
🎀 دستبندها
#دستبند_روح
#دستبند_کریستالی_قرمز
#دستبند_کریستالی_هفترنگ
#دستبند_پروانه
#دستبند_چشمنظر_کریستالی
#دستبند_بی_نهایت
#دستبند_مروارید
#دستبند_جغد_کریستالی
#دستبند_ونکلیف
#دستبند_روح_فانتزی
#دستبند_ونکلیف_ترند
#مارشال
#دستبند_رزکوارتز_اسپیرال
#دستبند_روح_پلاس
⛓️ گردنبندها
#گردنبند_اسپیرال
🎁 ستها
#ست_اسپیرال
#ست_رفیقونه
🌷 مدلهای خاص و ترند
#ونکلیف_ترند
#روح_فانتزی
#مارشال
#اسپیرال
💌 سفارش و انتخاب
هر مدلی رو پسندیدی، کافیه روی هشتگش بزنی و نمونهها و جزئیاتش رو ببینی.
برای ثبت سفارش یا سوال درباره رنگ و مدل، به ادمین پیام بده 💗
@trend_accessory1
╰────────────────────╯
📌 این پیام سنجاق شده؛ برای دسترسی سریع به محصولات نگهش دارید.
هدایت شده از خآتون
بیداری بیکار نشین
بیا باهام حرف بزن؛)
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_uh2fcur&btn=حرفات.با."خاتون"
هدایت شده از خآتون
چـآلـش یهـویـی
نـوع شـبـانـه🌚
هرکی زودتر ایموجی [ 🔥 ] فرستاد
نفر اول برنده؛)
@e_lham16
-
________________
*@art_work_kh •
خفنترین چنل ِمذھبی با اختلاف ، قطعا اینجاااست 💀📿 :
𝑱𝒐𝒊𝒏 : [ https://eitaa.com/joinchat/3434415828Ca562b02127]
تنها چنلی که با خوندن متن هاش به فکر فرو میرم🗿🤌🏻 :
اگه بالا خونه[🧠] اجاره ندادی ،
جات اینجاست..🧋🧃.