بعد اخر سال که حضوری رفتیم امتحان بدیم خوبه من دارم با این حرف میزنم یهو اسمش یادم نیاد؟
همینطوری زل زدم تو چشاش دهنمم باز (زیر ماسک بود خداروشکر)
امتحان عربیم داشتیم
هیچی دیگه اقا اینم باما قهرش گرفت
البته اگه دوستای مهدکودک و پیش دبستانی رو حساب نکنیم
چون اصن اسم همو نمیپرسیدیم-
بعد شمارشم داشتم هرچی گشتم تو روبیکا که ببینم این فلانی به روبیکا پیوست کجاس که ببینم فامیلش چی بود پیداش نکردم
هیچی دیگه بیخیال شدم همونطوری نشستم چیزیم نگفتم
حس میکردم اونم منو شناخته ولی چیزی نگفت