این زندگی هیچ وقت عادلانه نبوده و نخواهد بود.
همش برپایهی احتماله
و احتمال هم یعنی شانس
و این شانس و احتمالات هم از انتخابها و تصمیمات آدما شکل گرفته.
گذر زمان هم روی این تصمیمات تاثیر میذاره.
یا تضعیفشون میکنه یا تقویت.
یعنی اینکه پنجاه درصد احتمال داره تو بلند شی توی گلدونت لوبیا بکاری
پنجاه درصدم احتمال داره بشینی سرجات هیچکاری نکنی.
۱. تو پاشدی و اون لوبیا رو کاشتی.
حالا یک شانس برای داشتن یه جوانهی لوبیا وجود داره
ولی!
به شرطی که تو اون نور و آب و خاک مناسب رو براش فراهم کنی.
حالا پارامتر زمان میاد وسط.
تو همهی اون موارد مورد نیاز رو تهیه کردی
ولی تا وقتی که اجازه ندی زمان مورد نظر برای رشد اون لوبیا بگذره هنوز شانسی برای جوانه داشتن نداری.
ولی احتمالش رو داری
این شانس با گذر زمان به وجود میاد.
حالا چند روز گذشت...
تو کم کم جوونه رو که از خاک سر دراورده میبینی.
خوشحال میشی و به مراقبت ازش ادامه میدی.
حالا تو یه جوونه داری.
آیا میتونی ازش پول دربیاری؟
میتونی باهاش نون بخری؟
این جوونه سیرت میکنه؟
نه!
هیچ غلطی نمیشه با یه جوونه کرد چون هنوز زمان بهرهبرداری از یه جوونهی لوبیا نرسیده.
باید بهش زمان بیشتری بدی مراقبت کنی.
آیا میشه تضمین کرد که این جوونه به تو یه کیلو لوبیا بده؟
نه
حتی معلوم نیس که بتونی نگهش داری یا نه.
شاید خاکت آفت بزنه
شاید یادت بره بهش آب بدی
شاید اصن خورشید دیگه طلوع نکرد
اینا همش احتمالاته
احتمال یعنی ریسک
یعنی تو میدونی شاید موفق نشه ولی همونقدر که شاید نشه، شایدم بشه.
بگذریم.
میریم جلوتر.
اومدیم و رسیدیم به یه ساقهی محکم و قوی لوبیا
که یه چوب محافظ هم بهش بستی تا محافظ ساقهش باشه.
و با گذر زمان ترتیبی دادی تا اون جوونه بتونه به زندگی ادامه بده.
غذا دادی
نور دادی
توجه دادی
و الان اون ساقه بهت چند تا غلاف لوبیا داده